#شناخت خود (#خودشناسی ) چیست و ابزار شناخت کدامند؟ / بخش شصت و چهارم

 

زیباترین و پرارزش ترین ارثیه 

ارثیه ی واقعی تربیت خوب فرزندان است نه پول و خانه و کارخانه
تو می توانی یک شهر را به فرزندانت هدیه بدهی، تاج و تخت سلطنت را برای او به ارث بگذاری، اما اگر او را جاه طلب، انکارگرا، بی تفاوت، خودبین، برتری خواه، مغلطه گر، طلبکار و ناسپاس تربیت کنی، 
در واقع نه تنها به ثروت واقعی خود او تجاوز کرده ای، بلکه به فرزندت تجاوز روانی و روحی کرده ای.

اگر می خواهید به فرزندانتان ارثیه ی کاربردی و سالم بدهید، رفتار خود را با همسر و مخلوق خدا در دنیاعاشقانه و مهربان کنید. 
ارثیه ی واقعی تو همان رفتار تو با همسر و لحظه ی اکنون است. 

فقط ندیدبدیدها و آنهایی که احساس حقارت می کنند، سلامتی بچه هایشان را از آنها می گیرند و برای آنها نمادهای انقطاع و پول و منزل به ارث می گذارند.

پول و ثروت و علم با ترکیبی از نمادهای انقطاع خطرناک ترین و زشت ترین ارثیه هاست. 
من مردان و زنان ثروتمند و عالم زیادی می شناسم که از والدین خود ثروت و علم و هنر به ارث برده اند، اما اعتماد به نفس ندارند و درگیر ستیزه های روانی با خود و دیگران هستند.

اولویت پدر و مادر نااهل، شیطانی و نادان امور ظاهری و سطحی زندگی است، اینها معصومیت و سلامتی فرزندان را از آنها می گیرند و رفتارهای سادیستیک خود را به فرزندان خود منتقل می کنند.
من مردان و زنان زیادی را می شناسم که در تشت طلا خون بالا می آورند!

#قاسم سلطانی

 

#شناخت خود(#خودشناسی) چیست و ابزار شناخت کدامند؟ / بخش شصت و سوم

 

یک ترازو برای شناخت چهره ی واقعی خود و دیگران 

اگر می خواهید به عمق و کیفیت وجود انسانها شناخت پیدا کنید، آنها را از روی اولویتی که دارند می توانید به راحتی بشناسید.
اگر کسی هرگز به امور خودشناسی اهمیت نمی دهد و در اولویت زندگی قرار نداده و آن را بی اهمیت می داند، 
مطمئن باشید که او نمادهای انقطاع دارد و چنین شخصی قابل اعتماد نیست، زیرا کسی که خودشناسی را بی اهمیت بداند، دچار اختلال الیناسیون است و به لطف او اعتمادی نیست.

چنین شخصی قادر به ایجاد اتصال هیجانی با خود و دیگران نیست و عقل سوداگر و جزوی دارد و همه ی قضایای دنیا را با ذهنیت خود تعبیر و تفسیر می کند و معنی ذهنی خود را داخل قضایا و مردم می ریزد و از دریافت معنی واقعی محروم است.

#قاسم سلطانی

#شناخت خود(#خودشناسی) چیست و ابزار شناخت کدامند؟ / بخش شصت و دوم

 

معلوم الحال کیست؟

ادعای مهربانی، دانایی، صداقت و عشق "هرگز" کافی نیست، فریب مدعی معلوم الحال را نخوریم.

فرد نفسانی با نشانه هایش (نمادهای انقطاع) معلوم الحال واقعی است. 

کسی که اسیر نمادهای انقطاع است، از دیدگاه روانشناختی و خودشناختی غیرممکن است که آگاه، مهربان، صادق و دانا باشد، زیرا نمادهای انقطاع مانع اتصال هیجانی با خود و دیگران می شود و شرط مهربانی، دانایی، صداقت و عشق در اتصال هیجانی است نه در انقطاع هیجانی. 

