تحمل و تحمیل
یا وراجی می کند, یا پرخوری می کند, یا سریال های آبگوشتی تماشا می کند, یا مجلات مربوط به خواننده و هنرپیشه ها را مطالعه می کند و یا حسرت می خورد! حاضر هست شبیه فلان هنرپیشه باشد, حتی اگر او زشت باشد! زشتی فلان هنرپیشه را زیبا می بیند و زیبایی همسرش را زشت می بیند! یا درآمد همسایه و فلانی را حساب و کتاب می کند و یا هر روز حساب می کند که اگر فلان کار جور شد و یا انقدر فروش رفت, اله و بله می کنیم. یا سر کار است و یا از کارش حرف می زند! یا این و آن را کنترل و محکوم و محدود می کند و یا در ذهنش همسرش را محکوم به عدم درک و شناخت وی می کند! معلوم هست که با این کارها کسی تو را تحمل نمی تواند بکند و نخواهد کرد! معلوم هست که با این عادت ها همه را زود خسته می کنی.
تا حالا از همسرت پرسیدی که امروز چی دوست داری اتفاق بیفته!؟ و اون کارو براش تهیه کنی؟ تا حالا به همسرت گفتی که عزیزم, هروقت از من خسته شدی, برام بگو تا مدتی تو را در خلوت بگذارم؟ آیا می دانی آن خلوت بودن احتیاج و نیاز و حق است و نه لطف و عنایت من و شما؟ خودمان را تحمیل نکنیم تا قابل تحمل باشیم.
قاسم سلطانی 
relatie tussen zelfkennis en gezondheid