#شناخت خود(#خودشناسی) چیست و ابزار شناخت کدامند؟ / بخش چهل و چهارم
#نفس چیست؟
تعریف لغوی نفس همان "خود" است،
اما خودی کاذب، خودی بی ریشه که هویتش را از رخدادها، تاثیر اجداد، ادوار، فرهنگ، باورها، شخصیت، اپی ژنتیک، رای و نظر عوام می گیرد و قائم بر نظر و ارزش گذاری دیگران و به خصوص عوام است،
مثل سرطان در انسان روییده، که مراد بنده از "نفس" همین تعریف است.
من جعلی و جانشینی که خودش را ذات انسانها جا می زند، نفس است.
خودی که دچار #اختلال الیناسیون و از خود بیگانگی شده و از خودش و ذاتش جدا و منزوی گشته، نفس است.
این من قلابی قدرت تشخیص سره از ناسره را ندارد. منبع و ترازویی ندارد که به آنجا مراجعه کند تا حق را از باطل و درست را از غلط تشخیص دهد.
این من قلابی دمدمی مزاج است و از رخدادها و اتفاقات هویت می گیرد و رخدادها او را سرد و گرم می کنند.
حال و احوال او دست خودش نیست.
نشانه و نمادهای نفس (اختلال از خودبیگانگی و الیناسیون)
حیلت، پرستیژ و شخصیت گرایی، تعصب، لفظمندی، رخداد و اتفاق پرستی، بحران پرستی، زود رنجی، بی اعتمادی، نگرانی، بی قراری، سانسور، تحریف، برتری طلبی، حسادت و تنگ نظری، مقایسه برای ارزش گذاری، معنی کردن ذهنی، پیش داوری، جزم اندیشی، عدم انعطاف، غرور و تکبر، بی اعتنایی، شهوت کلام و خوراک، انقطاع هیجانی، امتناع هیجانی، عجله، عدم فضاداری، ناسپاسی و قدرناشناسی، تحت تاثیر گذشته و آینده زندگی کردن، کینه، انتقام، تخریب، بی نظمی درونی و بیرونی، جاه طلبی، خرافه پرستی، خرافه گستری، خرافه پذیری، غیبت کردن، مغلطه و سفسطه، شروری، تملق، دوئیت، خساست، ترس، خشم، نامهربانی، عدم شفافیت، انحصارطلبی، مرجع پرستی و هر رفتاری که ما را از خود و ذات ما دور کند، نمادهای اختلال الیناسیون و از خود بیگانگی هستند.
نمادهای انقطاع که از نامش پیداست، باعث ایجاد اختلال در عقل کلی و هوش معنوی انسان شده و برای او یک عقل جزوی و مصلحت اندیش به ارمغان آورده و او را از خودجوشی و تمرین خود محروم ساخته است.
باید گفت که این سیستم عامل من منقطع (نفس) که انسان در خود نصب کرده، توانایی ایجاد رابطه ی تفهمی و اتصال هیجانی با ذات هیچ چیزی را ندارد و موجب می شود که ارتباط انسان با خود و دیگران به یک رابطه ی قراردادی سطحی ذهنی و اجتماعی تنزل یابد.
خودشناسی باعث می شود که ما نقش و تاثیر نمادهای انقطاع را شناسایی کنیم و به خطرناک و غریبه بودن آنها واقف شده و بفهمیم که آنها از جنس زندگی نیستند و به بهداشت روانی و فیزیکی انسان آسیب می زنند.
عقل و هوش معنوی هرکسی در گرو قربانی کردن این نمادهای انقطاع است.
دیو چو بیرون رود
فرشته در آید
وقتی انسان توانست نمادهای انقطاع را در خود شناسایی و حذف کند، به هدف فطری خود (معصومیت) تبدیل می شود و سپس گردش در مقصد(معصومیت و بهشت) آغاز می شود.
آنگاه قیامت برپا شده و انسان معشوق فطری واقعی خود را که همان خود واقعی است ملاقات می کند و دنیا رنگ و مزه ای دیگر به خود می گیرد.
چشم دل باز کن که جان بینی
آنچه نادیدنی است آن بینی
آنچه نشنیده گوش آن شنوی
وانچه نادیده چشم آن بینی
#قاسم سلطانی
relatie tussen zelfkennis en gezondheid