جادو جنبل با زعفران (جدید)
ای آواره و بیگانه گشته از خدای خود, ازدواج و ارتباطی که با زعفران به جدایی بکشد, همان بهتر نباشد!!
قلب و چشم مجنون, غیر لیلی چیزی را نمی بیند, حتی خدا را نیز نمی بیند!
اما تو...؟
رفتارهای نمایشی، رندی فرومایه وار، تملق, دروغ, فریب و بیگاری کشیدن از این و آن را سرمشق زندگی قرار دادی, تو ستیز، مقابله، انکار و دشمنی را پیشه گرفتی.
تو به شکمت(الاغت) بیشتر ارزش دادی تا حق...(خودت)
هرگز مپندار که لیلی را باید در بیرون از خود جستجو کرد, نه اینکه در بیرون نباشد, اما باید مجنون بود تا لیلی را ملاقات کرد, پس لیلی در درون توست و تو فکر نکن که مجنون به لیلی نرسید!
اشو می گوید:
تو هشیار نیستی، تو نمیبینی که رنج و جدایی را "خودت" ایجاد میکنی. هرعملی که انجام دهی، تخمهایی را میکاری. سپس درختانی رشد خواهند کرد و هرچه را که کاشته باشی همان را درو میکنی. و هرگاه که درو میکنی، رنج وجود دارد، ولی هرگز نمیبینی که این تخمها را خودت کاشتهای. هرگاه رنجی برایت رخ میدهد، فکر میکنی که از جایی دیگر میآید، فکر میکنی که تصادفی است و یک نیروی اهریمنی برعلیه تو مشغول به کار است.
پس تو شیطان را خلق میکنی. شیطان فقط یک قربانی است ــ تو خودت شیطان هستی. خودت رنج خودت را خلق میکنی. ولی هرگاه که رنج میکشی، فقط آن را به شیطان نسبت میدهی که اوست که شیطنت میکند. آنگاه راحت میشوی! آنگاه از الگوی احمقانه و ابلهانهی زندگی خودت هشیار نمیشوی.
یا اینکه آن را تقدیر میخوانی، یا میگویی که "خدا مرا آزمایش میکند." ولی تو از آن واقعیت اساسی که تو خودت مسبب اصلی هرآنچه که برایت اتفاق میافتد هستی پرهیز میکنی. و هیچ چیز تصادفی نیست. هرچیزی یک سبب و علت دارد و آن علت، خود تو هستی.
relatie tussen zelfkennis en gezondheid