آدرس ارتباط با نویسنده
آدرس گروه تلگرام
https://t.me/joinchat/Bf8fdz68sQaX8r6MsL15tA
آدرس کانال تلگرام رابطه ئ خودشناسی با سلامتی
https://telegram.me/Soltanighasem
تفاوت #کنترل همسر با مراقبت از همسر/ بخش اول
بسیاری از مردان و زنان نفسانی به نام عشق و دوست داشتن و علاقه ی زیاد
بیست و چهار ساعته همسر خود را کنترل می کنند و رفتارهای سادیستیک خود را زیر پوشش عشق و علاقه پنهان می کنند.
و بسیاری از همسران ساده لوح نیز تمامی تحقیرها، توهین ها، تهدیدهای قهرانه و حسادت های بیمارگونه را عشق و علاقه تلقی کرده و به این اختلالات دامن می زنند.
انسان عاقل و سالم تفاوت تعصب و اختلال را باید از مراقبت تمیز دهد و اساس و تاج مراقبت آزادی است.
همسر کنترل گر قبل از اینکه عاشق شما باشد، فردی است که از تنهایی و ترس خود می گریزد و برای گریز از تنهایی و ترس های خود همسر خود را زندانی می کند. یک کنترل گر بسیار خوب می داند که برای کنترل شما نخستین گامی که باید بردارد دوستان و ارتباطات شما را قطع کردن است و کاری می کند که رابطه ی شما را با دیگران قطع کرده و شما را تنها کند، وقتی شما تنها شدید به راحتی می تواند به شما زور بگوید و کسی هم نیست که این زورگویی ها را شاهد باشد، و صد البته تمام این شگردها را طوری انجام می دهد که شما فکر می کنید که ایشان فقط در شما تمرکز دارند و از بس شما را دوست دارند دست به این کارها می زنند.
یک کنترل گر کلاسیک میل عجیبی برای خلع اعتماد به نفس شما دارد و برای رسیدن به این هدف شوم خود، مرتب از شما ایراد می گیرد، جنگ و جدل راه می اندازد، بحران تولید می کند و در صدد این است که تصمیما ت شما را طراحی کند تا از این طریق شما را در بن بست قرار داده و اعتماد به نفس شما را قربانی کند.
یکی دیگر از علائم همسر کنترل گر تهدید پنهان است، تهدید پنهان یعنی اگر شما از خواسته ئ او سرپیچی کنید او به شما توجه نمی کند و یا از توجهش می کاهد و انقطاع هیجانی را آغاز می کند. رو برمی گرداند، و شما را از محبت و توجه محروم می کند و این در اصل رفتار سادیستیک برای یک همسر است.
یکی دیگر از نشانه های همسر کنترلگر و یا فرد کنترل گر محبت های زیادی و بزرگ در یک مقطع است که در واقع به شما باج می دهد تا شما را کنترل کند. بسیار محبت می کند، کادو و هدیه می دهد، تلاش می کند لذت و توجهی به شما دهد که نادر است، حتی زندگی خود را به خطر می اندازد تا شما را بالاخره مدیون خود کند، سعی می کند شما را تنها نگذارد و در پشت این تنها نگذاشتن ها نیتی پلید با نام کنترل بر لحظه های شما خوابیده است.
یکی دیگر از خصوصیات افراد کنتر ل گر، دادن احساس گناه به شماست. اگر شما یک انتقادی از ایشان کردید، ایشان زود گریه می کند،
فشار خونش تغییر می کند و حتی کاری می کند تا به بیمارستان هم کشییده شود تا حقیقتاً شما باور کنید که ایشان را اذیت کرده اید و بالاخره کاری می کند که شما به خواسته ئ ایشان تن در بدهید، اما کنترل گر در حقیقت هوش زیادی ندارد و عدم هوشمندی او را همین رفتارها لو می دهد، اما یک زیرکی نفسانی دارد که اگر او را بفروشد حیرانی می خرد.
