بیماری بوردرلاین را بشناسیم
BPS= Borderliner Personality Syndrom
بطور طبیعی همهء افراد حداقل چند مورد از موارد ذکر شده در اختلال مرزی را دارا هستند ولی تفاوت افراد دارای اختلال با افراد عادی در شدت، مدت و فراوانی این خصوصیات است، افراد دارای اختلال شخصیت مرزی، در روابط بین فردی دچار مشکلات فراوانی میشوند تا حدی که خودشان و اطرافیان شان را دچار مشکل میکنند، هر خصوصیتی هر چند منفی، تا حدی که عملکرد را مختل نکند، اختلال محسوب نمی شود.
۱- پرخوری، پرحرفی، ...
۲- تمام روز خنده ولی در ته قلب غم و غصه ... در خاموشی و خانواده خود نیاز زیادی به شادی و خنده نمی بینند. به همین خاطر این افراد در بیرون و محل کار بسیار بشاش و شاد هستند اما در خانه و خانواده خود غمگین و عصبی هستند.
۳- اغلب این افراد مشکل جدی با ناشناخته و تازگی ها در "عمل" دارند و به دشواری با رویدادها و موقعیت های تازه در عمل کنار می آیند. دلیل آن شاید به خاطر ذهنیت منفی از خود و عزیزان و یا عدم اعتماد به نفس باشد.
۴- پرخاشگری ناگهانی به دیگران و مخصوصا افراد خانواده.
۵- لحظه ای نیاز به زندگی و لحظه ای دیگر نیاز به مرگ= حالت های مختلف و بسیار متناقض از هم به طور همزمان، در عرض چند دقیقه از شما حمایت می کنند و سپس شما دشمن می شوید. پس اگر شخصی حالت های مختلف، متناقض، بی ثبات و ناپایداری دارد، باید جدی گرفت.
6- انکار واقعیت و حقیقت انکارناپذیر بدون استدلال و پیوستن به دوستان همجنس و همفکر و ارتباط نزدیک با آنان(و آن ستمکاران که با هم محرماند
گرگهاشان آشنایان هماند)...
۷- ترس بسیار شدید و گوشه گیری و انزوا و یا بر خلاف آن شرکت در جمع های خودمانی از ترس حادثه و عمل های غیر مترقبه به هدف یارگیری و سپس احساس منزوی نکردن و ترد نشدن و احساس تعلق داشتن به چیزی .
۸- کسانی که به این بیماری و اختلال دچار هستند، احساس تنهایی و بیگانگی پیوسته دارند.
۹- افرادی که دچار این بیماری خطرناک هستند، پیوسته احساس عدم درک از دیگران و بیرون خود می کنند.
۱۰- دنبال بحران و مشکل هستند که احساس "وجود" کنند.
۱۱- از همه انتظار احترام دارند، اما خودشان کوچکترین احترامی به دیگران قائل نیستند.
۱۲- یکی از مهمترین شاخصه این بیماری، پیش داوری ها، گمان زنی ها و مقایسه خود و غیر خود در ذهن و تصورشان است. یعنی اغلب در تصورات و تصویرها سیر می کنند. اهل عمل نیستند. اگر زن باشند دوست دارند توجه مردها را جلب کنند اما اگر پای عمل به وسط کشیده شده و ارتباط جدی شود، عقب می کشند.
۱۳- ترسی که با خشم آن را مخفی می کنند. به عبارتی دیگر از انتقاد نفرت دارند و در مقابل یک انتقاد کوچک رفتار تکانشی و پرخاشگرانه از خود بروز می دهند.
۱۴- احساس پوچی( نمی دانند که چه می خواهند و چه احساس می کنند).
۱۵- یک فاصله بسیار عمیق و ژرف بین عقل و احساسات دارند.
۱۶- لبریز از احساساتی که هیچ کاری از دستشان بر نمی آید و آن احساسات را بالاخره منفی کانالیزه می کنند.
۱۷- دوره ای با افسردگی همراه با هیجانات شدید و احساس خودکم بینی.
۱۸- اعتماد و عدم اعتماد ناگهانی به اطرافیان. تا دیروز دوستی که همه چیز برایت بود ولی امروز هیچ معنی برایت نمی دهد. (دم دمی مزاج بودن)
۱۹- حال و احوال بیماران بوردرلاینی به طور مرتب تغییر می یابد. در عرض چند ساعت اینان خود را خوشبخت و ساعتی بعد، بدبخت و احساس عدم امنیت و خشم و ساعتی بعد مهربان و ساعتی دیگر شکاک و دیگر بار احساس تهدید شدن می کنند.
۲۰- بیماران مورد مذکور اصولا مشکل هویت و کیستی دارند و به همین جهت امنیت را در دیگران جستجو می کنند و چیزی را که خودشان ندارند, را دیگران باید برای اینان مهیا بکنند. یعنی آرامش و امنیت روانی که کاملا امری درونی است را در بیرون جستجو می کنند.
