شفافیت و قاطعیت در ارتباطات را جدی تر بگیریم
انسان از زمانی که چشم به دنیا می گشاید, با لغزش و غیر قاطع و شفاف بودن والدین و مخصوصاً مادران, مواجه می شود و به همین خاطر هست که می گویند: عشق مادری, خطرناکترین عشق هاست. زیرا بچه ها, پیوسته با مادران خود در حال چانه زنی و معامله هستند. بچه ها از رفتارهای غیر شفاف والدین سردرگم می شوند. از رفتارهای متناقض و پارادوکس والدین, مبتلا به استرس و اضطراب می شوند. پدر و مادری که, از دیگران بدگویی می کنند, بچه ها, از این قضیه دچار نگرانی می شوند و یک نوع ترس و بی اعتمادی نسبت به والدین در آنها ایجاد می شود. حس بیگانگی در بچه ها, زمانی سرعت می گیرد که, والدین میان بچه های خود و بچه های "دیگران" فرق قائل می شوند. و آنان خیال می کنند که بین خود و دیگران فرقی وجود دارد, که بیشتر مورد توجه والدین هستند.
و یاد می گیرند که می توان به دیگران بدی کرد, و خوب نبودن با دیگران و دروغ گفتن و شفاف نبودن و تعارف کردن و اعتقاد نداشتن به حرفی که می زنند را, به صورت حرفه ای توسط والدین, آموزش می بینند. آنان برای همیشه یاد می گیرند که در برخورد و ارتباط با دیگران, نقاب بر چهره داشته باشند. و متاسفانه, بدبختی ها از همان دوران کودکی شروع به رشد می کنند و بچه ها هیچ ارزشی برای صحبت های والدین قائل نمی شوند و حق نیز با آنان است. بچه ها عمل ما را می بینند و صحبت های ما برای آنان, فقط, چانه زنی و بازاری بودن و حقه و فریب زدن را آموزش می دهد. میزان روابط محبت آمیز و مهربانانه پدر و یک مادر, در برخورد با یکدیگر و با دیگران, توسط بچه ها ارزیابی می شود. مراقب باشید که بی تفاوتی و بی اعتنایی به دیگران از ارزش و ثبات و میزان امنیت آنان نسبت به شما می کاهد.
عدم امنیت روانی در بچه ها از آن زمانی شروع می شود که والدین, تخم غیر شفاف و قاطع نبودن را در بچه ها می کارند. خود نبودن را در بچه ها پرورش می دهند. بچه ها می دانند که پدر و مادر ضمن اینکه اولویت دیگری برای برنامه امروز دارند, ولی به دروغ و تعارف, همسایه را به خانه دعوت می کنند. به کودکی که با زبان شیرینش کلام غیر مؤدبانه را به کار می گیرد, می خندیم و بعدها او را به خاطر تکرار همان کار, مجازات می کنیم! به همسایه و دوستان دروغ های آنچنانی می بافیم و می گوییم, و انتظار داریم, دخترمان را "آن" پرینس و شاهزاده روی اسب سفید, خواستگاری بکند! وقتی در خانه میهمان نداریم, خانه بی نظم و خودمان نیز ژولیده, اما جلوی میهمان آراسته و فریبنده خود را به نمایش می گذاریم. یک انسان آراسته و تمیز و مرتب, همیشه تمیز و مرتب است و برای همسر و فرزندان خود نیز, تمیز و آراسته است.
یک انسان خوب و راستگو و درستکار, برای همه, خوب و درستکار و راستگو هست, نه فقط برای خانواده خود. همهء این ها, نگرانی و افسردگی و بیماری های گوناگون بسیاری در فرزندان ما به وجود می آورند, که در بزرگسالی خودنمایی را شروع می کنند. حالا بزرگ شده ایم و قلب ما مهرورزی و همدلی و شفافیت را بر نمی تابد. اگر کسی, یا فرستاده ای و یا یک دوست خوب, برای ما پیام مقدسی دارد, ما آن را تلخ تعبیر کرده و آن را نخواهیم پذیرفت. پذیرش حقیقت برای ما دشوار خواهدبود. برای اینکه از بچه گی عادت به, به به و چه چه و تعارف دیگران کرده ایم. حالا تحمل شنیدن عادت های زشت مان را نداریم. اصلا نمی دانیم که عادت زشت هم داریم!
تا بدانجا که حاضر می شویم, پول بدهیم تا کسی عیب ما را فیلتر بکند! از عیب ما, به به و چه چه بسازد! حرف حق را توهین تلقی می کنیم. حقیقت و زیبایی از ما عبور نکرده و در ما نیز عبور نمی کند. بیایید با یکدیگر شفاف و خودمان باشیم. مطمئن باشید که چیزی برای از دست دادن نداریم. و چیزی را که حتما از دست می دهیم, نفس و خرافات و توهمات ما خواهد بود. ما برای به دست آوردن, باید از دست بدهیم و چه بهتر که چیزی را که از دست می دهیم, متعلق به خود اصلی ما نباشد.
بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید
در این عشق چو مردید همه روح پذیرید
بمیرید بمیرید وزین مرگ مترسید
کز این خاک برآیید سماوات بگیرید
بمیرید بمیرید وزین نفس ببرید
که این نفس چو بندست و شما همچو اسیرید
یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان
چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید
بمیرید بمیرید به پیش شه زیبا
بر شاه چو مردید همه شاه و شهیرید
بمیرید بمیرید وزین ابر برآیید
چو زین ابر برآیید همه بدر منیرید
خموشید خموشید خموشی دم مرگست
هم از زندگی است اینک زخاموش نفیرید
قاسم سلطانیپی نوشت و پی نوشت مربوط 
relatie tussen zelfkennis en gezondheid