تجاوز و متجاوز
متجاوز اگر به بیماری خود تن ندهد و اعتراف نکند- فرجام آن در جهت ضرر و سلامتی خودش نیز تمام خواهد شد!
متجاوز دگرآزاری می باشد که تا آزار ندهد, ارضاء نمی شود. متجاوز مرز نمی شناسد و از حدود و اندازه خود گذر می کند. یک روز به دختر و زن تجاوز جنسی می کند و روزی دیگر منتظر خطای همکار و همسایه و دوست وهمسرش می شود تا با ایرادگیری موجبات آزار او را فراهم سازد.
متجاوز به حرف های شما گوش می دهد تا تنها و فقط بتواند از آن سواری و یا ایرادی بگیرد. نیت متجاوز, تجاوز است و بس.
متجاوز تنها به غریبه ها تجاوز نمی کند, تجاوز, متجاوز مرز نمی شناسد و اگر روزی غریبه ای به تعمه اش نخورد, همان روز به حقوق همسر و فرزند خود و اطرافیان و دوستان خود تجاوز خواهد کرد. متجاوز آرام و قرار ندارد و تنها با تجاوز و کوچک کردن دیگران و خوردن حق دیگران هم هویت می شود. متجاوز از روش و طریق, تعریف و تمجید نکردن حق و حقیقت نیز ارضاء می شود! متجاوز با بی اعتنایی به موفقیت و زیبایی و دارایی های دوست خود نیز به تجاوز ادامه می دهد و به چراغ قرمز ها ارزشی قائل نیست!
متجاوز یک ویژگی دیگری نیز دارد که اغلب وقت ها عاشق آقایی کردن است و اگر لازم بود خود را به مظلومیت می زند. متجاوز هیچ وقت نخواسته است بداند که متجاوز است! او با القا و تذریق و تحمیل باورهای خود به فرزندان و نسل بعدی به تجاوز خود رسمیت و عادت و سنت می بخشد و به تجاوز خود ریشه می دواند! البته که طغیان تجاوز در اقتدار و خودمحوری خطرناک تر و نمایان تر است. کسی که مردم و اطرافیان برایش مشروعیت علمی و مقام و دانش و آبرو را داده اند, به همان اندازه هم شانس متجاوز بودن را دارد!
کسی که اقتصادمحور و دانش محور است, به همان اندازه هم تجاوز محور خواهد بود! این یک حقیقت انکارناپذیر است و انکار آن تجاوز است! زیرا محور و مرکز سیکل, حقیقت و آگاهی و هشیاری و عشق می باشد و هم هویت شدن با غیر از این, بیگانه محوری را ترویج می دهد, در حالی که یگانه محوری و یگانگی و یکتایی تنها هویت من نیست, بلکه هویت تمام نسل بشر است.
relatie tussen zelfkennis en gezondheid