داند او کو نیکبخت و محرمست
زیرکی ز ابلیس و عشق از آدمست
زیرکی سباحی آمد در بحار
کم رهد غرقست او پایان کار
زیرکی بفروش و حیرانی بخر
زیرکی ظنست و حیرانی نظر
یکی دیگر از خصوصیات بارز افراد کنترل گر، جاسوس بازی است. اینها تمام صحبت های ساده ی شما را نیز بررسی می کنند تا چیزی از آن بیرون آورند، تمام کدهای شما را می خواهند بدانند، از تمام روابط شما سر در بیاورند تا احساس قدرت کنند. اینها از عدم اعتماد در رنج هستند و اساس اعتماد را برائت نمی دانند و برای اعتماد کردن دست به سرک کشیدن به حریم مقدس و شخصی شما
می شوند.
یکی دیگر از خصلت های افراد کنترل گر تهمت زدن و افترا است، به عبارتی دیگر، حسادت، تهمت، افترا، شک و تردید از رفتارهای مزمن یک کنترل گر است،
این رفتارها تا حدی در فرد کنترل گر رشد می کند که او را بالاخره مضطرب و افسرده و مبتلا به اختلالات دیگر روانی می کند و روزی می رسد که اینها دچار بیماری اسکیزوفرنی هم می شوند.
استفاده از بحث و جدل های فرسایشی و خسته کننده شیوه ی دیگر این افراد بیمار است.
اینها برای اینکه شما به شفافیت و حقوق خود نرسید، و کاری می کنند که شما از ترس بحث و جدل و قهر، هرگز حقوق و حق را بیان نکنید و چنین می شود که انقطاع هیجانی بین همسران آغاز می شود و طلاق عاطفی صورت می پذیرد و کنترل گر عوض به دست آوردن همسر و معشوق خود او را از دست می دهد.
قاسم سلطانی
نمای دور/ نمای نزدیک
یعنی هرچقدر نزدیکشان بشوی و محرم تر بشوی، زیباتر و جذاب تر و امن تر هستند، اما،
بعضی ها هم از دور زیبا هستند و هرچقدر نزدیکشان بشوی و محرم تر بشوی، دلت را می زنند و از زیبایی شان کاسته می شود. اینها را نباید کلوزآپ کرد، هرچقدر کلوزآپشان کنی، لکه های شان بهتر دیده می شوند!
انسان ظاهرپرست از دور خودش را جذاب می کند، انسان ظاهرپرست، ظاهر را حفظ می کند و ظاهر را دیدنی می کند، اما هرچقدر نزدیک و به عمق بروی، پنهان کاری هایش رو می شود، و برای همین است که بسیاری پنهان کار هستند و این پنهان کاری ها در آنها قضاوت و خشم پنهان تولید می کند و این قضاوت و خشم پنهان در نزدیکی رو می شود و برای همین خاطر اینها خیلی نزدیک آدم ها نمی شوند و همیشه بین آنها و مردم یک فاصله ای وجود دارد.
به عبارتی دیگر، آنهایی که نقاب و حجاب دارند، آنگونه نیستند که خود را نشان می دهند. اینها هرگز با کسی نمی توانند محرم شوند، زیرا محرمیت و معصومیت صفت هایی دارد که این دسته از افراد پنهان کار فاقد آن هستند.
کیفیت افراد در نزدیکی و محرمیت رو می شود و اینها شرایط محرمیت و نزدیک شدن را ندارند، زیرا ظاهر اینها با باطنشان متفاوت است. اگر برای اینها دو امور را رازشناسی و تابو شکنی کنی، واقعیت اینها رو می شود.
قاسم سلطانی
خانواده های بسته و پنهان کار
قاسم سلطانی
خانواده ئ جاهل ما را دوست ندارد/ بخش سوم
چشم دل باز کن که جان بینی
آنچه نادیدنی است آن بینی
آنچه نشنیده گوش آن شنوی
وانچه نادیده چشم آن بینی
برای دوست داشتن نیاز به زیبابینی و زیباشناختی داریم.
ممکن است کسی دیوانه وار عاشق کسی شود که او از خودش بدش می آید.
