یکی از ویژگی های ذهن بسته این است که هر حقیقتی که ورای فهمش قرار دارد یا برایش ناگوار است را منکر می شود. 

این انکار می تواند در سه حالت رخ دهد: 

حالت اول اینکه به تمامی آن حقیقت را منکر می شود. 
حالت دوم اینکه حقیقت را می پذیرد اما اهمیت آن را منکر می شود. 
حالت سوم اینکه حقیقت و اهمیت آن را می پذیرد اما مسئولیت خود را منکر می شود.

انکار حقیقت، یکی از مکانیزم های دفاعی ذهن های بسته است تا آنچه را که حقیقت می پندارند را برای خود حفظ کنند. طبیعی است که مکانیزم دفاعی با مقاومت در برابر تغییرات همراه است. چنین شخصی از تغییر در رفتار، گفتگو و یا تفکر درباره حقیقتی که برایش ناگوار است، امتناع می ورزد. این وضعیت ذهن مانند اعتیاد است. همانطور که یک معتاد، وابستگی اش به مواد مخدر را با وجود همه مشکلاتی که برایش ایجاد کرده، تشخیص نمی دهد و این اعتیاد و وابستگی، خارج از حوزه خودآگاهی اش قرار می گیرد.
ذهن انکارگرا نمی تواند به درستی به شرایط و محیط پیرامونی اش، واکنش نشان دهد. از این رو ذهن انکارگرا نمی تواند در هماهنگی با شرایط زمانی و مکانی به سر ببرد و همچنین یادگیری اش از آنچه بدان مواجه می شود، کم است.
بدترین حالت انکارگرائی، زمانی است که ذهن انکارگرا، انکارگرائی اش را منکر می شود و چنان اعتماد کاذبی به خود پیدا می کند که تغییر در رفتار، گفتار و عقاید خود را غیر ضروری و چه بسا نادرست می پندارد. در این حالت، ذهن انکارگرا گرفتار توهم شدید می شود که برای خود و جامعه اش پیامدهای منفی قابل توجهی به همراه خواهد داشت.

حمید همتی