خودشناسی/بخش ۱۱۲
بهشتی کیست، جهنمی کیست؟
فوتبالیست کسی است که فوتبال را تمرین کرده باشد،
خلبان کسی است که علم خلبانی را فرا گرفته باشد.
اگر تو مداحی را تمرین کرده باشی مداح می شوی و اگر رقص را تمرین کرده باشی رقصنده می شوی.
اگر تو حجاب، مغلطه، اختلاس، فریبکاری، سانسور، تحریف، ریا و تزویر، نفاق، احساس مالکیت و دیگر نمادهای انقطاع را تمرین کرده باشی،
از جنس همانها می شوی،
اگر عشقبازی، درستکاری، تقسیم عشق، عریانی و شفافیت، مهربانی، فروتنی، معصومیت و فرزانگی را تمرین کرده باشی،
از جنس همین رفتارها میوه می دهی
کسی که رفتارهای جهنمی را تمرین کرده است، نمی تواند وارد بهشت شود، زیرا بهشت را تمرین نکرده و آداب و رفتارهای بهشتی را بلد نیست.
کسی که خشم، انتقام، غیبت، مغلطه، بی اعتنایی، حسادت و دیگر نمادهای انقطاع را تمرین کرده است، وارد دنیایی می شود که متناسب با این تمرینات است و کسی که معصومیت و فرزانگی را تمرین کرده است وارد جهان بهشت می شود.
هر چیز که تمرین کنی آن می شوی
اگر آزادگی، تقسیم عشق، تقسیم مهر و الفت، شفافیت و برهنگی را تمرین کرده باشی وارد جهان شفاف و نورانی می شوی و اگر نقاب، حجاب، بیگانگی، ریا و تزویر، تعصب و دیگر نمادهای انقطاع را تمرین کرده باشی، وارد جهان ظلمت، ابهام، نقاب و انزوا می شوی.
کسی که ستیزه، بحث و جدل و کل کل کردن را تمرین می کند، وارد همان دنیای ستیزه می شود،
یعنی افرادی را به خود جذب می کند و یا به طرف افراد و جهانی سوق داده می شود که همجنس او باشند و کسی که معصومیت و فرزانگی را تمرین کرده است وارد جهانی معصوم و حقیقی می شود.
در بهشت همه باهم محرم هستند و فقط آنهایی که محرمیت را تمرین کرده باشند را راه می دهند!
با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
تا بیخبر بمیرد از درد خودپرستی
فرد بهشتی و جهنمی نیز مثل همه ی قضایا نشانه ها دارد و با زور و ادعا و مغلطه نمی شود نشانه ها را حذف کرد.
بهشت و جهنم همین لحظه ی اکنون است، آیا بهشت را تمرین کرده ای یا جهنم را؟
علاقه ی تو به هرچه باشد و به شرط آنکه آن را تمرین کرده باشی همان می شوی.
چشم ها باید دیدن را بیاموزند، گوش ها باید شنیدن را بیاموزند،
اگر گوش های تو نمی تواند حقیقت را بشنود و چشمانت قادر به دیدن حقایق نیست و خواجگی اخلاق داری و قادر به دیدن زیبایی ها نیستی،
چرا تو وارد جهانی پر از عریانی و حقایق بشوی؟
جنس رود سوی جنس بس بود این امتحان
شه سوی شه می رود خر سوی خر می رود
آیا انصاف است که فرد معصوم را با یک مغلطه گر جاهل همخانه کرد؟!
خدا و شیطان در یکجا نمی گنجند
قاسم سلطانی
relatie tussen zelfkennis en gezondheid