فردی که نمادهای انقطاع دارد، نه تنها مهربان نیست، بلکه نامهربان و مهرطلب است، نه تنها صادق نیست، بلکه بسیار مبهم و ناصادق است، نه تنها قدردان و سپاسگزار نیست، بلکه طلبکار است، نه تنها دانا نیست، بلکه نادان است، نه تنها عاشق نیست، بلکه تنفر و احساس حقارت دارد.

نمادهای انقطاع دم خروس هستند!
قسم حضرت عباس را باور کنیم یا دم خروس را !

#قاسم سلطانی

 

#شناخت خود(#خودشناسی) چیست و ابزار شناخت کدامند؟ / بخش شصت و یکم

 

تفاوت روشنفکر واقعی و روشنفکر کاذب چیست؟

روشنفکر واقعی کسی است که نظام اندیشه و فکری (تعقل و مراقبه) او آلوده به حب و بغض نباشد، یعنی چه؟ 
یعنی با مصالحی مانند نمادهای انقطاع، 
(برای مثال: حسادت، جاه طلبی، کینه، تحریف، سانسور، برتری طلبی، تعصب، باورهای محدود کننده، فرهنگ و باور خاص، منافع نفسانی و شخصی، عادت و عرف خاص و دیگر نمادهای انقطاع) 
محال و غیر ممکن است کسی روشنفکر باشد، زیرا نمادهای انقطاع مانع دیدن حقایق می شوند.

روشنفکر کسی است که تزکیه ی نفس و ذهن کرده و امور را آنگونه که هست می بیند نه اینکه معانی ذهنی و نفسانی خود را داخل قضایا بریزد. 
اغلب تحصیلکرده های به خصوص ایرانی جزو روشنفکران واقعی نیستند، چرا که علم و دانششان را حقیقت مطلق می دانند و علم و دانش آنها حجاب حقایق شده است و به این دلیل غالب تحصیلکرده های ایرانی نه تنها جزو روشنفکران جامعه قرار نمی گیرند، بلکه جزو جزم اندیشان و متعصبین جامعه هستند، مگر اینکه عاری از نمادهای انقطاع باشند. 

اگر روشنفکران ما واقعی بودند، الان کشور ما شکلی دیگر داشت!

در فرهنگ سنتی، دهقانی و ندیدبدید،  تحصیلکرده ها جایگاه ویژه ای داشتند و این جایگاه و بینش غلط، فرسوده و بیجا، 
باعث می شد که یک فرد دیپلمه را نوعی مشاور، کدخدای دهکده و طایفه حساب کنند و هرکس دخترش را می خواست شوهر دهد با او مشورت می کرد، و در اشل و میادین دیگر، اگر کسی پزشک و وکیل بود، مردم او را عالم دهر می دانستند و این نگرش، نگرش دوران جاهلیت و ندیدبدید بوده و درست نیست. 

روشنفکر واقعی کسی است که عاری از نمادهای انقطاع باشد. 

#قاسم سلطانی

#شناخت خود(# خودشناسی) چیست و ابزار شناخت کدامند؟/ بخش شصتم

 

شادی و افتادگی پاداش آگاهی و پاکیزگی روح و روان است.
غم، اندوه و غرور محصول جاهلیت و آلودگی روح و روان است. 

فرد عبوس، مغرور و بی تفاوت از ویروس ایدز خطرناک تر است.

#قاسم سلطانی

#شناخت خود(#خودشناسی) چیست و ابزار شناخت کدامند؟ / بخش پنجاه و نهم

 

خودت را با هیچ کس مقایسه نکن، تو هیچ چیزی کمتر از بودا، انشتین، مولانا و اشو نداری

دیده ای خواهم که باشد شه شناس
تا شناسد شاه را در هر لباس

تو توانایی این را داری که از یوسف، ابراهیم و مسیح کم نفس تر باشی!
خدای درونت را کشف کن و به آن تبدیل شو، که هدف فطری تمام نسل بشر است.

