عاشق و معشوق
دلتنگی!!!
آری دلم تنگ - تنگ - تنگ است!
درختان اینجا و آن جا هر دو یک (۱) را تجربه نمی کنند
و دلم برای این تنگ است...
آری- خاک اینجا آزاد...
از نگاه و مزه !
تجربه تجربه و بلوغ در بلوغ !؟ و آن جا نیز!
اما دلم تنگ است برای تشنه گی . . .
برای میل . . .
آیا میل- در خاک و درختان اینجا هم هست!
آری هست هست هست ...
مگر میل به عشق را پایانی است!؟
چه کسی از خوردن- سیر شده است!
خوردن با عشق را چه مقایسه!!!
دلم تنگ است
برای: یگانگی
یکتایی
حل شدن
زاییدن
تولد
آغاز و دلنوازی . . .
برای تو
دلم از آغاز...
برای تو تنگ تنگ تنگ است
و تو فکر نکن که شیرین به فرهاد و مجنون به لیلی نرسید!
قاسم سلطانی 
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی ۱۳۸۷ ساعت 21:35 توسط Ghasem Soltani
|
relatie tussen zelfkennis en gezondheid