آیا ما همیشه مصلحت خودمان را بهتر می دانیم؟
و شاید یک متخصص و البته خودشناس بهتر از خود ما و خانواده ئ ما مصلحت ما را تشخیص دهد.
خانواده ئ متعصب خطرناک تر از دشمن برای ما است.
قاسم سلطانی
خانواده ئ جاهل ما را دوست ندارد/ بخش دوم
از برادر، خواهر، پدر و مادر جاهل و خودنشناس،
برای ما مهربان تر و دلسوز تر است.
دیوانکان و بیماران بسیاری را می شناسم که در قالب و نقاب خواهر و برادر و والد، کینه و خشم خود را از اعضای خانواده ئ خود گرفته و می گیرند. هیچ دشمن خارجی مانند خانواده ئ جاهل و ناباب و خودنشناس برای ما دشمن تر نیست،
و فقط یک دشمن است که از آنها دشمن تر است،
و آن تعصب و خرافه گرایی در خود ما است.
قاسم سلطانی
خانواده ئ جاهل ما را دوست ندارد/ بخش اول
اما این خرافه ای بیش نیست،
زیرا خانواده ای که ترازوی درونی ندارد، برادر و خواهری که خودشناسی نکرده و جعل را از اصل نمی تواند تشخیص دهد و یا خواهر و برادری که حسادت پنهان دارد، همچنانکه قضاوت و خشم پنهان هم دارد،
ما را از فردی که به معصومیت و خودشناسی رسیده و با ما صادق است، بیشتر نمی تواند دوست داشته باشد، حتی اگر بخواهد، در توانش نیست که ما را به اندازه ئ یک فرد تمامیت بین دوست داشته باشد.
هزار نکته باریکتر ز مو این جاست
نه هر که سر بتراشد قلندری داند
مدار نقطه بینش ز خال توست مرا
که قدر گوهر یک دانه جوهری داند
دوست داشتن و درک و فهم خود و دیگران نیازمند معصومیت و آگاهی است. دوران بربریت و جاهلیت باید روزی به پایان برسد، بیایید خرافه زدایی کرده و در حهل و ظلمت و خرافه زندگی نکنیم.
قاسم سلطانی
ابوجهل/ تفکر انکارگرا
اوباش بی سروپا می آید و بدون تحقیق و استدلال، کلام این عارف و محقق و عالم را انکار می کند.
ای برادر تو همان اندیشهای
ما بقی تو استخوان و ریشهای
انسانی که بدون استدلال، امری را انکار کند، دچار تفکر انکارگرا و علت زده است و عواقب مضری برای جامعه و روابط در آن جامعه دارد.
انسانی که بدون استدلال و منطق سخنی و امری را انکار کند، نه تنها مهربان نیست و نمی تواند باشد، بلکه برای خود و خانواده ئ خود و جامعه ئ خود نامطبوع و مضر است.
انسانی که واکنش زده است، اختلالات روانی شخصیتی فراوانی دارد.
قاسم سلطانی
تعقل و مراقبه باارزش تر از مطالعه است
کتاب خواندن مهم نیست، چگونه خواندن مهم است. اگر کتاب خوان های ما درست کتاب می خواندند، دنیا الان شکلی دیگر داشت.
معمولا کتاب خوان های ما گیج، سردر گم و پر از اطلاعات هضم نشده در خود هستند و این حافظه و عملکرد ذهن آنها را دچار اختلال می کند و در تصمیم گیری ها دچار تضادهای فراوانی می شوند.
بعضی ها انقدر کتاب می خوانند و انقدر نظر این دانشمند و آن نویسنده و آن متخصص را مطالعه می کنند، تا که دچار سوء هاضمه ئ روانی می شوند. عین فردی که مرتب پرخوری کند و هر غذایی را هم بخورد.
خودشناسی و شناخت حقیقت بدون تعقل مراقبه گون و بدون صداقت و معصومیت ذهن، جاه طلبی بیش نیست و برای فریب و فخرفروشی است.
فریب آنهایی که پز کتاب خواندن را می دهند نخورید، انسان سالم و هشیار با دو سوت عاشق و عاقل می شود.
