زیاده خواهی هایی که از احساس خلع و پوچی ناشی می شوند و یا موفقیت های مالی و اجتماعی و تحصیلی که از احساس "جبران" تشکلیل می شود و کار و تلاش های بیش از اندازه برای شمرده شدن در جمع و برای پر کردن عقده ها- و یا به دست آوردن شخصیت طراحی می شوند. و همه چیز- در عدم و غیبت عشق به همنوع و هستی- برای کلاه برداری و فریفتن و نیرنگ است. از آیین "من" و منم منم ها درست شده است.

تجاوز به هستن است. تجاوز به عزت نفس و عزیزی و کرامت است. تجاوز به اندیشه و بودن و بازی گوشی های بچه گانه و تجاوز به زیبایی است. تجاوز به خنده و شادی- تجاوز به رنگین کمان زندگی- تجاوز به برهنگی و تجاوز به حرارت و آتش کودک و نوجوان و جوان و به پیر خرد... تجاوز به خلاقیت و تجدد... تجاوز به تجربه و نگاه های آزاد و مختار بچه گانه و تجاوز به عمر... تجاوز به پرسش و پاسخ.. تجاوز به صداقت...تجاوز به مستی و آگاهی...تجاوز به سلامتی و تجاوز به شرایط و موقعیت های طبیعی و تجاوز به داده های خداوند است.

نه تنها دوست داشتن می تواند و باید تبدیل به عشق بشود- بلکه همه چیز رو به سوی عشق در جنبش و حرکت است. حتی نفرت نیز می تواند به عشق تبدیل بشود. این یک سیر تکامل است. این یک وادی و مسیر است. بر خلاف سوی و جهت طبیعت فکر و عمل کردن- کاری غیر طبیعی است و هر چیز غیر طبیعی- تنها و منزوی می ماند. در طبیعت حل نمی شود. یک پلاستیک نایلونی میلیون ها سال تنها می ماند و در طبیعت حل نمی شود. یک فکر پلید نفسانی نیز قادر به حل شدن و یکی شدن در طبیعت و خداوند نیست.

عشق بنیاد و نهاد طبیعت است. بدون عشق و غلیان دل هیچ چیزی اعتبار ندارد. اعتبار همه چیز به اندازه زلالی و صافی آن است. همه چیز از سماق پالان عشق به صافی و اعتبار می رسد. در عشق نمی توان تقلب کرد. تقلب در عشق انسان را زمین گیر می کند. از سوماق پالان نمی گذرد. ته سوماق پالان می ماند. مردود و رفوزه می شود. کلاه را نمی توان از سر عشق دزدید. همه چیز رو به سوی عشق است. پس هر کس و ناکس نباشیم. در عشق و با عشق باشیم.

قاسم سلطانی