خودشناسی/ بخش ۱۳۰
در باره ی سوال و جواب در خودشناسی/ بخش دوم
سوال کردن آغاز تعقل است، اما
در مرحله ی نخست سوال باید از خود پرسیده شود و تعهد حقیقی این است که شما سوال را به آن مرکزی در درون خود ارسال کنید که پاک و منزه است، نه اینکه آن سوال را از نفستان بپرسید و تشخیص این دو نتیجه ی حقیقی را مشخص می کند.
زبان عوام به اندازه ی کافی غنی نیست تا حامل مفهومات خودشناسی و یا عرفانی باشد.
زبان عوام زبان عمومی است و شما برای اینکه علم نجاری را یاد بگیرید، مجبور به فراگیری اصطلاحات نجاری هستید و نمی شود با زبان عمومی مفاهیم تخصصی را فرا گرفت،
از طرفی اصطلاحات تخصصی سخن را کوتاه و انتقال مفاهیم را سریع تر و راحت تر کرده و از همه ی اینها مهمتر به مخاطب پرسپکتیوی جدید و نو می دهد.
می گوید فهم مطالب خودشناسی برایم سخت است، اما اگر به او پول بدهی، زن و مرد جذاب بدهی،
می رود خودش را به آب و آتش می زند و تمام کلمات مربوطه را یاد می گیرد!
انگیزه ی ضعیف بهانه های روانی و مغلطه تولید می کند!
مشکل دنیا و آدم ها فهماندن نیست، بلکه انتخاب نفهمیدن است،
برای فهمیدن فقط کافی است خودت باشی و تا خودت نباشی فهمی در کار نخواهد بود.
باز می گویی خودم هستم اما در این میان خبر نداری که این نفس است که خودش را ذات تو جا می زند و رفتارهای تو این را نشان می دهد.
می گوید من از لذت بردن دیگران لذت نمی برم، در حالیکه نمی داند نفس اوست که از لذت بردن دیگران لذت نمی برد و چون ذات خود را هرگز فعال نکرده است، به نفس خود خو گرفته و نفس خود را ذات خود تلقی می کند.
برای فهمیدن هزاران نشانه در طبیعت است،
اما برای نفهمیدن یک بهانه کافی است!
اگر من به فرد بهانه جو بگویم که شما در ازای فهمیدن معنای ۱۵ کلمه ۱۵۰۰ یورو دریافت خواهید کرد، به احتمال زیاد در اولین و سریع ترین زمان ممکن آنها را یاد می گیرد،
اما مخاطب بهانه جو در اعماق قلب خود انگیزه ی لازم را برای فهمیدن ندارد ، زیرا فهمیدن برابر با احساس مسئولیت خواهد بود و او سالیان درازی است که با منجمد کردن قضایای ناگوار برای نفس، همیشه از اصل ها و جواب های حقیقی گریزان بوده است.
فهماندن برای کسی که نمی خواهد بفهمد و منافع نفسش در نفهمیدن است، کاری بسیار دشوار است.
کسی که عارف نیست، اما برای عارف ها تکلیف مشخص می کند و یا کسی که آن دنیا را ندیده اما از آن دنیا می گوید،
یعنی جهل مرکب دارد و جهل مرکب اوج جاهلیت است.
لازم به یادآوری است که کلمه ی "جاهل" فحش و توهین نیست، بلکه مانند سرطان و یا ایدز نام یک اختلال و بیماری است و در حقیقت باید از کسی که اختلال ما را تشخیص می دهد سپاسگزار و قدران باشیم و این آغاز تغییر و تحول به طرف سلامتی و اصل زندگی است.
البته که جاهلیت حتی از بیماری ایدز و سرطان نیز خطرناک تر است.
ادامه دارد...
قاسم سلطانی
relatie tussen zelfkennis en gezondheid