رابطه نفس با آزادی
نفس, همواره در تجرد است. پیوسته تنهاست و مدام احساس تنهایی می کند و به همین خاطر نیازمند است. نفس, به جهت مجرد بودنش, نیازمند احترام, قدرت, مقام, ترفند و ... است و برای کسب اینها, دست به هر کاری می زند! نفس را باید زیر نظر گرفت و برای او نظم و الگو و مدل ایجاد کرد!؟
در گوشه ای از دنیا جوانان آزاد هستند که به کافی شاپ بروند و آزادانه مواد مخدر خفیف تهیه کنند و در گوشهء دیگر دنیا نیز, انسان ها آزاد هستند که دروغ بگویند و تعارف کنند و باورهای خود را به فرزندانشان تحمیل کنند, غافل از اینکه آزادی در بی نیازیست و آزادی از آزادی می گذرد!
انسان های آزاد, نیازی به دروغ, تکبر, قدرت, فریب, پرحرفی و تقلب ندارند, اما انسان گدا و نفسانی و حقیر و کوچک, چرا !
نفس به جهت ضعف و تنهایی و نادان بودنش, قادر به ایجاد نظم خودجوش و مستقل نمی باشد. نفس, قادر به آفرینش نیست و به همین جهت بسیاری از انسان ها به مذاهب و باورهای اجداد و گوناگون می چسبند تا از سر در گمی خلاص شوند!! زمان آن فرا رسیده است که انسان از این ویروس نامرئی(نفس) رها شود. این تنها آزادی است که به هر قیمتی می ارزد و به همین خاطر, به هر قیمتی که شده, باید آزاد باشد!
از طبیعتمان نافرمانی نکنیم, اطاعت از طبیعت, خود فرمان و درمان است! آزادی طبیعت ماست. آزادی برای سلامتی اجتناب ناپذیر است.
در آزادی, نفس ناپدید می شود. آزادی تنها واکسن ضد ویروس نفس است.
قاسم سلطانی 
relatie tussen zelfkennis en gezondheid