گر به مظروفش نظر داری شهی
ور به ظرفش بنگری تو گم‌رهی

نفسی که به نام و نشان و عکس ها توجه و نظر دارد، محتوا و اصل ها را از دست می دهد. نفسی که به شخصیت توجه می کند نه به محتوا، 
گمراه و فاشیست است و عقل ندارد.

#قاسم سلطانی

 

#شناخت خود(#خودشناسی ) چیست و ابزار شناخت کدامند؟ / بخش پنجاه و هشتم

 

کتاب خواندن هرگز کافی نیست

کتاب خواندن و مطالعه کردن هرگز کافی نیست، چگونه کتاب خواندن مهم است. با چه عقل و ذهنی مطالعه کردن مهم است. 

زندگی کردن هرگز انسانها را به خوشبختی و حقیقت تبدیل نکرده است، بلکه چگونه زندگی کردن است که انسان را به کمال می رساند یا نمی رساند. 
اگر کتاب خوان های ما درست کتاب می خواندند الان دنیای ما شکلی دیگر داشت، اما غالب مردم با عقل جزوی خود کتاب می خوانند و با پیام واقعی کتاب ها نمی توانند اتصال هیجانی برقرار کنند. 

اغلب مردم معنی های ذهنی خود را داخل کتاب ها می ریزند. اگر فرد نفسانی حقیقتی را بخواند که برای نفس او ناگوار است، نه تنها آن حقیقت را دریافت نمی کند، بلکه به آن دهن کجی هم می کند. 

عقل جزوی قادر به دیدن ذات هیچ چیزی نیست، حتی اگر او هزار سال عمر و مطالعه کند، به جهل او افزوده می شود. نشانه ی جهالت همان نمادهای انقطاع است. عقل جزوی وقتی کتابی می خواند، آن کتاب حجاب او می شود.

خود زندگی از کتاب خواندن حقیقی تر است، آیا همه زندگی را بجا می آورند؟ 
اغلب مردم از زندگی سوءاستفاده می کنند، چه برسد به سوء استفاده از یک کتاب، یک شخص، یک رفتار و ... 

از نشانه های بارز عقل جزوی و تقلیدی این است که وقتی شخص متکلم و متفکری را می بینند، بلافاصله می پرسند که ببخشید می توانم بپرسم مدرک تحصیلی شما چیست! 
اینها گمان می کنند که شعور و خرد تقلیدی است و از دانشگاه و علم استخراج می شود. اینها عظمت و شکوه و بی کرانی انسان را نشناخته اند و عقل همه را با عقل خود مقایسه می کنند، در حالیکه برای اندازه گیری عقل یک نفر، باید عقل والاتر داشت.

چشم‌داری تو به چشم خود نگر
منگر از چشم سفیهی بی‌خبر
گوش داری تو به گوش خود شنو
گوش گولان را چرا باشی گرو
بی ز تقلیدی نظر را پیشه کن
هم برای عقل خود اندیشه کن

خصلت عقل جزوی سوء تفاهم است، چونکه عقل جزوی فهم ندارد. فهم او آلوده به نمادهای انقطاع است. عقل جزوی به جای ملاقات با حقیقت، آن را توهم می کند. عقل جزوی  به جای شهود بی واسطه، تقلید می کند، به عبارتی عقل جزوی عقل تقلیدی است.
خصلت عقل جزوی ظن و گمان است نه شهود، به همین دلیل است که استغنا و مناعت طبع ندارد، بلکه غرور و تکبر و نمادهای انقطاع دارد. 

