همهء چیزها, آن چیزی نیست که به نظر می رسد, و همین یک دلیل کافی است برای اینکه بگویم: "اطلاعات شناخت نیست" و اگر اطلاعات را شناخت فرض کنیم و بر مبنا و اساس اطلاعات موجود, به چیزی دل ببندیم و نبندیم(قضاوت کردن)پس همین دنیای "ذهنی" را تمام دارایی و موجودی خود, قرار می دهیم, در حالی که این دنیای ذهنی, محدود است و درون انسان عاقل را, راضی نمی کند و آدمی را بی قرار و سرگشته و آشفته می کند, زیرا روح انسان عمیق و عاقل را نمی توان با آب نبات و شکلات و این قبیل چیزها خرید, به همین خاطر آدم هایی که اصلا نمی فهمند, هیچ دغدغه ای هم ندارند!