آدم معمولی/ بخش دوم

هر آدم معمولی می تواند روانشناس، روانپزشک، قاضی، رئیس جمهور و ثروتمند شود، اما هر آدم معمولی نمی تواند مولانا و بودا شود.
هر آدم معمولی نمی تواند به معصومیت برسد.
هر آدم معولی نمی تواند فهم و درک را کشف کند.
هر آدم معمولی نمی تواند حقیقت را کشف کند.
برای کشف و فهم حقیقت، باید از من قلابی، من مقلد، من دهن بین و ظاهربین رها شد.
باید بسیار معمولی شد تا حقیقت را درک و فهم کرد.
تو که غیبت کردن، دهن بینی، تخریب و توهم و ظاهربینی قاموس توست، یک آدم معمولی نیستی، تو بیمار و اختلال داری و برای اینکه آزارت به دیگران نرسد، باید مداوا شوی!
 
قاسم سلطانی

آدم معمولی / بخش اول

اینکه قرآن و انجیل نازل شده اند و یا به دست انسانی مثل من و شما نوشته شده است، آیا تفاوتی در فهم من از قرآن خواهد داشت؟

اینکه مثنوی را مولانای سنی مذهب نوشته باشد، یا شیعه مذهب و یا نازل شده باشد، در فهم من از مثنوی تاثیری هم می گذارد؟

قرآن و مثنوی و بعضی از کتاب و مقاله و مطالب را آن هایی می توانند بنویسند که آن کتاب و آن مقاله و آن مطلب بر او نازل شده باشد، برای اینکه حقیقتی بر ما نازل شود و ما آن حقیقت را درک کنیم، باید به سطح شعوری و فضاداری بسیار بالاتری برسیم که این از افراد معمولی با عقل معاش غیرممکن است، برای همین هم برای اینکه اهمیت زیبایی و عظمت و اهمیت مثنوی، یا یک مطلب، یا یک فیلم، تاتر و شعر معجزه گون را توجیه کنند و ارزش آن را پایین بیاورند، می گویند که مولانا هم آدم معمولی بوده است و یا قرآن را آدم معمولی نوشته است نه یک روانشناس و دانشمند!
میزان سطح شعور و آگاهی در این اشخاص و میزان هوش هیجانی و سایر هوهش ها در این افراد دچار اختلال است، زیرا این افراد خودشان را معمولی می پندارند و برای اینکه کار و هنر و صاحب هنر را تحقیر کنند، آن ها را به اندازه ئ خود کوچک می کنند و معمولی می کنند تا خشم و خنجر خود را فرو برده باشند.
بعد هم می گویند که مگه آدم معمولی نیستند!
این ها اگر هم معمولی باشند، تو معمولی نیستی!
مهم انگشت اشاره است، اما تو می خواهی به حاشیه بروی.

قاسم سلطانی

چرا خودشناسی مهم ترین مسئله ئ جهان ماست؟

شما یک گوشی موبایل، یخچال، تلویزیون، ماهی، سگ و هر دستگاه و چیز دیگری را می خرید، اگر شما دفترچه ئ راهنمای این دستگاه ها و حیوانات را مطالعه کنید، "چرا" دارد؟
مطالعه می کنم که طرز استفاده ئ صحیح و مشروع از آن ها را فرا بگیرم و اگر این دستگاه ها با مشکلی مواجه شدند، بتوانم از راه درست آن را بررسی کنم، و بتوانم از این ها حداکثر استفاده ها را برده و در ارتباط با آن ها باشم، نه اینکه سگ و موبایل را فقط برای پز دادن بخرم و حالا که خریدم یک استفاده و سوءاستفاده ئ سطحی هم می کنم!
خودشناسی هم چرا ندارد که، برای اینکه خودم را بفهمم و درست بفهمم و خودم را توهم نکنم و از خودم غیر خودی نسازم، می خواهم خودم را بشناسم تا عظمت خود را کشف کنم، وگرنه کسی دیگر عظمت من را عوض من نمی تواند بفهمد و آن را تجربه و زندگی کند.
 
ترازو گر نداری پس تو را زو رهزند هر کس
یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد
 
اگر می خواهم ترازو و شاخصی برای فهم و نفهمیدن داشته باشم، خودشناسی تنها راه آن است.
علت بسیاری از بی عدالتی ها، جنگ ها، اختلاف های موهومی، ترس، نگرانی و اختلالات شخصیتی از عدم شناخت خود ناشی می شود.
 
قاسم سلطانی

شاخص شناخت خود

میزان و شاخص حق از باطل، درون پاک و مراجعه ئ به درون بی تعصب و خالی است که به آن "خرد" نیز می گویند.

قاسم سلطانی