خودشناسی/ بخش ۱۲۲
هنر چیست و هنرمند کیست؟
جایگاه سلبریتی ها را برای همیشه از هنرمند تفکیک کنیم، زیرا مشهور بودن به معنای خوب بودن و هنرمند بودن نیست، چرا که ممکن است انگیزه های نفسانی و شخصیتی پشت این مشهور شدن خوابیده باشد.
همه ی افرادی که مشهور هستند خوب و مقدس نیستند و بسیاری از آنها حتی جنایتکار و مردم آزار نیز هستند که برای رسیدن به اهداف نفسانی و انتقام جویانه ی خود ممکن است علم دزدی کرده و خود را به نحوی مشهور کرده باشند.
هنر یعنی فضیلت
هنر بدون فضیلت هنر نیست، بلکه چه بسا صنعت و فن باشد.
هنرمند بی فضیلت هنرمند واقعی نیست، زیرا ممکن است استعدادش در خدمت منافع نفس و شخصیت باشد و این در تعریف هنر نمی گنجد، زیرا هنر باید به فضیلت منتهی شود و هنری که به غرض (منیت) آلوده باشد، قطعاً هنر نیست، بلکه علم و یا فن است که سوءاستفاده می شود.
چون غرض آمد هنر پوشیده شد
صد حجاب از دل به سوی دیده شد
از علم و فن می شود در راستای منافع نفسانی و شرارت ها بهره جست، اما هنر واقعی همیشه در جهت فضیلت و معراج انسان است نه در جهت سقوط او
هرکسی که نفس دارد، هنرش را در جهت نفسش به کار خواهد گرفت، هرکسی که نفس دارد، علم و فنش را در جهت نفسش به خدمت خواهد گرفت, مگر اینکه آگاه به نفسش باشد، در این صورت هنر کمک می کند تا او از نفس رها شود، به شرطی که به تعریف و هدف نهایی هنر آگاه باشد.
نفس همان غرض است که هنر و هر قابلیتی را نابود می کند.
فردی که مبتلا به نمادهای انقطاع است، هنرش در دستان امنی نیست و نفس او هنر او را تهدید می کند.
هنر واقعی در مرحله ی نخست، شناخت و کشف خود بی غرض است.
البته باید اضافه کنم که صنعت و فن و علم نیز شاهکار می آفریند، اما شاهکاری که هنر و هنرمند واقعی و بی نفس می آفریند، همان فضیلت و آگاهی است.
چشم دل باز کن که جان بینی
آنچه نادیدنی است آن بینی
بیسر و پا گدای آن جا را
سر به ملک جهان گران بینی
هنر از جنس معصومیت است نه از جنس غرض و ایجاد شخصیت و مقام دنیوی؛
اغلب اوقات مقام در بی مقامی است!
ذات هنر زیبا و مقدس است، اما اگر هنر را دست نفس بدهی، نفس آن را بی کیفیت و ناکارآمد می کند.
یک تندروی مذهبی و بسته که نفس در او حکومت می کند، هنر را نیز آلوده به نفس خود خواهد کرد.
هنر با نفس منافات دارد.
هنر بدون معصومیت، آگاهی، آزادی و فضاداری هنر نیست.
قاسم سلطانی
relatie tussen zelfkennis en gezondheid