زنان و مردان خاطرات و تجارب خودشان را عین هم در حافظه ضبط نمی کنند. و  احساسات خود را به شکل متفاوتی از هم اداره می کنند و کنار می آیند. بنابر این ما زندگی و دنیا را با یک چشم تعریف و تجربه نمی کنیم.

هر زنی می تواند از شوهرش, فرزندش, عمویش و همکارانش حرف بزند. از احساساتش بگوید و شوهرش اصلا هیچی از آن را نفهمد و  شوهرش از تمایلات جنسی و از اتومبیل ها بگوید و زنش او را درک نکند. به نظر می رسد که زنان و مردان دنیاهای متفاوتی را از هم تجربه می کنند. این می تواند منطقی هم باشد. دلایل گوناگونی مانند باورها و فرهنگ و اعتقادات, نه تنها مغز زن و مرد را متفاوت کرده است. بلکه این تضادهای درونی و بیرونی موجب شده است که میلیون ها نفر, درک متفاوتی از مسائل با هم داشته باشند.

مرکز خشم در مفز مردان خیلی بزرگتر از زنان می باشد. به همین دلیل مردان را زودتر از زنان می توان خشمگین کرد و یا خشمگین می شوند. در مقابل زنان در تاریخ همیشه تلاش کرده اند در صلح و مدارا تمرکز و سرمایه گذاری بکنند. زیرا هر اختلافی با مرد, موجودیت و شکم زنان را تهدید می کرده است تا بدانجا که هنوز نیز, زنان از اختلاف و جدل پرهیز و اجتناب می کنند. در حالی که مردان حتی از اختلاف و ایجاد هیجان لذت هم می برند.

زنان بیشتر از مردان نگران آینده فرزندان خود می باشند و این باعث تولید سوتفاهم می شود که مردان در قبال آینده فرزندان خود بی تفاوت هستند. برای زنان بسیار مشکل است که در برابر ترس و خطر واکنش خود را سرکوب کنند. مغز زنان در برابر خطر حساس تر از مردان است. تقریبا چهار برابر زنان بیشتر از مردان احساس نگرانی می کنند. برای مثال مردان دوست دارند که فرزندان خودشان کارهای خود را انجام بدهند و این به استقلال فرزندان کمک می کند. از زنان در اقتصاد ممالک کمتر استفاده شده است. در حالی که صلاحیت زنان برای این کار بالاتر از مردان است.

بعضی اوقات مردان کافی هست یک حرکت نشست و برخاست زنشان را دیده و تحریک جنسی شوند. در حالی که زنان بعضی اوقات باید هفت خان را رد کنند. محلی که در مغز مربوط به تمایلات جنسی هست, در مردان دو برابر بزرگتر از زنان است. به علاوه مقدار تستوسترون در مردان از ده تا صد برابر بیشتر از زنان می باشد. تستوسترون تولید سوخت مربوط به موتور نیاز جنسی می باشد.

در حالی که زنان برای ایجاد یک ارتباط جنسی باید پل های نگرانی و خطر را پشت سر بگذارند و زمانی که توجه و تمرکز از نگرانی و خطر خاموش شد, آنگاه تازه می توانند, آماده برای تحریک جنسی شوند. نق زدن و خرید آذوقه, فرزندان و حرف های همکاران و همسایه ها در زنان مانع تمرکز در میل جنسی آنان می شود. و این دلایل می تواند توجیهی برای دیرکرد اورگاسم در زنان باشد. که اغلب سه تا ده برابر باید طولانی تر عشق بازی بکنند تا اورگاسم تولید کنند. حتی این در بعضی از زنان به ندرت اتفاق می افتد.

مردان بعد از یک دعوای حسابی, بد نمی بینند, که با زنشان همبستر شوند. و این در حالی است که زنان باید در قرارگاه مناسب باشند تا میل و اشتها نیاز شود. باید قبل از همخوابی مدتی طولانی از آرامش کافی برخوردار بوده باشند. در حالی که این در مردان, تنها سه دقیقه آخر به شمار می آید. مردان و زنان ارزش های متفاوتی هم از خواهش های جنسی دارند. برای مثال اگر زنی به همخوابی بی میلی نشان بدهد, مردان می پندارند که زنشان حتما دیگر, آنان را دوست نمی دارد! چونکه مردان دوست داشتن بدون کنتاکت فیزیکی را نمی توانند هضم کنند. یعنی با عشق بدون سکس( PLATONISCH LOVE ) نمی توانند کنار بیایند. 

