زیباشناسی و زنا با نامحرمان
زیباشناسی در حیطه, گاه روانشناسی و بیشتر در حیطه علوم باطنی می باشد. زیبایی عبارت است از طبیعت و هر چیزی که غریزه و تخیل انسان را تحریک بکند و لذت و شادمانی و انبساط در انسان تولید بکند. خیلی ها عقیده به این دارند که زیبایی امری نسبی می باشد. اما من غیر از این را باور دارم. دلیلش را هم بسیار ساده می دانم. خداوند هیچ چیز زشتی نمی آفریند. این ذهن انسان است که به مرور زمان شرطی گشته است و چیزی را زشت و آن چیز دیگر را زیبا می بیند. این ذهن شرطی انسان است که چیزی را زشت خلق می کند. زشتی را انسان آفرید. آری بنابر این زشتی واقعیت دارد و لیکن حقیقت ندارد. بعدا وارد انسان شده است. آری زیبایی که انسان خلق کرده است, می تواند نسبی باشد. اما زیبایی غیر ذهنی, زیبایی مطلق است. زیبایی مطلق انسان را به خداوند نزدیک می کند. عظمت و شکوه و طهارتی که در زیبایی نهفته است, هر انسان زیبایی را چنان تحت تاثیر خود قرار می دهد که در آن حالت, خداوند و حقیقت را مشاهده می کند.
این که می گویند زیبایی مهم نیست! و بعد از مدتی طبیعی می شود, سرتاسر این حرف نفسانی و غیر طبیعی می باشد. چیزی که زیبایی را لس و لوس می کند, احساس مالکیت است, زندانی کردن و محدود کردن زیبایی است. ذات و جوهر زیبایی جلوه گری و آزادی می باشد و جلوه مستی, زیبایی را به زشتی تبدیل می کند. و اگر زن و مرد جذابی مال من نباشد, آن زیبایی تبدیل به زشتی و جهنم می شود! و اگر مرد و زن و خانه زیبایی که من مالک آن نیستم, وقتی آن را می بینم درد و رنج و عذاب می کشم! زیبایی هست و وجود خارجی دارد. اما ذهن و نفس من و شما با احساس مالکیت در صدد تخریب آن زیبایی می شود. در صدد محو آن زیبایی می شود. و زیبایی در نهایت تبدیل به کشت و کشتار و زشتی های شیطانی و نفسانی می شود. و غاز همسایه...!
و من همچنان می پندارم که عاشق هستم! و به خاطر عشق می جنگم!! جانم را فدای عشق می کنم!! قهرمان هستم! به خاطر ناموسم می جنگم و جانم را فدای آن می کنم و شهید می شوم! بچه ماهی را اگر از آب در بیاوری و دست بچه بدهی, ماهی خواهد مرد و در بچه احساس گناه به وجود خواهد آمد. اگر بچه را با ماهی تنها بگذاری ممکن است ماهی را بگیرد و یادش برود که او را دوباره باید آزادش بکند!
ذهن انسان زیبایی را در داشتن و در به چنگ آوردن می بیند. تا فلان چیز کاملا مال من نباشد, راضی نخواهم شد! وقتی هم مال من شد, طبیعی هست که چشم نفس در برابر زیبایی که زندانی است, کور می شود. فطرت زیبایی در آزادی آن است. در آزادی همه چیز زیبا می شود. آیا ماه و خورشید و کوه و دشت و صحرا مال شماست!؟ و چون مال شما نیست زیباست!
اگر سلطنت فقر ببخشند ای دل کمترین ملک تو از ماه بود تا ماهی
زیبایی کاذب را به انسان تحمیل کرده اند. از زیبایی الگو و معیارها ساختند. مردان چهارشانه پولدار و با مقام و اتومبیل های آن چنانی دست نیافتنی, قوه حسی لیبیدوی زنان را تحریک می کند! اما بعد از به دست آوردن همین قوه فلج می شود! دختران باکره آفتاب مهتاب ندیده با ساق پای سیندرلایی و شکل باربی نمونه ای از زن ایده آل مردان شده است! اما وقتی به دست می آورند, در واقع از دست می دهند! در ذهن زنان ما تحمیل شده است, کسی باید مال تو باشد تا ارتباط جنسی ممکن باشد. قلب فلان مرد باید مال من باشد تا شاید ارتباطی ایجاد شود! تا دایره کامل کشیده نشود, احساس امنیت نمی کنند. می ترسند که مبادا اگر دایره نصفه بماند از داخل دایره به بیرون پرتاب بشوند.
زیبایی جشنی زمانی ممکن است که سنگ تمام بگذاریم! همه چیز باید کامل باشد تا همه چیز بر وفق مراد باشد!, تا این ذهن کج اندیش ما کمی روی خوش نشان بدهد. ما برای خودمان کمال و نقص کاذب درست کرده ایم. خواستگاری فلان دختر می رویم, برمی گردیم, می گوییم که دختر خیلی زیبایی بود, ولی, اما دندان هایش...خواستگاری دیگر می آید. پسر همه چیزش خوب و کامل است, ولی, اما چشم هایش کمی کج به نظر می رسد! پس کامل نیست! دختره مثل قرص ماه می ماند, ولی حیف...! روی صندلی چرخدار نشسته است! یا فلانی باید مال من باشد. یا مرگ را ترجیح می دهم. یا باید مال هم باشیم و یا کاری می کنم که هردو بمیریم! و گمان می کنیم که عاشقیم! گمان می کنیم که عشقی در وسط موجود است! گمان می کنیم که چقدر بفادار عشق هستیم. از خودمان لیلی و مجنون می سازیم!
زندگی را برای خود و دیگران و فرزندان حرام می کنیم و غافل از این که هیچ چیزی متعلق به ما نیست. و اگر این را آویزه گوشمان بکنیم که هیچ چیزی متعلق به ما نیست, همه چیز متعلق به ما می شود!
جسم من و شما مقدس است. جسم در حلقه و پیوند با طبیعت و محرمان کامل می شود. آن که از حلقه جداست- نامحرم است و فرقی نمی کند که همسر باشد یا غیر همسر. ازدواج یک کاغذ پاره ای بیش نیست. یک کاغذ پاره به من و شما مشروعیت محرمی نمی بخشد. بدون کاغذ هم می توان محرم بود. خیلی ها با زن و شوهر خودشان زنا می کنند و زنا حرام است. عشق بازی با نامحرم حرام است. عشق بازی با بیگانگان حرام است! شوهر و همسر هم می تواند بیگانه و نامحرم باشد!
آیا از همخوابی با همسرتان احساس رضایت و یا احساس ندامت می کنید؟ آیا پس از همخوابی احساس شادمانی و یا احساس پشیمانی می کنید؟ اگر احساس پشیمانی بکنید و یا اگر احساس شادمانی نکنید، شما مرتکب زنا شده اید. حداقل اگر این همخوابی اختیاری نبوده باشد قطعاً به شما تجاوز شده است. و اگر حاصل مادی و فیزیکی این تجاوز یک فرزند هم باشد. مردی 60 و 70 ساله, به دختر 9 ساله, با خواندن آیه صیغه تجاوز می کند و زنا هم به حساب نمی آید! اما عشق دو انسان بالغ و آگاه بدون خواندن آیه زنا تلقی می شود!
قاسم سلطانی 
relatie tussen zelfkennis en gezondheid