وقتی در شرق از آزادی و عشق سخن می گوییم- می گویند از اندیشه های غربی حمایت می کنید! وقتی در غرب از آزادی واقعی و معنویات سخن می گوییم- می گویند شما تروریست هستید و اندیشه های اسلامی و شرقی دارید!

یک جوان ایرانی که نه اروپا و نه غرب را دیده است و تمام دارایی و اندیشه هایش بومی و درونی و خلاقانه می باشد- چرا او را باید وابسته به غرب تلقی کرد!؟ آیا این توهین به ملت شرق و ایران زمین نمی باشد!؟ گویا که آزادی و عشق را غربی ها اختراع کرده اند! آگاهی که جفرافیا نمی شناسد. در این بغل گوش هم گرفتار ساده لوحان غربی هستیم که هر عمل خوبی که انجام می دهیم- فوری می گویند که شما خوب پذیرش و تطبیق فرهنگ داده اید!! انگار که تمام رفتار متمدنانه و آزادمنشی منحصر به غربی هاست!

اتم هم منحصر به غربی هاست!! اگر در غرب سوار اتومبیل می شویم و از فلسفه سلیقه ها صحبت می کنیم- گمان می کنند که این از لطف خود غربی هاست! در ایران- زادگاهمان هم وقتی جز رنگ سیاه چیزی بپوشیم و بگوییم- می گویند: غربی زده هستید و ... پس من تا کی غریبه تلقی و تعریف خواهم شد!؟ من غریبه و غریب نیستم. من خود شما هستم. شرق و غرب و شمال و جنوب نکنیم. این انزواگری و بیگانگی را حاصل می شود. مهربان باشیم و انسان را با غرب و شرق بررسی نکنیم.

 

قاسم سلطانی