۲۱- یکی از ویژگی های خاص بیماران بوردرلاین, شیدایی و نفرت هست. یعنی چیزی و یا کسی یا بد است و یا خوب. میانه ای برای اینان وجود ندارد. رنگ ها برای اینان سیاه و یا سفید است.
۲۲- ارتباطات زناشویی بیماران مذکور, به واسطه ایده آل و غیر ایده آل سازی, زیر فشار بسیار زیادی قرار می گیرد.
۲۳- این بیماران نمی توانند خودشان را با واقعیات و روتین تطبیق بدهند. یعنی اگر دزدی به شهر آمده باشد, حتما به سراغ اینان آمده است! و اگر یک بار همسرشان به هردلیلی جارو نکشیده و یک تابستانی را به مسافرت نرفته اند, یعنی این که همسرشان اینان را هیچ وقت به مسافرت نمی برد و هیچ وقت جارو هم نمی کشد.
۲۴- همسران بیماران بوردرلاین هیچ کاری نمی توانند برای جلب اعتماد اینان انجام بدهند. هرکاری توسط همسران, منفی و بد تعبیر و تلقی می شود. استدلال و دیالوگ منطقی در این افراد بسیار ضعیف است.
۲۵- خصوصیت دیگری که در اینان هست, احساس مالکیت و نیازمندی اینان به همسرشان است و به همین خاطر توجه کامل همسرانشان را به خود می خواهند. البته خیلی هم ارزشی به این توجه نمی کنند و بعد از مدتی آن توجه را امری بدیهی و حق خود و ضعف همسر تلقی می کنند!
۲۶- و اما نمونه خطرناک و جالب توجه این بیماری, مسری بودن آن است. یعنی این که افرادی که به این بیماری دچار هستند, تا اطرافیان و مخصوصا خانواده درجه یک خود را مثل خود نکنند, دست بردار نیستند و ممکن است موفق به این کار هم بشوند!! یعنی چنان می کنند, که شما هم مثل و همانند آنان باشید, تا اینان احساس تنهایی نکنند! در این مورد بسیار قوی و کارکشته و ماهر هستند. زیرا تنها مکانیزم دفاعی و توجیه رفتارهای آلوده خود می بینند که بگویند: ببینید ما تنها نیستیم!!
۲۷- احساس تنهایی و بیگانگی کردن هر انسانی را از پای در می آورد. احساس تنهایی و بیگانگی کردن, در ما ترس و احساس غریبگی تولید می کند و یک غریبه خود را پیوسته در حال تهدید و شکننده تجربه می کند و به حق. کسی که تنهاست و یک تصویر ذهنی از خود و دیگران دارد، خود را پوچ و به دردنخور تجربه می کند و چه دردی بالاتر از این می تواند باشد!؟ درد و غم و بی قراری های مزمن و دیرینه از این بیماری گسست ناپذیر هستند.
۲۸- تمام خاطره ها و کردارهای نیک و خوب دیگران را فراموش می کنند. اما برای فرار از واقعیت ها، گاهی هم انکار رفتارهای زشت افرادی را که مثل خود هستند را فراموش کرده و توجیه می کنند!!!
۲۹- بوردلاینی ها یک تیپ مشخص نیستند. بوردرلاینی های منزوی و افرادی که به هیچ قیمتی آماده شنیدن و پذیرش و بیماری خود نمی باشند و دسته دیگری که فعال هستند و زمین و زمان را دوست دارند از بیماری خود مطلع سازند و این مطلع سازی را تنها در بروز خشم و آزار و جستجو در ستیزه و دعوا برای جایگزینی احساس پوچی و بیگانگی خود تجربه و توجیه می کنند. شکایت درونی اینان از عدم یکپارچگی و نظم درونشان است. اینان گمان می کنند که رها شده اند و طبیعت و همه کس و همه چیز، اینان را به تنهایی به بخت و اقبال خود رها کرده است. اینان خود را تنها و به جا مانده تجربه می کنند.
۳۰- احساس پوچی و بیگانگی ریشه و علت اصلی این بیماری خطرناک می باشد.
دسته افسردهء بوردرلاین ها از ارتباطات سرخورده هستند و نه می توانند کسی را دوست داشته باشند و نه دوست دارند که کسی اینان را دوست داشته باشد. این گروه و تیپ از بیماران، از جامعه و انسان ها تا اندازه ممکن اجتناب می کنند. این دسته خود را بسیار پوچ و بی فایده می دانند و در این باور خود سماجت می کنند و در ته قلب و ناخودآگاهشان خود را مقصر و لایق دریافت محبت کردن نمی دانند.
