ریا و تزویر و حجاب، در بعضی از عارف نماهای ما نیز رخنه کرده است. ماهیت عرفان در عدم ریا و تزویر آن است. نسل بشر، از جمله ایرانیان نسل جدید، اصلاحات و تغییرات را در هر قشری خواستارند، بخشی از اعتراضات مشروع مردمی، در جهان، به ویژه در خاورمیانه و کشورهای غیر دمکراتیک به صورت نهفته و نامرئی می باشد، که پاره ای از آن، بی اعتنایی و اخلاق محافظه کاری و ارتجاعی است، که بخشی از این ارتجاع، مرئی و بخشی نیز پشت حجاب پنهان شده است که البته قابل توصیف و ارائه هستند، زیرا نه اسلام و نه عرفان و نه ادبیات، منحصر به یک گروه، یک آدم، یک سازمان و یک دولت نیستند، بلکه متعلق به همه می باشند. فردیت انسان ها بیشتر از هر زمانی، خلاقیت و آزادی نیاز دارد. عرفان کاذب، عرفانی است که سخنی تازه برای گفتن نداشته باشد و در گذشته ها و اشعار و حکایت های موهومی سیر کند.