نودو سه درصد احساسات نسل بشر توسط ارتباط غیر گویشی انجام می پذیرد. زبان و کلام تنها هفت درصد می تواند از واقعیت و شرح حال ما بگوید. تن و آهنگ صدای ما سی و هشت درصد مسئولیت احساسات ما را به عهده دارد. و پنجاه و پنج درصد زبان بدن یعنی حرکات و حالات و منش فیزیک ما سخن از ما می گویند. مخصوصاً زبان صورت و نگاه کنترل نشده، بالاترین مسئولیت ارتباطات با دنیای خارج را بر عهده دارد.

بیشترین احساسات نسل بشر را از چهرهء او می توان تشخیص داد. کسی که عصبانی است، اغلب چهرهء او از دروغ و نمایش آن شخص پشتیبانی نمی کند. نگاه او راست به جلو و چشم ها را برای لحظه ای می بندد. اغلب هم لب ها بسته است. و یک فرد ناراحت ابروهایش را گره می زند و گوشه ی دهانش به پایین افتاده می شود.

خشونت، شادمانی، ناراحتی و رضایت از احساساتی هستند که به راحتی قابل تشخیص هستند. اما برای تشخیص قوه ی حسادت، احساس گناه، احساس خودبزرگ بینی، احساس مالکیت و احساس آقایی کردن، ما به اطلاعات بیشتری از نمایش صورت و چشم ها لازم داریم. هر خنده ای شبیه هم نیست. اثرات یک خنده و شادی ژرف مدتی طولانی در چهره ی ما باقی می ماند. در حالی که یک خنده ی مصنوعی زود از چهره ناپدید می شود. شکل خنده ی یک انسان خجالتی هم متفاوت از دیگر خنده هاست و زود ناپدید می شود.

برای تشخیص احساس پذیراگری، مهربانی، نامهربانی، مهرورزی و عشق ورزی لازم است که ما با طرف مقابل حداقل سیصد ساعت باهم باشیم تا حالات شخص را شناسایی کنیم که آیا حالات و اعمال او هم از ادعاهای آن شخص پشتیبانی می کنند یا نه.

واکنش در نسل بشر یک امر بدیهی است و هر انسانی در برابر اتفاقات و حوادث واکنش مخصوص خود را دارد و همین واکنش ها هستند که فرد را لو می دهند. واکنش های چهره ورفتاری نه تنها حالات درونی فرد را فاش می سازند بلکه تجربه آن شخص را در قبال همان ارتباط نیز بیان می کند. اگر شما با کسی در حال صحبت باشید و طرف مقابل به چهره ی شما نگاه نکند!؟ بدون شک احساس راحت و امنی نخواهید داشت و یا اگر طرف مقابل پیوسته به شما زل بزند باز هم راحت نخواهید بود. برای شناخت یک فرد که آیا شما می توانید با آن شخص راحت باشید یا نه، حداقل سیصد ساعت شما باید با ایشان به مسافرت بروید. میهمانی بروید. نمایشنامه ببینید و کتاب بخوانید و . . .

اشاره ها هم گویای احساسات ما انسان ها هستند. مشت گره کرده بطوری که همه می دانند نشانه ی خشم است. در حالی که کشیدن بینی نشانه ی ردکردن است. حالات بازوان و دستان ما هم می توانند منظور باطنی ما را برسانند و ما را لو بدهند. اگر فردی از شما می پرسد که روی صندلی بنشینید. اگر انگشتان دست به هم چسبیده و به طرف پایین باشند، اغلب نشانه دستور و از موضع بالا برخورد کردن تلقی می شود. در حالی که اگر کمی به طرف بالا باشد، یک دعوت تلقی می شود. می بینیم که یک فرق کوچک ولی دو معنای متفاوت می تواند داشته باشد.

بدنی که پشتیبان کلام فرد نباشد. در آن صورت اعتماد به آن شخص دشوار خواهد بود. تجربه و بودن در حال به شما کمک می کند که بهتر، واقعی تر و باکیفیت تر یکدیگر را بشناسید.

تمامی ارقام و آمار درج شده را نمی توان به "همهء" مردم تعمیم داد، استثنا یک قانون است و این ارقام برای عموم صدق می کند چرا که یک فرد "متقی"، نیازی به این 300 ساعت ندارد که فرد مقابل را بشناسد، او با یکی دو نظر، درون انسانها را شناسایی می کند، مانند طبیب متبهری که از راه رفتن بیمار تشخیص می دهد که بیمار چه دارد و نیازی به سونوگرافی و غیره ندارد!

قاسم سلطانی