خانه تکانی دل
نوبت شماست, شمای با ماسک. این بار کامنت گزاران با ماسک بنویسند. جشن ماسک هاست. در این جا و امروز ماسک هوشمند است. هیچ آدابی و ترتیبی مجوی// هر چه می خواهد دل تنگت بگو...
اگر از وبلاگ ناراحتی بگو. از همسایه ات ناراحتی بگو. از همسایه ات خشنودی بگو. گفتنی ها را بگو. تقسیم کن. تقسیم کردن نیرو و قوت می بخشد. برای همیشه حرف دلت را بزن. هیچ مرزی برای ناگفته ها وجود ندارد. ناگفتنی ها بیماری های گوناگونی در ما می آفرینند. این را همه مان می دانیم. از زلف یار بگو و اگر ناخن های سرخ سلطنتی یار را دلت تنگ است بگو. مرغ سحر ناله سر کن... مرغ سحر ناله سر مکن!! بستگی به جا و مکان دارد. خالی شو. بشور و بساب.
هیچ گفتنی و حرفی قابل سرزنش نیست. هیچ ناشناختنی در این جا با گوشه چپ چشم نگاه نمی شود. بیایید یک بار برای همیشه حرف های مان را از پستوهای زیرزمین درونمان بالا بیاوریم. تمیز کنیم این زیر زمین را. زیر زمین جایی خوب برای زیستن است. هیچ مکانی به اندازه زیرزمین و درونمان برای زیستن مناسب و باعظمت نیست. آن جا را خالی کنیم. حقیقت عریان را بالا و به سطح بیاوریم تا آفتاب به آن بخورد. تا نفسی تازه بکشد. لباس های ممنوعه مان را قبل از آن که بپوسند- یک بار دیگر به تن کنیم. چه کسی می داند شاید درخور قاب باشند!
شراب هایی که خودمان درست کرده ایم و تا به حال هیچ بنی آدمی از آن نچشیده است را به درویشی بچشانیم! داستان سجاده ی رنگین به می و بشکن و بالا بنداز را بازگو کنیم! هر چه داریم و نداریم را رو کنیم- باقی مانده المپیک عشق خواهد بود. فراموش نکن با ماسک بیا تو- این بار قاعده بازی این است.
قاسم سلطانی 
relatie tussen zelfkennis en gezondheid