ریشهء تمامی گرفتاری های عالم در این است که انسان بیگانه, دنیا را قرارگاه و هدف قرار می دهد و اگر ما دنیا را به جز محل عبور و روندی از رشد و تکامل ببینیم, تمام آتش جهنم بر سر ما خواهد بارید. یعنی نوع نگاه ما به دنیا, تمامی واکنش های ما را طراحی می کند. چنانکه اگر ما این دنیا را, مأوای غائی خود دیدیم, آنگاه هر چیز و نعمتی را اگر از دست بدهیم, خیال می کنیم که زیان و ضرر کرده ایم, و تمام لحظه های عمرمان را در نگرانی وقوع حوادث به سر می بریم و این یعنی جهنم. اما اگر توانستیم خود را رشد داده و به مرحله ای از آگاهی و خودشناسی برسیم که این دنیا را مزرعه ای ببینیم که باید در آن کاشت و بدانیم که همهء محصول را نمی توان در این وادی و مرحله درو کرد و نوبت برداشت واقعی, وادی دیگری است و این برداشت ها و شیرینی های دنیوی, تنها اشاره و چشیدن این قبیل چیزهاست, برداشت کلی و کامل, بعد از مرحلهء خودشناسی و مرگ نفس میسر می شود، آنگاه فارغ و متولد می شویم, آنگاه معصومیت مان را دوباره کشف می کنیم.