این مطلب و نقد, هیچ چیزی از حضور استاد عزیز کم نمی کند و تنها یک نگاهی دیگر است.

دکتر سید مصطفی آزمایش در باب استاد و شاگردی عقیده بر این دارند که استاد به خاطر داشتن علم, و بر اساس قانون ظروف مرتبطه, در یک مرتبه بالایی نسبت به شاگرد و یا متعلم قرار دارند. ایشان می فرمایند: طالب علم بر اعتبار مطلوب خودش که علم باشد در مرتبه ای پایین تر از عالم قرار دارد.

حال آن چیزی که متعلم را به عالم وصل می کند, علم است.علمی که عالم دارد و متعلم طالب آن است.مانند منبع آبی که این منبع نسبت به شخص تشنه جایگاه بالاتری دارد. استاد محترم دکتر آزمایش اضافه می کنند که چون تشنه نیازمند آب است و آب در مقام بی نیازی خودش مستغرغ است و این تشنه است که پی آب باید باشد.

و در همین بخش از سخنان خود می فرمایند که : عالم نیابت عامه دارد و برای سد انتشار خرافات واجب کفایی است که عالم خودش را ظهور بکند, مگر نه خرافه و میکروب ها رشد می کنند.

استاد آزمایش اول منبع آب را با عالم مقایسه می کنند که عالم مانند آب بی نیاز است و در بخش پایانی می فرمایند که عالم نیابت عامه دارد و وظیفه دارد که خودش را ظهور کرده تا خرافه گستران یعنی میکروب ها رشد نکنند! 

در قانون ظروف مرتبطه آب ها همسطح می شوند.چه کسی می تواند بگوید که خورشید مهمتر و بالاتر از مشتری و زمین است؟ آیا همه چیز با هم در ربط نیست؟زمانی که استاد در شاگرد و شاگرد در استاد قاطی شد, نه استادی باقی می ماند و نه شاگردی. تنها باقی مانده شعور- آگاهی و خداوند است. این شگرد نفس است که آب را بی نیاز بپندارد و به او مقام هم بدهد.تشنه نباشد, آب فاسد می شود!

ماهیت عشق بخشش است و آب از جنس عشق است نه از جنس نفس! و چرا صحبت از نیاز و مقام!؟ نیاز و مقام در دایره و چهارچوب نفس تعریف و بررسی می شود. آب با بخشیدن و دیدن میل جان می گیرد. آب به تنهایی و در عدم میل به چه کار می آید؟ زندگی بدون میل به عشق به چه کار می آید؟ برو از آب بپرس ببین آیا او هم فکر می کند که یک مرتبه از تشنه بالاتر است!؟

 مولانا می گوید:

تشنه مى‏نالد كه "كو آب گوار؟"                      آب هم نالد كه "كو آن آب خوار؟"


تشنگان گر آب جویند از جهان/ آب جوید هم به عالم تشنگان

در یک بیمارستان, پزشک, پرستار, نظافتچی, نگهبان و . . . کدام انسان مسئول و باشعور می تواند بگوید که مقام پزشک از نظافتچی بالاتر است!؟ و یا در یک دانشگاه مقام استاد از مقام باغبان آن دانشگاه بالاتر است!؟ خدایا چقدر این نفس به مقام و مرتبه علاقه مند است.

در مجموعه دستگاه و نظام و سیستم قانون کائنات تنها چیزی که تصمیم می گیرد و عشق می ورزد شعور و آگاهی می باشد. و این آگاهی و شعور در درون همه تذریق شده است و با دانش و علم نمی توان آن را استخراج کرد و از قوه به فعل رساند. اما با بی نفسی چرا !

فریدریش نیچه می گوید:همه ی عشق خورشید معصومیت و میل آفریننده است. بنگرید! چه بی پروا به روی دریا می آید! آیا شما تشنگی و نفس گرم عشق او را احساس نمی کنید؟ او دریا را خواهد مکید و اعماق آن را به سمت ارتفاعات خود خواهد کشید.میل دریا هزاران پستان تقدیم دهان خورشید می کند.دریا مشتاق است که به وسیله عطش خورشید- بوسیده و مکیده شود و میل دارد بخار شود و برخیزد و راهی برای عبور نور و بلکه خود نور شود.

 آب چون بیکار گردد، شد نجس       تا چنان شد، كآب را، رد كرد حس