شناخت و درمان غیبت

اولین ریشه غیبت حسادت است.حسادت ورزی نخستین ریشه تولید غیبت است.
اگر شما تحمل دیدن زیبایی و موفقیت کسی را نداشته باشید, سعی خواهید کرد برای مشوّه کردن چهره آنان در بین اطرافیان و جامعه به غیبت متشبث شوید. به معنی دیگر, اگر شما خودتان قادر به رفتن نباشید, از رفتن دیگری هم جلوگیری می کنید.
عمیق ترین ریشه غیبت حسادت ورزی است. پس اگر حسود باشی, جستجو خواهی کرد تا مطلبی و موردی بیابی و سپس بازگو کنی و عمق هدف, تخریب دیگری است و وقتی دیگری تخریب شد, آنان مورد تحسین قرار نمی گیرند و شما تحسین می شوید.
شما به به و چه چه می شنوید.با تقلب می خواهی تحسین جعلی به دست آوری. با ترفند و حقه می خواهی تحسین دیگران را برانگیزی.حسادت عامل اصلی دست زدن به اعمال خطرناک است.
دومین عامل عجز و ضعف است. ناجوانمردان و بزدلان و عاجزانی که قادر نیستند توانا باشند, لب به غیبت کردن کسانی می گشایند که توانمندند. آری هیچ جنگاوری و هیچ زبر مردی لب به غیبت نمی زند. غیبت یکی از خصوصیات عاجزان است. کسی که توانمند است نیازی به غیبت ندارد.

سومین عامل, داشتن احساس برتری طلبی و جاه طلبی می باشد. اینان برای رسیدن به اهدافشان متوسل به غیبت می شوند تا به خاستگاه خود برسند. معلوم است برای "شدن" لب به غیبت زدن, یکی از معمول ترین راه کارها می باشد و فراموش نکنیم انسان برای "شدن" دست به چه کارهایی که نزده است!

چهارمین عامل, توهم است. آنانی که می پندارند متدین تر و متخصص تر هستند. اینان برای خودشان دلایل جعلی و موهومی درست کرده و لب به غیبت می گشایند و به نزاع با آن شبه می پردازند.
اینان وانمود به اظهار ترحم می کنند و غیبت اینان برای خیر خواهی دیگران است! غیبت آنان حالت نصیحت دارد!حالت دلسوزی دارد!
بنده خدا که این کاره نیست و بهتر است از این کار دست بکشد!
برای حفظ کردن و تداوم بخشیدن به جایگاه خود و به بهانه مهرورزی غیبت می کنند.
پشت این نقاب نصیحت, پشت این تواضع, پشت این دینداری, در عمق این تخصص و خیر خواهی و ترحم, اهریمنی وجود دارد به نام "نفس".

این نفس حامل تمام عوامل پیشین است. صحبت در بی نفسی زندگی کردن است.
فرق کسانی که غیبت می کنند و کسانی که غیبت را می شنوند و تحمل می کنند در ظاهر است. در باطن هردو عین هم هستند, هردو تروریست هستند.
درمان و علاج "غیبت" خودشناسی است. اگر شما کیستی خودتان را زیر سوال ببرید, دیگر فرصتی برای غیبت و جلوه سازی و میلیونها رنگ دیگر به زندگی اصیل و خلاق خود زدن باقی نمی ماند.
می دانم که غیبت, ریشه های دیگری هم دارد که من از آنها آگاه هستم و نیستم, لذا به من پیشنهاد شده است مطالبم را کوتاه تر بنویسم و چاره ای نیست, بعضی وقت ها اطاعت امری که از اعتماد بر می خیزد واجب است.
چه چیزی غیبت است و چه چیزی غیبت نیست موضوعی دیگر است, اما باز به یک اشاره خیلی کوتاه بسنده می کنم.
غیبت اجامره و اوباش و غیبت ظالم, غیبت در امری سازنده, مانند شراکت, ازدواج و نجات جان بی گناه, غیبت برای افشای متخلفان, متقلبان, شروران و انتقام جویان, غیبت کسانی که افکار پلیدی در سر دارند و در صدد صدمه زدن هستند, خوب است.
و همه این ها باید مستند بوده و قابل اثبات باشند, در غیر این صورت برای تخریب است.حیله و حقه است و برای مردم آزاریست.
قاسم سطانی
relatie tussen zelfkennis en gezondheid