گفتگو و مذاکره با نفس، همان گفتگو و مذاکره، با جاهلیت است

وقتی نفس و من جانشین در راس گفتگو قرار می گیرد تا نتیجه گیری کند، چه بسا از قبل نتیجه گیری کرده است، بهتر است در آن مناظره سکوت کرد!
زیرا نفس دور خودش می چرخد، خودمحور است.
کدام انسان عصبانی و خشمگین، می تواند یک گفتگوی سالم و حق طلبانه با کسی داشته باشد؟ انسان خشمگین و عصبانی، دنبال فرصتی می گردد که انتقام بگیرد، و این، قانون ویروس نامرئی(نفس) است. تمامی خلاقیت ها و نتیجه های سالم، از درون ارتباطات دوستانه و عاشقانه خلق شده است. ارتباطی که رنجش و احساس خیانت در آن مرکز است، احساس انتقام در آن وجود دارد.
فقط عشق و اعتماد است که زیبایی ها و حقیقت را می پذیرد. وقتی با یکی قهر هستید، رنجیده اید و در این رابطه، احساس حقانیت می کنید، بهتر است از این رابطه و هرگونه مذاکره پرهیز کنید، زیرا نفس و من جانشین، بلد نیست مذاکره کند، او فقط انتقام و تحقیر و اثبات کردن خود را بلد است. نتیجهء مذاکره با نفس، به قول مولانا از قبل معلوم است.
اگر می خواهیم از گفتگو و مذاکره های مان نتایج مفید و سالمی استخراج کنیم، باید از راه دوستی و عشق و اعتماد وارد شویم، در غیر اینصورت، هر گونه مذاکره و تصمیماتی، برعلیه انسانیت و بشریت و حقیقت خواهد بود. حقیقت در شکم نفس و من جانشین گم می شود. حقیقت فقط اعتماد را می شناسد.
اگر نمی توانی به کسی اعتماد کنی، از او دوری کن، اگر نمی توانی حتی به یک نفر در دنیا اعتماد کنی، بگرد تا او را بیابی، نزدیکترین کسی که می توانی به او اعتماد و توکل کنی، خداوند است، که از هر چیز و فردی به تو نزدیک تر است، اگر تو نتوانی حتی به خداوند نیز اعتماد کنی، قید خوشبختی و آرامش را باید زد!
قاسم سلطانی
relatie tussen zelfkennis en gezondheid