یک روز سگِ دانایی از کنار یک دسته گربه می گذشت .

وقتی که نزدیک شد و دید که گربه ها سخت با خود سرگرم اند و اعتنایی به او ندارند وا ایستاد.

آنگاه از میان آن دسته یک گربه درشت و عبوس پیش آمد و گفت: ای برادران دعا کنید. هرگاه دعا کردید  باز هم دعا کردید و کردید، آنگاه یقین بدانید که بارانِ موش خواهد آمد .

سگ چون این را شنید در دل خود خندید و از آن ها رو برگرداند و گفت: ای گربه های گورِ ابله ، مگر ننوشته اند و مگر من و پدرانم ندانسته ایم که آنچه به ازای دعا و ایمان و عبادت می بارد موش نیست بلکه استخوان است.

 

جبران خلیل جبران

 

تا درطلب گوهر کانی، کانی

تا در هوس لقمه نانی، نانی

اين نکته رمز اگر بدانی، دانی

هر چيز که در جستن آنی، آنی

 

آموزگار خردمندی از شاگردانش پرسید:
فکر می‌کنيد ارزش يک انسان چگونه معلوم مي‌شود.
يکی پاسخ داد: ارزش يک انسان به چيزهايی است که دارد.
معلم لبخندی زد و گفت: 
روی زمين چیزی مهم‌تر از انسان نيست. 

پس نمی توان ارزشش را برمبنای چيزی کم ارزش‌تر از خودش سنجيد. 

ارزش انسان را نمی‌توان با داشته‌هايش اندازه گرفت. يکی از انتهای کلاس بلند شد و گفت:
ارزش يک انسان به بزرگی کارهايی است که انجام داده! 
 معلم گفت: آنچه والا بودن يک فرد را ثابت مي کند کرده‌های او نيست؛
چون بيخ و بن آن‌ها معلوم نيست!!! 
آدم‌ها گاهی کارهای بزرگی انجام می‌دهند اما با اهدافی حقير 
و گاهی کارهای کوچکی انجام مي‌دهند اما با نيّتی متعالی 
آنگاه معلم خود پاسخ گفت: 
ارزش يک انسان به نداشته‌های اوست. 
بچه‌ها تعجّب کردند. 
يکی گفت: پس من از همه با ارزش‌ترم چون چيزی ندارم؛ حتی کفش‌هايم هم برای خودم نيست! 
همه خنديدند. 
معلم ادامه داد: 

ارزش يک انسان به چيزهایی است که ندارد اما برای به‌دست آوردن آن‌ها تلاش مي‌کند. 

اگر شما به فکر دست يافتن به يک خانه رويايی بزرگ هستيد ارزش شما همان خانه است. 
و اگر دست يافتن به يک دوچرخه، يک موتور يا يک ماشين شيک را در سر می پرورانيد ،
  
شما به اندازۀهمان خواسته ارزشمنديد اما اگر در جستجوی شادی خانواده و محله و جامعۀ خود هستيد، ارزش شما 
بسيار بالاتر خواهد رفت و اگر در جستجوی خداوند، حقیقت، شعور و خرد باشيد شما ارزشمندترين خواهيد بود. 
يادتان نرود:

تا درطلب گوهر کانی، کانی

تا در هوس لقمه نانی، نانی

اين نکته رمز اگر بدانی، دانی

هر چيز که در جستن آنی، آنی