قاسم سلطانی
معصومیت و صدق یعنی چه؟
نوع اول معصومیت بچه گانه است که از روی انتخاب او نیست، بلکه از روی جبر بچه گانه است و باید رشد کرده و به مرحله ئ اختیاری بعد از کسب آگاهی برسد.
خود معصومیت و صدق نتیجه ئ مرحله ای از علم حصولی و خودشناسی است، زیرا سالک و حقیقت جو به این نتیجه می رسد که عدم معصومیت و صدق مانع دریافت و فهم حقیقت و واقعیت می شود. اما معصومیت باید از مرحله ئ لفظ و باور به مرحله ئ ایمان و عادت تبدیل شود و این کار با انتقال اطلاعات و باور صداقت به بخش ناخودآگاه روان (دل) که شامل دست، پا، نشست، برخواست، چشم و گوش میسر می شود. یعنی فقط باور به صدق و معصومیت نشانه ئ صدق در ما نیست، بلکه این باور باید جایگزین شگردهای ذهن و ایمان کهنه که ضد معصومیت و صدق است بشود.
اینکه صدق و معصومیت لازمه و شرط خودشناسی است، خود یک علم حصولی است که از دیگران و با تحقیق میشود آن را کسب و یا تقلید و دزدی کرد، اما همین باور با علم حضوری تکمیل می شود و علم حضوری یعنی خود به معصوم تبدیل شدن.
برای همین است که من بارها نوشته و گفته ام که ما به مولاناشناس و حافظ شناس نیاز نداریم، ما به خود مولانا و حافظ نیاز داریم!
وقتی ما خودمان معصومیت و صدق را از طریق انتخاب و اختیار عاشقانه ایمان کردیم، آنگاه واقعیت و حقیقت موجود، خود را عریان و محرمانه به ما نشان می دهد و دلیلش بسیار ساده است، زیرا معصومیت یعنی باز شدن چشم بصیرت، معصومیت یعنی دیدن و بوییدن و نگاه بدون عینک شخصیت و نفس، معصومیت یعنی نگاه و دریافت مراقبه گون، معصومیت یعنی شاهد بودن، معصومیت یعنی به معصومیت مراجعه کردن، معصومیت یعنی مراجعه ئ به خرد و آن مرکزی که بدون سانسور و تحریف تمام حقایق دنیا را برای ما منعکس می کند.
آگاهی و عشق همزمان و بعد از مرحله ئ معصومیت رخ می دهد و قبل از آن لفظی بیشترنبوده و ملموس نیست.
علم حصولی را می توان بدون آگاهی و معصومیت کسب کرد، به خاطر آن است که دانشگا ها هر سال هزاران دکترا وارد بازار می کنند، اما علم حضوری را تنها و تنها با معصومیت می توان کسب کرد، زیرا علم حضوری قرار نیست مانند علم حصولی دست نااهل بیفتد.
علم حصولی نیاز به آگاهی و شعور ندارد، در حالیکه علم حضوری خود شعور و آگاهی است.
قاسم سلطانی
هرکس هر آنچه را که دارد به دیگران می دهد
یکی درد دارد، یکی عشق دارد،
یکی خشم،
یکی کینه و عقده دارد.
بعضی ها هرکجا وارد می شوند آنجا را می سازند و بعضی ها هرجا وارد می شوند آنجا را تخریب می کنند.
بعضی ها روح سازندگی دارند و بعضی ها روح تخریب دارند.
قاسم سلطانی
بعضی ها از خدا می ترسند!
ترس که امری نفسانی است، اما ای کاش اینها از غرور و تکبر و پنهان کاری می ترسیدند.
ای کاش از خرافه گرایی می ترسیدند،
ای کاش از نامهربانی و از دروغ و تخریب می ترسیدند.
ای کاش از سانسور و تحریف می ترسیدند.
ای کاش از نقاب صورتشان می ترسیدند.
ای کاش از جهل می ترسیدند.
و ای کاش از نفاق و تملق می ترسیدند.
قاسم سلطانی
relatie tussen zelfkennis en gezondheid