"هدف"
نقطه ی آغاز حرکت را مبداء، و نقطه ی پایانی ی آنرا هدف می نامند
از آنجا که هدف همان نقطه ی پایانی ی حرکت است اگر انواع حرکت را بشناسیم اقسام هدف را هم خواهیم شناخت
حرکت چیست؟
حرکت یعنی انتقال و انتقال گاهی از جایی به جایی است مانند انتقال از منزل به مدرسه
و گاهی از جایگاهی به جایگاهی است مانند انتقال از کودکی به جوانی و پیری
حرکت بر دوقسم است
جبری و اختیاری
از آنجا که هدف، پایان حرکت است
اگر حرکت جبری باشد لزوماً هدف هم جبری خواهد بود
مانند حرکت جبری ی انسان از تولد تا مرگ
واگر حرکت اختیاری باشد لزوماً هدف هم اختیاری خواهد بود
مانند حرکت اختیاری ی انسان از نادانی و نپختگی بسوی دانایی و پختگی
آنچه برای انسان دارای اختیار از اهمیت فوق العاده برخوردار است شناختن هدف جبری ی خود است یعنی بداند برای کدام نهایت و پایان آفریده شده است و سرانجام از کجا سر درمی آورد،
آیا حرکت جبری ی انسان با تولد شروع می شود و با مرگ به پایان می رسد؟
یا مرگ هنوز بین راه است و پایان راه انسان قیامتی است که انبیاء و اولیاء الهی از آن خبر داده اند؟
اینکه به پاسخ این سؤال برسیم سه راه پیش رو داریم
راه اول اعتماد کردن به خبری که انبیاء و اولیاء الهی داده اند
این راه آسانترین راه است ولی کسی که می خواهد با انتخاب آگاهانه ی اختیاری ی بسوی هدف جبری ی خود حرکت اختیاری داشته باشد از این طریق راضی و قانع نمی شود
راه دوم اینست که صبر کند تا آخر کار و ببیند به کجا می رسد یعنی از حرکت اختیاری ی خود هیچ استفاده ای نبرده و در طول زندگی با انجام حرکت جبری فقط زنده باشد نه زندگی کند دقیقا مانند یک دانه ی سیب که وقتی در خاک قرار می گیرد تا وقتی تبدیل به سیب می شود هیچ آگاهی و اختیاری از خود ندارد
راه سوم اینست که از قدرت فهم و عقل خود بهره برده و با مراجعه به برنامه ی نرم افزار جان خود و با استفاده از ادراکات یافتنی و مصون از خطا هدف جبری ی نهایی را شناخته و تا رسیدن به آن حرکت اختیاری و آگاهانه داشته باشد و در طول زندگی همراه با زنده بودن زندگی هم بکند
هدف جبری که هر جانداری برای رسیدن به آن آفریده شده است هرچند در پایان حرکت جبری ی آن جاندار قرار دارد ولی از همان ابتدا در درون آن جاندار بصورت استعداد و بالقوه موجود است
مثلاً استعداد سیب شدن، در دانه ی سیب از همان اول در درون دانه وجود دارد و اگر کسی دانه ها را بشناسد از همان ابتدا از وجود آن خبر می دهد و می گوید که این دانه مثلاً در آینده سیب خواهد شد و آن دانه در آینده پرتقال می شود کودکانی که دانه ها را نمی شناسند و از نهایت حرکت جبری و طبیعی ی آن دانه ها بی خبرند او را به عنوان غیب گو شناخته و به او ایمان می آورند و با تعجب از او می پرسند از کجا دانستى که این دانه در نهایت چه می شود؟
به نظر شما آن عالم آگاهِ به هدفِ دانه ها در پاسخ کنجکاوی ی کودکان چه می تواند بگوید؟
چون سر وکار تو با کودک فتاد
پس زبان کودکی باید گشاد
گاهی می گوید به من اعتماد کن مهم نیست که از کجا می دانم مهم اینست که به من اعتماد کنی که من می دانم و تو نمی دانی
گاهی با اصرار بیشتر کودک مواجه شده و می گوید کلاغه برای من خبر می آورد
وگاهی میگوید تاکنون دیده ای که من دروغ بگویم
گاهی کودک راضی نمی شود که نمی شود ناچار کتابی برایش می آورد و می گوید در این کتاب نوشته شده است
و گاهی های دیگر
هر کودکی با یکی از این پاسخها ساکت می شود و دست از پرسشی که توان فهمیدن پاسخ آنرا ندارد برمی دارد تا وقتی که کم کم بزرگتر شود و بتواند پاسخ صحیح آن پرسش را بفهمد
هدف جبری ی انسان هم از همان بدو شکل گیری ی نطفه اش در رحم مادر مشخص می شود و کسانی که با این هدف آشنایی دارند به سایرین اطلاع می دهند و از آنها می خواهند به دلایل مختلف و بهانه های گوناگون به آنها اعتماد کرده و تا رسیدن به مرز فهم و عقل و شعور، دست از این اعتماد برندارند و پس از رسیدن آنها به مرز تعقل آنها را دعوت به تعقل و اندیشه و تدبر می کنند و از آنها می خواهند اقوال را شنیده و با مراجعه به ادراکات یافتنی ی خود که مصون از خطا هستند آنها را سنجیده و بهترین آن اقوال را برگزینند
کسانی که آمادگی ی لازم را برای شناخت هدف واقعی ی خود با تکیه بر ادراکات یافتنی ی درونی خود دارند منتظر یافتن هدف نهایی ی خود در درون خود باشند
اگر انسان بتواند هدف جبری ی نهفته در جان خود را، درست بشناسد و با انتخاب آگاهانه، آنرا نشانه گرفته و انتخاب اختیاری کند هنگامی که در مسیر حرکت جبری ی زندگی به آن هدف جبری برسد چون به نهايت آرزو و خواسته ی اختیاری ی خود رسیده است وارد در بهشت سعادت شده و خود را بهشتی خواهد یافت
ولی اگر هدف اختیاری ی او با هدف جبری اش مطابقت نداشته و او در شناخت هدف جبری اش دچار اشتباه شده باشد در جهنم ناکامی ها و حسرت ها وارد خواهد شد زیرا هدفی را انتخاب کرده که خیالی بوده و واقعیت نداشته و به چیزی خواهد رسید که هرگز آنرا انتخاب نکرده است یعنی هرچه را که خواسته نرسیده و هرچه را که نخواسته رسیده است
اگر کسی بخواهد هدف جبری ی واقعی ی خود را درست بشناسد تا گرفتار شناخت خیالی از هدف نشود
باید به ادراکات یافتنی ی خود مراجعه کرده و هدف واقعی ی خود را باتوجه به "معنا" و "نشانه های هدف واقعی"، در خود بیابد
ادامه دارد...