بعضی اوقات ممکن است شما کشش و احساس قریبی به کسی داشته باشید، مثلا یک ایرانی را در خیابان های هلند می بینم و احساس نزدیکی و خودمانی و کشش به او در ذهنم احساس می کنم، این احساس می گوید که من در چهرهء او نشانی هایی از گذشته می بینم و این گذشته، توجه من را به او جلب می کند، و شاید من بپندارم که از او خوشم آمده است، در حالی که ممکن است این کشش از روی احساسات ناگوار نیز به وجود آمده باشد و ممکن است که واقعی باشد.

شاید شما از عمل فردی، دفاع و طرفداری کنید، این دفاع و طرفداری لازم نیست که از روی حس عدالتخواهی و قضاوت صحیح صورت بگیرد، این طرفداری می تواند ناشی از آن باشد که اعمال او آشنا هستند، و شما خود نیز، آن عمل را گاهی انجام می دهید و یا انجام داده اید و چون او را درک می کنید، می پندارید که او کار درستی انجام می دهد و از او دفاع و جانبداری می کنید. این نوع دفاع و جانبداری از روی علاقه و دوست داشتن نیست.

دوست داشتن، امری مقدس است و به هیچ چیزی وابسته نیست. تاج دوست داشتن، آزادی، استقلال، آگاهی و سلامتی است. نمی توان آگاه، آزاد، مستقل و سالم نبود، اما یکی را دوست داشت. این غیر ممکن است.

برای اینکه کسی را حقیقی دوست داشته باشیم، چهار به علاوه یک را باید در خود داشته باشیم:

آگاهی، آزادی، استقلال، سلامتی + اعتماد

قاسم سلطانی