در باره ی علم و جایگاه آن
آیا کسی می تواند مخالف علم و دستاوردهای علم باشد؟
مخالفت با علم جایگاهی ندارد و فقط باید دیوانه و ارتجاعی بود تا دستاوردهای علم را بی اهمیت نشان داد.
هم اکنون که شما این مطلب را مطالعه می کنید، زیر سایه ی علم است که کلام من همزمان در تمام نقاط دنیا خوانده می شود؛
اما فرد نفسانی، متعصب، مغرور و بی تفاوت قدر این علم و رابطه را نمی داند.
انسان سالم و خودشناس نعمت ها را می ببیند و قدر آنها را می داند و سپاسگزاری و شکرگزاری و البته قدردانی هم می کند، ولی انسان نفسانی از همه چیز استفاده می کند اما قانون جبران را رعایت نمی کند؛
به عبارتی نمک می خورد و نمکدان می شکند.
انسان فقط با خودشناسی نمی تواند هواپیما را از زمین بلند کند، لذا من و شما باید علم خلبانی را فرا بگیریم تا بتوانیم هواپیمایی را از نقطه ی آ به نقطه ی ب برسانیم؛
اما خودشناسی به خلبان کمک می کند که او خودش را " فقط" خلبان نداند و هویتش را از خلبانی نگیرد و خودش و شغلش را بالاتر از مشاغل دیگر نداند و بیکرانگی خود را کشف کند.
متاسفانه علم جایگاهش را گم کرده و عالمین را عوام تربیت می کند؛
به طوری که شغل یک پزشک و قاضی حجاب کشف حقیقت خود او می شود و او هویتش را از شغلش گرفته و خودش را تحقیر و کوچک می کند و مردم به جای اینکه با خود واقعی او در ارتباط تفهمی و اتصال هیجانی باشند با جایگاه او رابطه برقرار می کنند و این تحقیر و فریب این افراد است.
این تحقیر و آسیب به جایی می رسد که اگر دختری بخواهد با مردی ازدواج کند، نخست به جایگاه اجتماعی او اهمیت می دهد و توجهی به شعور یا رذایل اخلاقی و نمادهای انقطاع او نمی کند و این آسیب روانشناختی است.
علم زدگی و علم پرستی باعث می شود که مردم نااهل با انگیزه های ضعیف و خرافی مثل بالا بردن شخصیت اجتماعی، پول و کسب احترامِ بیشتر تحصیل کنند و در نتیجه کیفیت علم تنزل کند.
متاسفانه عالمین و تحصیلکرده های فراوانی را می بینیم که جز کتاب های درسی علاقه ای به کتاب های دیگر نشان نمی دهند و حتی مطالعه ی یک مقاله ی خودشناسی برایشان سنگین است.
دختری که به خاطر مقام، پول، شغل و یا علم مردی با او ازدواج می کند،
به خودش، فرزندانش و آن مرد تجاوز روانی می کند و او را تحقیر و کوچک می کند،
زیرا انسان فقط علم و شغلش نیست، او بیشتر و بزرگ تر و با شکوه تر از فقط علم و شغلش است و هدف خودشناسی این است که عالمین، خود واقعی و بیکرانگی خود را کشف کنند.
هدف خودشناسی این است که به دختران و زنان و مردان ما بگوید که لطفا با خود افراد رابطه برقرار کنید نه با علم و جایگاه آن ها
هدف خودشناسی این است که به ما بگوید ما نباید فریب نام و نان را بخوریم و گوهری را به نانی بفروشیم.
هدف خودشناسی این است که به ما بگوید به رفتارهای هرکس توجه کن نه به مدرک و شغل کسی.
هدف خودشناسی این است که به زنان و مردان ما بگوید "خود" افراد را دوست داشته باشید و عاشق "خودشان" شوید نه عاشق شغل و جایگاهشان؛
که اگر عاشق شغل و علم و جایگاه کسی شوید، "خود" او را نادیده گرفته و تحقیر می کنید و این عشق نیست، بلکه معامله ی اقتصادی و اجتماعی است و اصولا رفتاری ناهنجار است.
هدف خودشناسی این است که به شما بگوید لطفا وقتی کسی سخن می گوید، به خود سخن توجه کن نه به صاحب سخن و مثل بچه ها با انگشت اشاره بازی نکن.
از آنجایی که سیستم عامل من منقطع و اعتباری قادر به دیدن ذات انسان و هیچ چیزی نیست، مجبور می شود که با ترازوی متعلقات مردم به آنها امتیاز مثبت و منفی بدهد و نتیجه ی این واحد اندازه گیری غلط موجب اختلالات و ناهنجاری های اجتماعی و تبعیض و بی عدالتی و خودکشی ها در جامعه می شود.
این تبعیض گرایی ها باعث می شود که مردم علم و متعلقات خود را نقاب و حجاب خود کرده و ذات خود را پشت این علم و القاب و نقاب ها پنهان کنند؛
مثلا بسیاری از تحصیلکرده ها عقل و شعور خود را پشت علم و القاب پنهان می کنند.
شخصیت پرستی باعث می شود که مردم درست و غلط را در نزد ثروتمندان و صاحبان قدرت بجویند.
وقتی یک فقیر مطلبی با ارزش را بیان می کند، مردم عامی و عوام بدون آنکه به کیفیت و ماهیت آن فکر کنند، می گویند باز تو گوز گوز کردی
ولی وقتی یک ثروتمند و دانشمند بگوزد می گویند بله چی فرمودید!
علم و شخصیت پرستی باعث فرسایش مغزها و تعقل شده و عقل تقلیدی را جایگزین عقل مراقبه گون کرده است.
خودشناسی عقل انسان را فعال می کند و قصد من هم بالا بردن عقل عالمین عوام است.
قصد من این است که به آنها بگویم خودتان را ارزان نفروشید.
منگر به هر گدایی که تو خاص از آن مایی
مفروش خویش ارزان که تو خود گران بهایی
تو بزرگ تر از علم و یک عنوان هستی؛
خودت را کشف کن
#قاسم سلطانی