بعد از بیست سال زندگی مشترک هنوز هم زن باید جوراب های کثیف مرد را جمع کند. انگار که چشمشان جوراب ها را روی زمین نمی بیند. قدرت دید و شنوایی و بویایی و چشایی در مردان به مراتب کمتر از زنان است. اگر مردی روی صندلی انتظار پزشک بخواهد بنشیند, شانس این که روزنامه را زیر خود حس نکند, زیاد است. مغز مردان چنان تنظیم شده است که کل را بهتر بتوانند ببینند. تا به موقع اگر لازم شد, خطر را شناسایی کنند. چیزهای کوچک را مردان به راحتی نمی توانند ببینند. و به همین خاطر زنان نقطه سنج تر از مردان می باشند.

تاریخ و گذشته, مغز و توجه مردان و زنان را به چیزهای مختلفی وا داشته است. مردان همیشه بیرون از منزل بوده اند و بنابر این خانه برایشان از اهمیت کمتری برخوردار است. زنان در اتاق کثیف احساس خوبی نمی توانند داشته باشند. نمی توانند بخندند و نه می توانند به مردانشان عشق بورزند. به همین دلیل است که زنان امروزه, هم در بیرون و هم در منزل, شاغل هستند.  

زنان خیلی خوب می توانند خودشان را به جای دیگران بگذارند و این کمک می کند تا ارتباطات عمیقی داشته باشند. قدرت خود را به جای دیگری گذاشتن, در مغز زنان برنامه ریزی شده و به همین خاطر هم هست که بهتر می توانند از فرزندان خود مراقبت کنند. مردان تا اشک زنان در نیامده است, متوجه قضایا نمی شوند. حتما به همین دلیل است که زنان چهار برابر زودتر از مردان گریه می کنند.

مردان خاطراتی مانند, اولین دیدار و یا یک روز تعطیلی در شمال را کمتر به خاطر می سپارند. به یاد آوردن خاطرات برای این است که اگر لازم شد با آمادگی بهتری در شرایط و موقعیت ها عمل کنی. و بسیاری از گرفتاری های ممکن را پیشگیری کنی. با توجه به این که مغز مردان برای شکار و حفاظت و امنیت تنظیم شده است, چیزهای در این ارتباط را به خاطر می سپارند. خلاصه مردان چیزهایی را به خاطر می سپارند که عملا با آن در ارتباط می توانند باشند. و خاطرات مربوط به احساسات در مردان غیر مفید تلقی می شود. اگر شوهر شما تاریخ تولد و یا سالروز ازدواجتان را فراموش کرده است, گمان نکنید که شما را دوست نمی دارد.

سرگرمی های مردان و زنان هم با توجه به چگونگی رشد مغز, با هم تفاوت دارند. اتومبیل و قایق و موتورسیکلت خود را چنان تمیز و نگهداری می کنند که انگار, زنان, فرزندان و خانه خود را نگهداری می کنند. اتومبیل و موتورسیکلت مظهر آزادی و قدرت است. همینجوری یک دور زدن با ماشین برای مردان بازی به حساب می آید. در حالی که این در زنان معمول لیست.

این همه که زنان حرف می زنند, ای کاش از نصف بیشتر آن را به مردان می دادند تا آنها نیز کمی به حرف بیایند. حرف زدن در زنان در مغز آنان ماده ای ترشح می کند که در واقع آنتی اضطراب و بی قراری عمل می کند و آرامش بخش است. به همین دلیل است که به طور متوسط زنان ۲۰۰۰۰ کلمه در روز استفاده می کنند. در حالی که این در مردان ۷۰۰۰ کلمه می باشد. به وسیله حرف زدن و تقسیم کردن و علاقه مندی های خود را نشان دادن, زنان شانس بیشتری برای ارتباطات خوب دارند. زنان در انتخاب کسی که می خواهند به او اعتماد کنند و یا می خواهند با او دوستی برقرار کنند, ناخداگاه و غریزی به این روش دست می زنند. این در حالی است که حرف زدن زیاد, مردان نفسانی و خودمحور را زودتر لو می دهد و به همین جهت مردان اقتدارگر, از صحبت کردن می پرهیزند.

البته که مغزهایی هم هستند که با مغزهای دیگران هماهنگی ندارند و به راحتی برای زنانشان آشپزی می کنند و جوراب های کثیف هم ندارند و جوراب های خود را هم به زمین نمی اندازند. و زنانی با مغزهایی هم هستند که دوست دارند مستقل باشند و اجازه وابستگی را به مرد نمی دهند. برای هر تفاوتی احترام بگذاریم تا زندگی را بتوانیم شیرین تر کنیم. خوشبختی دست خودمان است. خوشبخت باشید.