درگیری با احساس گناه یک مشغولیت بسیار آزارنده و موذی و اتلاف انرژی و در نهایت یک فکر مزاحم می باشد. در ایام عید پیش فلانی نمی روید, اما در ذهنتان تمام طول روز پیش او هستید. در واقع احساس گناه دو لبه و شخصیت دارد. شما یک کاری را می خواهید انجام بدهید و یا انجام نمی دهید. مثلا شما تصمیم گرفته اید یک روز تمام, هیچ کاری انجام ندهید, در حالی که لحظاتی که هیچ کاری انجام نمی دهید, احساس گناه دست از سر شما برنمی دارد. اگر فلان کار را انجام می دادم بهتر بود و به عقب نمی افتاد.

در کل احساس گناه چیزی است که ما آن را زاییده خود می دانیم. معلول علت کارها و تصمیمات خود تلقی می کنیم. و از باید و نبایدها سرچشمه می گیرد. با کمی دقت و توجه و آگاهی پی می بریم که این باید و نبایدها و باورهای تحمیل شده, متعلق به ما نیستند. متعلق به کسانی دیگر در زمان و مکان و کیث خاصی بوده اند- که حالا و بعد از تغییرات فراوان باز هم دست بردار نیستند!! (متجاوز).

توده ای از مردم به اصطلاح فداکار می پندارند که ما با داشتن خانواده و بچه ها نباید وقت و فرصتی برای خودمان سوا کنیم, برای این که این را خودخواهی می دانند!

ما باید دیگران را در نظر داشته باشیم و احساس مسئولیت در قبال همه چیز داریم! هرچند که این مسولیت و در نظر داشتن به قیمت قربانی شدن خودمان باشد!؟ ما درد و ظلمی را که سال هاست بغض در گلوی ما تولید کرده است را در خود نگاه می داریم, مبادا که خدای ناکرده کسی از ما دلخور نشود!

ما باید به هر قیمتی که شده است, به خاطر فرزندان و ... پیش همسر دیوانه و متعصب بمانیم! بالاخره در قبال دیگران و خانواده احساس مسولیت داریم!!

بزرگترین احساس مسولیت ما این است که خوب زندگی کنیم و خودمان را بشناسیم و اگر هم چیزی مانع خودشناسی و آزادی ما می شود, آن را می بخشیم و پرونده آن را می بندیم و از آن پرهیز می کنیم. و احساس گناه هم یک توهم و ساخته متقلبان و کلاه برداران کوچه بازار می باشد. اگر شما مرتکب کار خطایی شده اید- پوزش و بخشش بطلبید و مسولیت شما با درخواست بخشش و تکرار نکردن آن به اتمام می رسد. مخصوصا شاد و خندان باشید...

قاسم سلطانی