دغدغه و نگرانی نسل بشر امروزی، با عنوان "موفقیت" تدائی و تجسم و توهم می‌شود. این روزها صنعت موفقیت در ایران رونق گرفته و به نظر می‌رسد صنعتی بسیار موفق و پرمنفعت باشد! .واقعا موفقیت چیست؟ در عرف و عادت و خوی سرمایه‌سالار، موفق بودن یعنی توانایی تولید پول به نفع چرخ‌های اقتصاد سرمایه‌داری. آن ‌چه صنعت موفقیت تبلیغ می کند و داردار و عربده می کشد, همین موفقیت به معنای ثروت اندوزی است. بازرگانان و سوداگران جدید همگی در خدمت هدف غایی تولید پول هستند. صنعتِ موفقیت و سرمایه سالاری نگاهی بسیار فردگرا و انزوایی به اجتماع و طبیعت دارد. سیستم آموزش و پرورش که برای جامعه صنعتی طراحی شده است. دانش در دانشگاه ها برای کار کردن و تولید سرمایه طراحی شده است. به همین خاطر انسان ها هرچقدر بیشتر تحصیل می کنند- ذهنشان بیشتر صنعتی می شود. دانش امروزی از روی آزادی و علاقه و عشق نیست. بلکه برای "موفقیت" در ذهن ها تحمیل می شود. دانش تحمیلی! و دانشی که تحمیلی باشد- خشم و انتقام در پی خواهد داشت. نه خلاقیت!

دانش امروزی در ما شوق و ذوق ایجاد نمی کند. دانش امروزی افسردگی و یاس و غم به وجود آورده است. بی خود نیست که این همه از فرزندان ما علاقه ای به درس و مشق ندارند. اغلب کسانی که ترک تحصیل می کنند همان آگاهان و هوشمندان معترض هستند. اینان را دریابیم و روی چشمانمان بگزاریم....ما باور کرده ایم که هر چقدر اطلاعات داشته باشیم و هرچقدر بیشتر بدانیم- پس بیشتر داناییم! و این خطای آموزش و پرورش و دانش امروز ماست. سیستم آموزشی و دانش امروزی ما خلاقیت را از فرزندان گرفته است. عشق را ترور کرده است و خسارت آن را هم همه ی ما می پردازیم.  

مبلغان صنعت موفقیت، خواسته یا ناخواسته توهم ایدئولوژی موفقیت را بیش از هر چیز در تلاش و پشتکار شخصی و فردی می دانند و اهرم و رمز موفقیت را در کشف قابلیت ها آموزش می دهند. و سبب ناموفقیت را در عدم اراده شخص تبلیغ می کنند. بی عدالتی و سلطه و حکومت ارزش های غلط و ناسالم جامعه سرمایه سالار هم هیچ دخالتی در موفقیت من و شما ندارد و مقصر اراده شخصی من و شماست!! کلاس ها و سمینارهایی که برای ترویج ایدئولوژی سرمایه داری تشکیل می شوند. مسولیت بی عدالتی و ناموفقیت را تنها در عدم اراده شخصی رواج می دهند. یک کودک در اتیوپی و سودان از گرسنگی هلاک می شود. لابد هوش کمتری دارد! یا پشتکار و اراده کمتری دارد! زلزله- خانه های فقیران را ویران می کند و کودک و نوجوان در سوگوار مادرش می ماند. لابد این کودک پشتکار و اراده نداشته است! زنی که زندانی قوانین و باورهای شیطانی شده است و نمی تواند نفس بکشد- لابد اراده و پشتکار کمتری دارد!

جالب توجه و چیزی که در این تکنولوژی فکر مضحک جلوه می کند- این است که گاهی اوقات مولانا و معنویت را نیز ضمیمه این دیدگاه ها می کنند! از شعرهای او یارگیری می کنند! می خواهند به باور همه برسانند که موفقیت با تمرین‌ها و مدیتیشن ممکن می شود. با مراقبه می توانید به قدرت‌های مافوق طبیعت دست یابید! در ادبیات عرفانی سکوت و مراقبه وجود دارد. ولی در پس این سکوت و مراقبه و نهایتا لمس- محو نفسانیت و منیت طراحی شده است، اما در این کلاس های بازرگانی تبدیل به فن و تکنیکی برای رشد و تقویت حرس و طمع تبدیل شده است! این جادوگران و مبلغان نفسانیت با آموزش و کسب این عرفان کاذب نه تنها انسان را از منیت و نفسانیت برحذر و پرهیز نمی کنند، بلکه دقیقا انسان را  تشنه نفس و منیت و برتری طلبی می‌کنند. خیلی گستاخ باید بود که صنعت بازار و آزمایشگاه ها را در غالب عرفان و معنویت آموزش داد. موفقیت یک کلمه بازاری می باشد. ما در عرفان واژه ای با عنوان موفقیت نداریم. خوشبختی و شادمانی و رضایت هست- اما موفقیت حاصل نظام فکری بازار و سرمایه داری هست.

مولوی که اندیشه گار و طراح فنا در ذات محق و خداوند بوده است. حال این بی حیا ها و بی پرواها او را بدل به نظریه پرداز تقویت خواهش های دنیوی می کنند! این است جامعه معنویت محور؟! این است جامعه دینداری؟!

و البته مهمتر از هر چیز این است که همین آیین های تازه تاسیس بهتر از مساجد و علمای مذهبی پاسخ گوی آرامش و بسیاری از مشکلات جدید جامعه امروزی هستند. در این جریان های معنویت جدید تنوع و گوناگونی زیاد دیده می شود و با توجه به ذوق و نهاد و دغدغه های هر کسی استادان با استعدادی پا به میدان گذاشته اند و جلسات گوناگونی طراحی می کنند. این تنوع طلبی نه تنها با جامعه سرمایه داری و مخصوصا با آزادی هیچ منافاتی ندارد. بلکه یکی از ارزش های جامعه سرمایه داری و آزادی می باشد. کارخانه ها و نمایشگاه ها به تناسب و برازندگی و سلیقه هر کسی اتومبیل تولید و عرضه می کنند. پس چرا معنویت با توجه به سلایق و تناسب ها و دغدغه ها طراحی و عرضه نشود؟!

چرا رقابت در کنسرو گوجه فرنگی ممکن باشد- ولی رقابت در معنویت و خودشناسی ممکن نباشد؟! چرا رقابت بین دانشگاه ها ممکن باشد که این همه مریض و افسرده تولید می کنند؟! ولی رقابت در شناخت ها نباشد!؟ بعضی از مردم به هر دلیلی از آموزش و آیین سنتی سرخورده هستند و این ها سعی می کنند آنان را به سوی خود جذب کنند. جای هیچ ترسی وجود ندارد. این جلسات بهتر و هوشمندانه تر به مطالبات طبقه متوسط به بالا و مخصوصا زنان می پردازند-لیکن یک زن و شوهر و زوج کنار هم در مسجد معمول و متداول نیست. آزادی و خلاقیت و تنوع گرایی موجب رشد انسان می شود.

قاسم سلطانی