انکار, مکانیسم دفاعی و خوی نفس و روان است. و آن شخص را نیرومند و قادر می سازد تا به شیوه و مدل و رفتار و باورهایش ادامه بدهد. "انکار" روپوشی برای زشت رویان می باشد. تمام کسانی که اعتیاد دارند و یا در شرف اعتیاد هستند,(اعتیاد به قدرت - به باورها و رفتار ها و ...) ویژگی و صفت مشخصه آنان انکار است.  همیشه انکار به انسان ها اجازه داده است و می دهد که واقعیت و حقیقت را تحریف کنند. انکار باعث می شود که رفتارهای زشت و رشد نیافته ما مورد توجه و انتقاد قرار نگیرد. انکار و تکذیب واقعیت باعث می شود که شما درخواست یاری و کمک نکنید.

قلبی که دچار جحود شده باشد, غیر ممکن است که به رشد برسد. برای رسیدن به حقیقت و رشد و تکامل مورد نیاز, اول انسان باید چیزی را که نمی شناسد آن را انکار نکند. انکار از سرشت و فطرت انسان به دور است. حقیقت غیر قابل انکار است و کسی که حقیقت را ببیند و آن را انکار کند, نجس است. تو با چه وسیله و ابزاری انکار می کنی!؟ کسی که ناقص است نمی تواند کمال را انکار کند. دانش ناقص است و انسان قادر نیست با دانش ناقصی که دارد, فرای دانش را انکار کند و چیزی که صد سال پیش ناشناخته بود و دانش و علم شناخته نمی شد, اگر آن را انکار می کرد, هیچگاه به دانش امروزی نمی رسید. انسان با انکار کردن ناشناخته ها, کاری به پیش نبرده و نمی برد.

چیزی که امروز ناشناخته است, ممکن است فردا تو به آن شناخت پیدا کنی و دیگر انکار رنگ خود را می بازد. انکار پروسه رشد انسان را طولانی می کند و زجر و غم و درد به همراه دارد. انکار کردن یکی از خصوصیات نوجوانان است که مغزشان رشد نکرده است و بخش تسلیم در برابر حق در مغزشان هنوز در تناقض با هویت و یکپارچگی می باشد و تو که بزرگ شده ای و چهل سال هم از سنت گذشته است, چرا باید هنوز هم مثل بچه ها نه نه بگویی!

قلبی که همیشه نه می گوید و انکار می کند, از دریافت و ورود حقیقت به درون خود محروم می ماند. فردی که انکار می کند, درون آن پر از نجاست است و جایی برای میهمانی دادن وجود ندارد. جایی برای پذیرایی حق و عشق ندارد. قلب و دلی که تنگ نظر است, واکنش نفسانی و شیطانی عمل می کند و نجس های درونی خود را که برایش آشنا هستند, با ناشناخته ای هر چند حقیقت, عوض نمی کند. داخل اتاقی اگر پر باشد, دیگر جایی برای دیگری باقی نمی ماند و همیشه پر خواهد ماند!

اتاق باید هر لحظه خالی شود, اکسیژن تازه وارد اتاق شود. میهمانی تازه وارد اتاق شود! شانسی برای ملاقات با آنی که تو را بی قرار کرده است باید داده شود! با گذشته و کهنه, تو در جا خواهی زد و بوی گندیده و متعفنت, خود و اطرافیان را بیمار خواهد کرد. تکرار در زندگی انسان را زود پیر می کند. انسان را به امراض مختلف و گوناگون مبتلا می کند. تکرار و زندگی  در تکرار ها, برای سلامتی انسان مضر است. کدام انسان عاقلی هست که از تکرار, ناله و فغان نکند!؟

اگر می خواهی زندگی هر لحظه اش تازه و بکر باشد, باید از انکار بپرهیزی و هر لحظه درون خود را آپدیت بکنی. ممکن است تو از چیزی محروم باشی ولی انکار آن به چه درد می خورد!؟ انکار, آدمی را زشت رو می کند و زشت رویان انکار می کنند! انکار زیبایی و واقعیت, مال انسان های زشت است. من که نمی توانم آزادی را تجربه کنم و از آن محروم هستم- چرا باید خود آزادی را انکار بکنم!؟ چرا باید آزاده ها را انکار و سرزنش و ملامت کنم!؟

همه مشکلات نسل بشر این بوده و هست که اگر واقعیتی را نتوانسته و نمی تواند ادراک کند- جحود و انکار کرده است و می کند! گربه دستش به گوشت نمی رسید گفت بو می دهد! ترکای عام عثمانی مثلی دارند که می گویند: زیباروی را انکار می کنم- مگر آن که مال من باشد!

کل ره بوتنه چه زلف ناینی، بوته این قرتی بازی مه ر بد اینه

غافل از این که اگر انکار نکنی و اجازه بدهی انکار نکنند, همه زیبایی ها مال تو هستند!

قاسم سلطانی

-------------------------

یکی می پرسد :
اندوه تو از چیست؟
سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟
برایش صادقانه می نویسم:
برای آنکه باید باشد و نیست!....
(گمنام)