خودشناسی / بخش ۱۲۵ درباره زیبایی و زیباشناختی
در باره ی زیبایی و زیباشناختی
نفس و یا این من جانشین تقلبی که خودش را ذات ما جا می زند، الگو و معیارهای زیباشناختی خاص خود را دارد.
ذهن فرد نفسانی شرطی شده و بسیار بسیار محدود است و قادر به کشف و استخراج زیبایی ها نیست و اغلب زشت را زیبا و زیبا را زشت می بیند!
زیبایی در دنیای نفسانی قراردادی و دم دمی حال است.
روزی ابروهای گره کرده و کلفت نماد زیبایی و روزی دیگر ابروهای نازک زیبا هستند!
روزی پوست سفید و روزی دیگر پوست آفتاب سوخته زیبا است!
به لطف نفس هیچ اعتمادی نیست.
نفس نه تنها زیباشناس نیست، بلکه زیبایی ها را تحقیر هم می کند و به قول سهراب سپهری:
گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد
چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید
واژه ها را باید شست
انسان زیبا و معصوم ترکیب شناس است و زیبایی ها را در هر شرایطی استخراج می کند.
یک عارف حقیقی قادر است زیبایی تمام جهان هستی را در یک فرد به ظاهر زشت ببیند، اما یک فرد نفسانی و جاهل بیشتر زشتی می بیند تا زیبایی؛
در واقع فرد نفسانی خودش را به جهان بیرونی تعمیم می دهد!
گر نداری دانش ترکیب رنگ
بین گلها زشت یا زیبا مکن
زشتی وجود خارجی ندارد، خداوند موجودات زشت خلق نمی کند، این مخلوق نفسانی است که کلاغ را زشت و بلبل را زیبا می بیند!
چشم دل باز کن که جان بینی
آنچه نادیدنی است آن بینی
گر به اقلیم عشق روی آری
همه آفاق گلستان بینی
تنها زشتی موجود نمادهای انقطاع و رذایل اخلاقی هستند که خود افراد آفریننده ی آنها هستند.
قاسم سلطانی
relatie tussen zelfkennis en gezondheid