نوع دیگر، بوردرلاین نارسیست(خودشیفته) می باشد. اینان به هیچ قیمتی و هیچ ارزشی به دیگران قایل نیستند. و بی قراری مزمن و بی حوصله گی, مشخصه این دسته از قربانیان می باشد. اینان قادر به درک و فهم هیچ کس و چیزی نیستند. و به همین خاطر خشم ناگهانی و اغلب وقت ها پیش بینی نشده شامل این بیماری می شود. خشم در کوتاه مدت برای اینان ارضا کننده هست. زیرا که با ابتکار و اختیار عمل خود توانسته اند, توجه دیگران را جلب و شوکه بکنند. اطرافیان برای پیش گیری از خشم اینان حتی اگر پاورچین پاورچین راه بروند, باز هم کمکی نخواهد کرد. اینان هر کاری را که اطرافیان و نزدیکان انجام می دهند, منفی تلقی می کنند و چرخه زدن خشم و شکاکی و به خودگرفتن ها، پایان ناپذیر است.
نقاط ضعف این نوع بیماران:.. ۱- ترس از درمان
۲- دیگر نمی خواهم قربانی باشم, به همین دلیل با خشمم دیگران را شوکه می کنم تا از تکرار قربانی شدن پیش گیری کنم...۳-ترس از تنها ماندن و تنها رها شدن...
تا زمانی که خود این بیماران حاضر به تشریح احوال و تجارب خود نباشند, زندگی را برای خانواده و اطرافیان و هرکسی که چشمشان به آنان می افتد, شوکه و ترسناک خواهند کرد. درمان این بیماری در کوتاه مدت امکان پذیر نیست و این بیماران هیچ علاقه ای به صبر و شکیبایی و زمان بلند مدت ندارند. اینان عاشق نتایج آنی هستند و حوصله شان از دراز مدت سر می رود و هر چیزی که مربوط به داراز مدت باشد را انکار می کنند. قانون مزرعه را رعایت نمی کنند.
بعضی ازاین بیماران خودزنی در شکل و مدل های مختلف می کنند, مثلا قمه زنی، خوردن فلفل تند، تمیز کردن ناگهانی منزل و ... تا با احساس درد فیزیکی, به دردهای درونی غلبه کنند و آن را فراموش کنند و یا این که خود را مجازات کرده باشند. برای کنترل احساسات هم دست به خودزنی می کنند که تمرین کنترل کرده باشند و یا این که تمام بدن خود را تاتو می کنند.
توضیحی کوتاه برای اطرافیان:
سعی کنید, قرارهای شفاف با بیمار بگذارید.
برای بیمار شفاف سازی باید کرد که چه مواقعی در خدمت او هستید و در چه مواقعی نمی توانید در خدمت او باشید.
صبور و شکیبا باشید.
اغلب مواقع فقط یک گوش شنوا بیشتر لازم ندارید.
بیماری را به رسمیت بشناسید.
سعی کنید با بیماران مذکور فاصله ای میان گونه را حفظ کنید!!
اختلالات و بیماری های روانی از سگان و عمار به ما سرایت نمی کنند. مواظب سلامتی خودمان در دراز مدت نیز باشیم.
قاسم سلطانی
+++++++++ در مقاله ای دیگر در روزنامه اعتماد برای تشخیص این بیماری، علائمی را مشخص کرده است که توجه شما را در بخش پایانی به این مهم جلب می کنم:
دست کم ۵ مورد از ۹ مورد زیر برای تشخیص اختلال شخصیت مرزی لازم است؛
۱) انجام کوشش های مضطربانه همراه با سرآسیمگی در راستای ترک و طرد نشدن واقعی یا خیالی
۲) بی ثبات و شدید بودن روابط فردی با دیگران به گونه یی که ویژگی آن تناوب بین دو قطب افراطی آرمان نمایی و بی ارزش نمایی است.
۳) اختلال و اشکال در هویت، بی ثبات بودن واضح و دائم خودانگاره یا احساس فرد درباره خودش
۴)
تکانشی بودن دست کم در دو تا از حوزه های بالقوه آسیب رسان (مانند بی
ملاحظه رانندگی کردن، روابط جنسی زیاد و گوناگون یا لاابالی گری جنسی،
ولخرجی پولی، سوءمصرف متعدد و متفاوت مواد مخدر و محرک و الکل، شکم بارگی
بدون ملاحظه و...)
۵) رفتار و گشتار (ژست) خودکشی،خودزنی و تهدید مکرر به انجام آن
۶) بی ثباتی در حالات عاطفی به صورت واکنش پذیری آشکار خلق مانند ملال، تحریک پذیری، اضطراب شدید حمله یی.
۷) احساس پوچی مزمن
۸) نامتناسب و شدید بودن خشم یا دشواری در چیره شدن بر آن به صورت تندخویی های پیاپی، خشمگین بودن دائمی، ستیز و نزاع مکرر
۹) بروز افکار گذرای بدگمانانه یا علائم شدید اما گذرای تجزیه یی (هنگام استرس و تنش و فشار روانی).
relatie tussen zelfkennis en gezondheid