از تعریف و تمجید دستاوردهای یکدیگر نترسیم!
در یک فرهنگ و جامعهء نه چندان مدنی، مردم در ارتباطات خود، کمتر از یکدیگر تعریف می کنند. همین موضوع در فرهنگ سیاسی اغلب کشورها بیشتر مصداق دارد. مثلا نقاط قوت و زیبایی ها و دستاوردهای رقیب سیاسی را منعکس نمی کنند. یک کشور با حکومتی مستبد و بسته، تمام سعی و تلاشش در این است که توانایی ها و دستاوردهای کشورهای دیگر را مخفی کند، یعنی شبکهء اطلاع رسانی دچار بیماری نفسانی و حسادت می شود. در حالی که منعکس کردن توانایی های کشورهای دیگر، بدون شک می تواند در رشد و توسعهء کشورها نقش بسیار سازنده ای داشته باشد، ولی متاسفانه با مخفی و توجیه کردن توانایی های آنها نه تنها دست به فریب و حقه می زنیم، بلکه خود را از پیشرفت و ترقی و همکاری با سایرین منع کرده و منزوی می کنیم.
یک هنرمند، زیبایی هنر همکار خود را تحریف، سانسور و یا توجیه می کند. در میهمانی های فخر فروشی، زیبایی های خودمان را به رخ دیگران می کشیم و زیبایی های دیگران را توجیه و یا مخفی می کنیم و این یعنی جنگ تن به تن، یعنی جنگ نفس ها!
نوبت آن رسیده است که از زیبایی های یکدیگر بگوییم.
اول از خودم و زیبایی هلند شروع می کنم: هلندی ها مهربان، با وجدان، و مردم تمیزی هستند که کشوری تمیز ساخته اند...
آلمانی ها مردمانی بسیار مهربان و قابل اعتمادی هستند و این کشور محصولاتی قابل اعتماد عرضه کرده و می بخشد...
بلژیکی ها، مردمانی لارج و صادق و آبروداری هستند.
ایتالیایی ها، آدم های عاشقی هستند.
اسپانیایی ها، عاشق ایتالیایی ها هستند، اما نمی دانند!
این که جمعیتی عاشق ترند، جای هیچگونه نگرانی نیست، ما هم می توانیم باشیم.
این که جمعیتی، منظم ترند، باز هم جای هیچ گونه نگرانی نیست.
آیا ما نمی توانیم، منظم تر باشیم!؟
اگر منظم تریم، چه بهتر، اگر نیستیم، چرا باید منظم بودن دیگران را سانسور و تحریف کنیم؟
از سانسور کردن زیبایی ها و توانایی های یکدیگر، چه چیزی عاید و نصیب مان می شود؟ عاقل باشیم!
ثروت، علم، سواد، وجدان، عشق، نظم، صداقت، هنر و... پیش همهء ما بالقوه وجود دارد، این ها را خدا داده است و خدا چیزی را برای کسی کم نمی گذارد. ثروت دیگران، ثروت من نیز هست، عشق، فقط می تواند، عشق را ببخشد و ثروت می تواند، ثروت را ببخشد و نظم و وجدان نیز ...
همانگونه که در ابتدای مطلب بیان شد، سیاسی ها، کمتر از دستاورد ها و توانایی های رقیبان خود، تعریف و تمجید می کنند، یعنی کمتر با هم مهربان هستند و این خود می تواند یکی از دلایل عدم امنیت و عدم ثبات سیاسی در بعضی از کشورها باشد. اگر مخالف دوست، همسایه، همسر، معلم و یا دولت هستیم، می توانیم با مهربانی و البته همراه با بیان دستاوردها و زیبایی ها و توانایی های آنان مخالفتمان را طرح کنیم. مخالفت، یک آداب و رسومی دارد، که نباید به آن بی اعتنا بود. مخالفت و اعتراض، هرگز به معنای حذف و دشمنی نباید باشد، سیاسی ها باید عاقلانه به آن توجه کنند که، در طول تاریخ کمتر به آن توجه شده است.
منتقد تک بعدی، حسن نیت ندارد.
منتقد عاقل و خوش نیت، توانایی ها و زیبایی ها را نیز بیان می کند.
قاسم سلطانی 
relatie tussen zelfkennis en gezondheid