عقل جزوی شهوت بیشتر دانستن و اطلاعات دارد نه شناخت و درک و شهود
عقل جزوی در کتاب ها و در مشاوره هایش در پی تایید است نه در پی کشف حقیقت
او دربدر دنبال مطلب و کلامی می گردد که نفس او را تایید کند
عقل جزوی بی طمع و بی منظور نیست، او با حب و بغض جستجو می کند
نمادهای انقطاع جنس عقل را لو می دهند و هیچ کسی در دنیا نمی تواند عقل خود را پنهان کند، این غیرممکن است. 
با پول و قدرت می شود علم خرید، اما با پول و قدرت هرگز نمی توان شعور و خرد خرید.
 
دانشگاه ها سالانه هزاران دکترا تولید می کنند، اما در یک شهر بیشتر از تعداد انگشتان دست باشعور و خردمند و معصوم وجود ندارد!

#قاسم سلطانی

#شناخت خود(#خودشناسی) چیست و ابزار شناخت کدامند؟/ بخش پنجاه و هفتم

 

عقل چیست و عاقل کیست؟/ بخش اول

انسان انواع عقل دارد: عقل معصوم و تزکیه شده، عقل فلسفی، عقل تقلیدی، عقل تجربی و علمی، عقل نفسانی، عقل مصلحت اندیش و سوداگر، عقل حیلت گرا، عقل خودبین و عقل محافظه کار.

آن عقلی که برای سعادت انسان لازم و ضروری است و هدف فطری نسل بشر است، عقل معصوم و کلی است. 
عقل کلی قوه ی ادراک سره از ناسره و شر از خیر است که به واسطه ی "تعقل و معصومیت" به فعلیت می رسد. 
عقلی که بعد از تزکیه ی نمادهای انقطاع شکوفا می شود. 
عقلی که انسان را با ذات خود آشنا می کند. 
عقلی که انسان را ذات بین می کند.  
عقلی که به آدم آرامش و آسودگی می بخشد. 
عقلی که پرده ها و حجاب ها را کنار می زند. 

محصولات عقل، جنس عقل ما را افشا می کند. اگر ما نمادهای انقطاع داشته باشیم، نشان این است که ما عقل معصوم و پاک نداریم و عقلمان در خدمت نفسمان است. عقلی که در خدمت نفس باشد، بی عقلی است.

آنجا که مولانا با عقل مخالفت کرده، منظورش عقل فلسفی آن زمان بوده است که فلسفه ی تحلیلی جدید نیز با مولانا کاملا موافق است. 
گویا بخشی از فلاسفه ی آن دوران یک شبحی در ذهن می ساختند و سپس با آن شبح به ستیزه می پرداختند که فریدریش نیچه نیز با این عقل و استدلال مشکل داشت. 
یعنی یک کلافی را گره می زدند و آن را دوباره باز می کردند و این کار گرهی که توسط نفس بافته شده را باز نمی کند، یعنی عقل واقعی را فعال نمی کند.

آنجا که مولانا پای استدلالیان را چوبین می داند، منظورش استدلالی است که در بخشی از حوزه ی فلسفه رایج بوده و با استدلال فلسفی آن بخش مشکل واقعی انسان به حاشیه می رفت، وگرنه کل مثنوی توسط قوه ی استدلال و اندیشه نوشته و تبیین شده است.

ای برادر تو همه اندیشه ای 
ما بقی تو استخوان و ریشه ای

عاقل واقعی کسی است که نمادهای انقطاع را از خود حذف کرده و با ذات خود و دیگران اتصال هیجانی و رابطه ی تفهمی داشته باشد.

ادامه دارد...

#قاسم سلطانی

#شناخت خود (#خودشناسی) چیست و ابزار شناخت کدامند؟ / بخش پنجاه و ششم

 

عامل این همه ظلم، جنایت، بی عدالتی، بدبختی، اختلالات روانی، خودکشی ها، فقر، نفهمی، جاهلیت، جنگ، سوء فهم ها، جدایی ها، از خودبیگانگی و هر آنچه راه شادی را بر اهل عالم بسته است، نادیده یا دست کم گرفتن نمادهای انقطاع است،
و همه ی آنها که آلوده به این نمادها هستند، مسئولند.

