این "من" اسباب بازی خطرناکی است!
به کودکی پستی، به جوانی مستی، به پیری سستی، پس کی خداپرستی؟
وقتی بچه هستی، به بچه های دیگر پز می دهی که اسباب بازی و عروسک من بهتر از اسباب بازی توست، پدر من قوی تر از پدر توست. وقتی بزرگ می شوی، می گویی، رشتهء تحصیلی من بهتر از رشتهء تحصیلی توست، خانهء من بهتر از خانه توست، مقام من بهتر از مقام توست.
بچهء "من" به فلان مدرسه می رود، معلم خصوصی برای بچه ام گرفته ام، مدل اتومبیلم آخرین مدل است و مال تو کهنه است.
اگر بهتر نباشد، غمگین می شوی و حسادت می ورزی و در صدد انتقام می افتی. این حسادت و عقده و خشم، کجا فرود خواهند آمد!؟
این "من" کودک مانده است، و به آن "کودک درون" می گویند و تا این کودک درون، بالغ نشود، درد و رنج و اندوه با "تو" و "من" همسفر خواهد بود.
این "من" اسباب بازی بسیار خطرناکی است، فرزندانمان را به اسباب بازی خطرناکی مانند "من" عادت ندهیم. به جای "من"، تو را احیا کنیم!
قاسم سلطانی
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۱ ساعت 22:7 توسط Ghasem Soltani
|
relatie tussen zelfkennis en gezondheid