اختلال اوتیسم
اوتیسم یک اختلال و یک معلولیت روانی و رفتاری مزمن است. نفهمیدن و عدم درک و تطبیق واقعیت های دنیا با احساسات و حواس پنجگانه - یک معلولیت است. اغلب افراد بزرگسالی که مبتلا به اختلال اوتیسم می باشند- منظور از رفتارهای دیگران را یک توطئه و یک تبانی می پندارند. گمان می کنند که تمام کارها و واکنش ها و رفتارهای اطرافیان برای گول زدن اینان طراحی می شود. بچه های بزرگتر و مبتلا به اوتیسم نیز این احساس که اطرافیان برای گول زدن من نقشه کشیده اند- دیده می شود. افراد مبتلا به اوتیسم اغلب از تشخیص رفتار مناسب عاجز می باشند. اینان نمی دانند که در فلان شرایط کدام رفتار و واکنش را باید انجام بدهند. بعضی اوقات بسیار اغراق آمیز با ادب و دیگر اوقات بسیار بی ادب رفتار می کنند.
عوارض اختلال اوتیسم بیشمار است. بعضی ها از دوران بچگی برچسب های گوناگونی را دریافت می کنند: موجود غیر زمینی- بی تربیت و... در هر صورت همه افراد معلول اوتیسمی خود را متفاوت تجربه می کنند. بعضی ها چنان متفاوت که خود را برتر می دانند و بعضی ها چنان متفاوت که خود را کمتر می یابند. و احساس متفاوت بودن و عدم درک از اطرافیان بیماری های بیشمار دیگری را نیز به اختلال مورد نظر افزون می کند. در این شرایط تشخیص اختلال اوتیسم می تواند بسیاری از مشکلات معلول و اطرافیان را حل بکند.
آسیب های قابل توجه دیگری که باید به آن اشاره کرد:
عدم تماس چشمی-حالات بدن و صورت و اشارات برای تنظیم تعاملات اجتماعی و فردی.
عدم موفقیت در روابط با همسالان و توسعه آن.
کمبود سرگرمی خودجوش و خلاقیت.
به دنبال دیگران بودن.
اختلال در توانایی برای شروع مکالمه با دیگران و یا حفظ...
کلیشه ای و تکراری استفاده از زبان و یا استفاده از کلمات
دوست ندارند در آغوش گرفته شوند و دیگران را در آغوش بگیرند.
در برابر صداها و صحبت ها بیخیال جلوه می دهند- به طوری که انگار آن را نشنیده اند.
مالیدن و به هم زدن دست ها و ...
دو نفر با معلولیت اوتیسم لازم نیست همیشه مانند هم باشند. اغلب بزرگسال ها با بازی های روانی و معیارها و ارزش های جامعه- معلولیت اوتیسم را تا اندازه قابل توجهی حداقل در جامعه مخفی و پنهان می کنند. در واقع با موفقیت های قراردادی و اجتماعی- اختلال اوتیسم را آرایش و گریم می کنند. که این آرایش و گریم در ارتباطات خانوادگی و خصوصی و تخصصی قابل پنهان نیست. از افرادی که دچار اختلال اوتیسم می باشند- نباید احساساتی از قبیل رومانتیک بودن و درک کردن و ارتباطات اجتماعی گرمی را انتظار داشت. ارتباط با اینان یعنی در خدمت اینان بودن. یکی از محدودیت های بزرگ این معلولیت- عدم مشورت و گفتگوهای عمیق می باشد. اینان هرگونه مشورت و گفتگو را یک تله و نقشه فرض می کنند.
اوتیستیک ها نیاز بسیار زیادی به ساختار- روال- راهنمایی و ارائه پیش بینی ها هستند. چرا که ساختارها و روال های کهنه و محافظه کارانه امنیت به اینان می بخشد و ترس و وحشت از انعطاف و تغییر در اینان با کمتر چیزی برابری می کند. به ویژه عدم انعطاف پذیری در برابر همسر و فرزندان بسیار بالا می باشد. همسران مبتلا به اختلال اوتیسم خود را همیشه دست تنها و بی یار و یاور حس می کنند. مخصوصا این که اطرافیان از اختلال همسرشان بی خبر هستند و او را یک انسان مهربان و عادی می بینند!
علم روانشناسی تجربی و موجود- درمانی را برای اختلال اوتیسم نمی شناسد. اینجانب عقیده بر این دارم که هر فردی مبتلا به اوتیسم را می توان جداگانه با تمرین های طراحی شده و با کمک خانواده و قراردادها یک زندگی قابل کنترل را ایجاد کرد. این اعتماد و خواستن و انگیزه می طلبد. انگیزه را باید و می توان آفرید.
قاسم سلطانی
relatie tussen zelfkennis en gezondheid