در باره ی نفاق، دورویی و بی اعتنایی

بی اعتنایی، دو رویی و نفاق از پست ترین نمادهای انقطاع هستند که انسان را به ناکجاآباد می برند و زندگی او را پر از خشم و قضاوت های نهان می کنند.

بی تفاوتی و دورویی برای خودشیرینی، از روی ترس، از روی نداشتن ترازو و هرچه که باشد، یک اختلال شخصیتی و نماد انقطاع با حقایق است.
تازگی ها هم عوامل این اندیشه برای خواجه کردن جامعه تبلیغ می کنند:
قضاوت نکنید! در خودتان تمرکز کنید و هرکس مسئول رفتارهای خود است!

اینکه انسان بتواند روی خود تمرکز کند خوب است، اما این کار نباید او را نسبت به وقایع پیرامون و جامعه ی خود خواجه کند.

اینها همه برای فریب است و بازی های ذهن نفسانی هستند تا رفتارهای غیرانسانی خود را مانند بی تفاوتی و دورویی توجیه کنند، اما این توجیه آشکار هیچ کمکی به رشد انسان نخواهد کرد.

مارتین نیمولر می گوید:
اول سراغ کمونیست‌ها آمدند،
سکوت کردم چون کمونیست نبودم.
بعد سراغ سوسیالیست‌ها آمدند،
سکوت کردم زیرا سوسیالیست نبودم.
بعد سراغ یهودی‌ها آمدند،
سکوت کردم چون یهودی نبودم.
سراغ خودم که آمدند،
دیگر کسی نبود تا به اعتراض برآید

منافق صفتان بسیار اهل ریا و تزویر هستند و دوست دارند که عقب ایستاده و مردم را در زجر و ظلم تماشا کنند، اما خودشان مصون از آزار باشند و این خیالی خام و جاهلانه است.

صفت بی اعتنایی و دورویی انسان را جهنمی می کند و باعث کوری چشم و گوش معنوی او می شود.

دلیل اصلی ظلم و ستم، وجود منافق صفتان و افراد بی تفاوت است.
اگر ظلم مشتری نداشته باشد، ظالم ظلم نمی فروشد!

قاسم سلطانی