دیوارهای حیاط خانه ها مانع زیبایی و سلامتی
حتی بی رحم ها هم در بازار و خیابان به زن و بچه ی خود زور نمی گویند. گر چه " بشنو از نی چون حکایت می کند"! . . . موقتی است- آنها به خانه های در و پرده و دیوار بسته ی خود برمی گردند و چیزی که در جمع عیب تلقی می شود- درپشت درهای بسته صدای مظلوم به جایی نمی رسد!
در ایام عید و در زمان جنگ و قحطی و ماه رمضان جدایی انسان ها کمی به طرف اتحاد و همدلی می رود. چه کسی از اتحاد ضرر دیده است! جدایی انسان ها موجب بیماری تئوری توهم می شود. و من در حیرتم که به نام حریم شخصی و به نام فرهنگ دیوار در حیاط خانه ها و پرده کشیده که مبادا راحتی افراد خانواده به هم بخورد!
مگر تو در اتاق نشیمن چه کار می کنی که دیدن آن توسط همسایه تو را آزار دهد!؟ تو یا نقاشی می کنی- یا مطالعه می کنی- یا مراقبه می کنی- یا می رقصی- یا شام و نهار میل می فرمایید- چه کار ناشایستی انجام می دهی که اگر همسایه ای از جلوی خانه ی شما رد بشود- شما را سرزنش و ملامت خواهد کرد!؟
دیوارهای بلند و پنجره های نرده دار با پرده های بسته - نشانه فقدان امنیت و نامحرمی و عدم صمیمیت در جامعه را می رساند. خانه و خانواده ی بسته بسیار ناسالمتر از خانه و خانواده دمکرات و باز است. آخر این دیوارها به چه کار می آیند! این گل های زیبای باغچه شما نیاز به عاشق و میل دیدن دارند. گلی که نگاه عاشق برایش ممنوع باشد- زود پژمرده می شود.
کجای دیوارهای سنگی زیبایی به شهر می بخشند!؟ دیوارها را برای تمرین از ذهنتان بردارید. می بینید که فضای شهر سبزتر شد. بزرگتر و دل بازتر شد. پرده ها را بکشید و اگر هوا سرد بود ببندید. وقتی چراغ لامپ های شما سایه ای زیبا در باغچه شما می اندازد و عابری را در کوچه شادمان می سازد. من در عجبم که این لامپ ها و شمع های شاعرانه را چرا با همنوع و همسایه خود نمی توانیم تقسیم کنیم!؟ وابستگی و دلبستگی به عادت و سنت های دست و پاگیر زیبایی شهر و کوچه ها و خانه ها را زندانی می کند. شهر زندانی می شود!
همه ی چیزهای بد در پشت درهای بسته اتفاق می افتد. دیوارها هم خرج زیادی دارند و هم شهر را زندانی می کنند و هم زیبایی را اعدام می کنند. آن ها را برداریم و یک مددکار اجتمایی برای هر محله استخدام کنیم تا هر دو سه ماهی به خانه افراد رفته و حال بچه ها و رابطه ی آنان را جویا شود. تا تجاوز روحی و معنوی و جسمی ریشه کن شود.
برداشتن دیوارهای خانه باعث می شود کسی حیاط خود را بدون گل و گیاه به حال خود رها نکند. همه حیاط خود را پاکیزه نگه می دارند. به جای دیوارها- شهرداری برای اخذ شناسنامه برای هر فرزند شرط کاشتن یک درخت را در شهر پیاده کند.به جای دیوارها راه مخصوص دوچرخه ها را در شهر طراحی کنند و مردم را تشویق به این وسیله سالم بکنند. آسمان به زمین نمی آید اگر دختران ما با دوچرخه به مدرسه بروند.
در هلند نه دیوار وجود دارد و نه کسی پرده می کشد و نه پنجره کسی نرده دارد و نه کسی مزام دختران روی دوچرخه می شود. بعد می گویند هلند کشور زیبا و گل ها می باشد. دست خودمان است. کشور ما زیبایی های خاص خود را دارد. تعصب و زشتی ها را به زیبایی ها می توان تبدیل کرد. دیوارها را برداریم به چشمان یکدیگر بیشتر از این نگاه کنیم. با هم صمیمی تر باشیم. کمی با هم بخندیم.
قاسم سلطانی 
relatie tussen zelfkennis en gezondheid