فرقی نمی کند هنرمند باشی و صاحب ذوق یا مدیر و پزشک، وزیر باشی یا دانشمند، ثروتمند باشی یا فقیر، زندانی سیاسی و مبارز باشی یا شهید و جانباز... هرکسی و در هر جایگاهی که باشی اگر آلوده به نمادهای انقطاع باشی، مسئولی و پاسخگو.

هر ک او آلوده تر مسئول تر
زخم او کاری تر او مقتول تر

#قاسم سلطانی

 

#شناخت خود(#خودشناسی) چیست و ابزار شناخت کدامند؟ /بخش پنجاه و پنجم

 

عرفان و خودشناسی چه می کند؟

وقتی نوزادی متولد می شود، ذهن او به مرور زمان پر از اطلاعات، بایدها، نبایدها، خرافات، ارزش و معیارهای محیط آلوده و شرطی می شود و این آلودگی و شرطی شدگی به جوارح او، نشست و برخاست او، واکنش ها و پاسخ های او نیز سرایت می کند. 
یک نشانه شناس و عارف از نشست و برخاست و کلام فرد می تواند به جنس و نوع سیستم عاملی که اختیار او را در دست گرفته و منبعی که او از آنجا دستور می گیرد پی ببرد و هدف ذهنی او را تشخیص دهد، گرچه صاحب رفتار از منبع رفتارهای خود بیخبر باشد.

یک نشانه شناس و عارف از آنجایی که ذات خودش را ملاقات کرده، ذات شناس است و تفاوت سره از ناسره را تشخیص می دهد. 
عارف و حکیم با نشانه ها کار می کند، زیرا مقصد را دیده و از ماهیت و خصلت های آن کاملا باخبر است. 

شما می توانید برای کسی که خیابان شانزلیزه را هرگز ندیده، روایت های دروغ تعریف کنید، اما این کار را با کسی که خیابان شانزلیزه را قدم به قدم می شناسد نمی توانید انجام بدهید، لذا شما می توانید دروغ و نفس را برای کسی که حقیقت و ذات را ملاقات نکرده بفروشید، 
اما عارف و حکیم از آنرو که با خود حقیقت ملاقات کرده و قدم به قدم آنجا را شاهد بوده است، حقیقی را از غیر حقیقی تشخیص می دهد.

ترازو گر نداری پس تو را زو رهزند هر کس
یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد

هدف عرفان و خودشناسی همان هدف فطری انسان است که نفس (من منقطع) موجب شده انسان از هدف و ذات خودش جدا شود و خودش را ذات انسان جا بزند، اما رفتارهای او عمق و نیت او را لو می دهد. 

انسان نفسانی شخصیت و اعتبارش را در میان انسانهای نفسانی و عوام به ذات خود ترجیح می دهد. او بنده ی عوام می شود و عوام را برمی گزیند و حقیقت خود (خدا) را از دست می دهد و بیخدا می شود (خودفروش).
خدای چنین آدمی رای و نظر عوام است. هویت چنین شخصی در بیرون او قرار دارد و خوشی گرفته شده، خوشی جعلی است. 
باد آورده را باد می برد

ای یار غلط کردی با یار دگر رفتی
از کار خود افتادی در کار دگر رفتی
گفتی که تو را یارا در غار نمی‌بینم
آن یار در آن غار است تو غار دگر رفتی

آیا می شود به کسی که از رای و نظر عوام هویت می گیرد اعتماد کرد ! ؟

ذات انسان خصوصیاتی دارد که نفس قادر به نمایش و جعل آن نیست، در این میان نفس هم خصوصیاتی مانند نمادهای انقطاع دارد. این نمادهای انقطاع عوارض اختلال الیناسیون و از خودبیگانگی است.

#قاسم سلطانی