تقلید

اگر تقلید کنی به وجود اصیل خویش خیانت کرده ای. اگر تقلید کنی دیگر وجود خودت نیستی، دیگر روح خودت نیستی، دیگر خودت نیستی. آن چه تقلید می کنی مهم نیست، مهم این است که تقلید کردن یعنی کشتن روح و روان خودت.
اگر از غربی ها تقلید می کنی و اسمش را مدرن و به روز بودن می گذاری، یعنی این که تو بر اساس خودانگیختگی خودت زندگی نمی کنی.
تقلید یعنی آتش زدن بر مخلوق خدا. خداوند تو را آفریده که خودت باشی، اگر قرار بود دیگری باشی چه لزومی برای آفرینش تو بود!؟
تقلید یعنی شبیه سازی، یعنی نمایش دادن کسی دیگر، یعنی تنها یک بازیگر بودن. یعنی یک چهره نقاشی شده، یک نقاب، تقلید یعنی تکرار زندگی خود و دیگران، و این تکرار چه خواب آلود است!
جامعه جهانی آدم هایی نیاز دارد که مسیح باشند و نه مسیحی. خود حسین باشند و نه حسین شناس. مولانا باشند و نه مولانا شناس. خود حافظ باشند و نه حافط شناس. خود شعر باشند و نه شعر شناس. خود خوب باشند و نه خوب شناس. خود کار باشند و نه کارشناس، خود زیبا باشند و نه زیبا شناس!
آری خودکار و خودرو و خودزا و خود شعر و خود خود بودن عشق است، نه وصف آن.
کمتر کسی به شما می گوید خودتان باشید، همه به شما نمونه می دهند: "مانند آن باش" گویی که تمام هدف خداوند از خلق شما تکرار زندگی دیگران است و نه زندگی خود. گویی که خداوند به شما زندگی دست اولی نداده و زندگی دست دوم دارید.
این بی احترامی به خود و بی احترامی به خداوند نیز هست.
خداوند به هر کدام از ما یک زندگی داده و زندگی من مال این و آن نیست و من باید خودم زندگیم را خلق بکنم نه دیگری. برده و مقلد نباش.با تقلید از دیگری، حتی اگر پیروز شوی، در درون خالی خواهی ماند و پوشالی، افسوس!
یک گاوچران برای کلانتر تعریف می کرده که بهترین اسب دنیا را دارد:
روزی در کوهستان از زین پایین افتادم و پایم شکست!
کلانتر گفت: نگو که اسب پایت را جا انداخت!
گاوچران گفت: نه. ولی کمربندم را با دندان گرفت و به خانه برد و پنج کیلومتر چهار نعل رفت تا دکتر بیاورد.
کلانتر گفت: خوشحالم که چنین اسبی داری و همه چیز خوب پیش رفت.
گاوچران گفت: واقعا این طور نشد آن اسب لعنتی دامپزشک آورده بود!
ولی از یک اسب چه انتطاری می توان داشت؟حتی همین هم زیاد است!با تقلید از دیگری هر کاری که انجام دهی در جایی و به نوعی نکته را از دست می دهی.تو در یک مرحله دچار خطا خواهی شد.
هیچ اشکالی ندارد از یک آموزگار- از یک روحانی کمک طلبید. روحانی در آن جا می تواند راه را برای تو باز کند و تو را از خطرات راه آشنا سازد.
تو آنقدر اصالت داری که زندگی خودت را زندگی کنی. و نه زندگی دیگری را.این هدیه عظیم الهی است.آوازت را بخوان و رقصت را برقص و عشقت را ابراز کن.
و گذشته گان را تقلید نکن. هر وقت خودت را شناحتی تقلید محو می شود.
خلاقیت پس از خودشناسی رخ می دهد.
کسانی که دارای خصوصیات زیر هستند، تقلید می کنند:
چاپلوسان، خسیسان، خبیثان، خودداران، خودمداران، سرسریان، سطحیان، دروغ گویان، دورویان، شروران، بردگان، جاه طلبان، ستمکاران، کینه ورزان، حسادت ورزان، نفرت ورزان، خرافه ورزان، اوبـاشان، لـجبازان، انـتقام جـویان !
برای مثال اگر کسی حسادت می ورزد، این شخص هم حسود است و هم از حسودان، حسادت را تقلید می کند و اگر کسی لجباز است...
بیشتر از نصف این مطلب از کتاب خلاقیت اشو، تدوین، گردآوری و ویرایش شده است
relatie tussen zelfkennis en gezondheid