دوست عزیزی نامه ای در خصوص پرسش من در باره شرم و حیا نوشته اند- که آن را در اختیار دوستان خواستم بگذارم. تا نظراتشان را در باره این نامه و در کل در باره شرم و حیا بنویسند. نگاهی دیگر به شرم و حیا هم می باشد که آن بی شرم و حیایی است: یعنی نگاه بدون مانع- نگاه بدون نقاب- یعنی نگاه زلال. یکی می گوید داشتن شرم و حیا نفس زدایی است و دیگری می گوید داشتن شرم و حیا ناشی از نفس است! خود نفس است. آیا شما دوست دارید نگاه و طبیعتی خودجوش - جاری و زلال داشته باشید و یا نگاهی که از فیلتر رد بشود!؟

و اما نامه ایشان:

حيا به اين معناست كه انسان تمام حقايق جهان خلقت را درك كند و بر اين حقايق صحه گذارد و با اين حقايق همراه شود و خلاف اين حقايق هيچ عملي انجام ندهد . چرا ؟ به دليل حيا .و شرم و انسانیت

شرم و حيا، حالتي نفساني است كه آثار آن در چهره و رفتار خودنمايي مي كندو. شرم و حيا به شكل انقباض و گرفتگي در درون انسان و به صورت سرخ رويي در چهره و صورت پديدار مي گردد. اين گونه شرم و حيا از آن جايي كه به صورت حال و زمان مند مي باشد و صفت و وصف پايدار به شمار نمي آيد به عنوان فضيلت مورد ستايش و تقدير نيست. بلكه زماني كه شرم و حيا به صورت پايدار در آيد، به فضيلتي انساني و خوي و منش نيكو مورد ستايش قرار مي گيرد.
شرم و حيايي كه به عنوان فضليت از آن ياد مي شود، معنا و مفهوم ديگري را القا مي كند كه در حوزه عمل نيكوي انساني و رفتارشناسي هنجاري قرار مي گيرد. شخصي كه از صفت حيا برخوردار است در منش و كنش خويش انساني است كه از زشتي ها و ناهنجاري ها پرهيز مي كند و خود را آلوده به آنها نمي سازد.

بي گمان مساله حيا و شرم يكي از مباحث مهم اجتماعي است كه بازخواني و نگرش آن .امری بسیار تاثیر گذار را در جامعه دارا می باشد . حيا و شرم در جامعه زنان ، به نظر مي رسد كه مساله شرم و حيا با مسايل اجتماعي زنان ارتباط تنگاتنگي ست ، زيرا در جامعه امروز صفت شرم و بي شرمي به دو صورت مثبت و منفي و در ارزيابي منش و كنش زنان و دختران از سوي افراد جامعه به ويژه خود زنان به كار مي رود. كه حيا و بي حيايي اختصاص به زنان و جنس مونث ندارد بلكه فضيلتي است كه مردان به همان اندازه زنان مي بايست از آن برخوردار باشند، زيرا با تفسيري كه از ماهيت حيا ارائه شد دانسته مي شود كه حيا به معناي پرهيز از زشتي ها در عمل و رفتار وكنش و منش انساني است كه اختصاصي به يك جنس ندارد. با اين همه جامعه نوعي رفتار و منش را از زنان مي خواهد كه ارتباط نزديكي با مساله حيا پيدا مي كند از اين رو جامعه آن را امري مرتبط با زنان مي داند و از ايشان انتظار دو چنداني ، براي رعايت و كسب صفت و فضيلت حيا دارد.

در آموزه هاي ديني و گذشته و انسانی مقوله هاي سه گانه شرم و حيا، عقل و دين از يكديگر تفكيك ناپذيرند. بدين معنا كه هركجا حيا باشد عقل و دين و هركجا عقل باشد، حيا و دين و بالاخره هر كجا دين باشد عقل و حيا نيز در كنار آن خواهند بود.
به تعبير ديگر اين سه مقوله ارزشي لازم و ملزوم يكديگرند و در سيره نظري و عملي مومن و انسانی هيچگاه از يكديگر جدا نمي شوند.
شرم و حيا لازمه دينداري و انسانیت به معنای کامل است چرا که
ماهيت و واژه شرم و حيا دو معناي مختلف است: معنايي كه اشاره به حالت انفعالي دارد و در حقيقت واكنش نفس انساني است به كنشي كه نسبت به وي انجام مي شود، دوم معنايي كه به صفتي در انسان و يا غير انسان اشاره دارد و به عنوان امر پايدار مطرح مي باشد. در اين صورت مي توان آن را به خداوند به شكل كمالي آن نسبت داد. در اين معنا حيا به معناي پرهيز از زشتي ها و دوري از انجام قبايح است.

مفهوم ضد آن در اين صورت وقاحت و بي شرمي است كه امري ناهنجار و منش و كنشي زشت بشمار مي رود.

بي گمان مساله حيا و شرم يكي از مباحث مهم اجتماعي است كه بازخواني نگرش قرآن به آن مي تواند در نحوه رفتار و منش انسان مومن بسيار تاثيرگذار باشد.
براي اين كه اهميت مساله حيا دانسته شود به اين نكته اشاره مي شود كه قرآن براي نفس انساني، عزت و كرامتي را قايل است كه با بي شرمي و فقدان حيا اين امر دچار خدشه جبران ناپذير مي شود. از اين رو از انسان ها مي خواهد كه براي حفظ كرامت و عزت انساني پاره اي از مسايل را كه مرتبط با حيا و شرم است رعايت كنند.
عفت نفس و حيا اختصاص به دوره سني نداشته و همگان مي بايست آن را مراعات كنند
در داستان حضرت آدم(ع) و حوا ضمن آن كه حيا را امري فطري و طبيعي براي بشر مي خواند بيان مي كند كه چه سان آن دو به حكم صفت حيا وقتي شرمگاهشان با خوردن ميوه ممنوع آشكار شد، با برگ هاي درختان بهشتي كوشيدند تا خويشتن را بپوشانند. این مسئله تمام کتابهای آسمانی و از تمام پیامبران است و فقط مخصوص قرآن نیست که به دلایل و....... آن را رد کرد. پس از نظر تمامی ادیان . و واعتقادات انسانی ، انسان باشرم و حيا كسي است كه خود را عريان نمي سازد حتي اگر تنها باشد.
خداوند از زنان و مردان مؤمن خویش مي خواهد كه رفتاري شرمگينانه داشته باشند. باز این مطلب رو می توانید در تمام کتابهای پیامبران پبشین است

پرهيز و اجتناب از چشم چراني از سوي مردان و زنان از ديگر مواردي است كه قرآن به عنوان نشانه و اثر عفت و حيا بيان مي كند. چشم فروهشتن از نامحرمان امري است كه تنها خود شخص و خدا از آن آگاه هستند. از اين رو از خائنه الاعين بودن مردان و زنان پرهيز مي دهد و مي فرمايد كه مردان و زنان مومن كساني هستند كه نسبت به نامحرمان چشم فرو مي بندند و نگاه خويش را خيره به نامحرم نمي سازند بلكه آن را پايين مي افكنند. (نور آيه 30 تا 31)
اين ها نمونه هايي از مصاديق دوري و اجتناب از زشتي هاست كه انسان شرمگين به حكم حيا و عفت بدان پاي بند است و نمي گذارد تا نفس بر او چيره شود و دور از ادب اجتماعي و فردي عمل كند.