هدف نهایی هرکس خود اوست!

زیرا اساساً امکان ندارد که چیزی یا کسی غیر خود ما هدف ما باشد
اگر هرچیزی یا هر کس دیگری را که تاکنون خیال می کردیم هدف واقعی ی ما هستند با نشانه های پنجگانه ی شناخت هدف مورد آزمایش قرار دهیم خواهیم یافت که تنها کسی که می تواند هدف نهایی ی ما باشد خود ما هستیم
وقتی هدف نهایی وابزار ادراک و شناخت آن در خود ما است پس یقیناً آن هدف خود ما هستیم
اما با وجود اینکه هدف نهایی ی ما خود ما هستیم و برای شناخت هدف خود باید به خود مراجعه کرده و خود را بشناسیم امری کاملاً بدیهی است ولی چرا اکثر ما در بیرون بدنبال خود می گردیم؟
و چرا وقتی از خود ما به ما خبر می دهند برای تصدیق آن بدنبال منابع و مستندات بیرونی هستیم؟
و چرا هرچه ما را به خود مراجعه داده و به درون اشاره می کنند باز هم ما به بیرون نگاه می کنیم؟
دلایلی دارد که در اولین فرصت مناسب به آن خواهیم پرداخت
برخی از بهترین اهدافی را که تاکنون به عنوان هدف نهایی به ما معرفی کرده اند عبارتند از
1) رضایت و خوشنودی ی خدای متعال
2) یاری اسلام
3) ظهور امام زمان
4) عدالت
5) آزادی
6) مبارزه با ظلم
7) اخلاق انسانی
8) تعلیم و تربیت
9) امنیت اجتماعی
10) آسایش دنیایی
و یا هر هدف دیگری که به ذهن شما خطور کند
آیا تحقق همه ی این اهداف بدون شما و سعادت و خوشبختی ی شما می تواند هدف نهایی ی شما باشد؟

ما وقتی عدالت و امنیت را می خواهیم که درنهايت به نفع ما باشد، وقتی رضایت خدا مطلوب ما است که بهشت را نصیب ما کند،
زمانی حاضريم برای اسلام و دین و قرآن فداکاری کنیم که بی فایده نبوده و نتیجه ای برای دنیا و یا آخرت ما داشته باشد
اگر از فداکارترین فداکاران عالم بپرسید آیا حاضری همه ی مردم دنیا به بهشت رفته و به سعادت خودشان برسند به شرط اینکه تو جهنمی شده و به شقاوت همیشگی برسی؟ هیچکس حاضر نمی شود چنین شرطی را قبول کند
معلوم می شود همه ی این اهدافی را که خیال می کردیم هدف نهایی ی ما بوده اند و آنها را بی قید و شرط می خواهیم و از هر چیز دیگری بیشتر دوست داریم اهداف متوسط و بین راهی بوده اند و اساساً هدف نبوده اند بلکه وظایف و اسباب و وسایطی برای رسیدن به هدف واقعی بوده اند
کسی که هدف واقعی خود را نشناسد درحقیقت خودش را نشناخته است و کسی که خودش را نشناسد درواقع هدف خود را نشناخته و اگر بداند که خودش را نمی شناسد جهل بسیط دارد و اگر نداند که خودش را و هدفش را نمی شناسد و خیال کند که خودش را می شناسد گرفتار جهل مرکب از دو جهل شده است یکی اینکه نمی داند و دیگری اینکه نمی داند که نمی داند
تا اینجا اجمالا دانستیم که هدف نهایی ی ما در خود ما و بلکه خود ما هستیم
آنچه باقی می ماند اینست که خود ما چیست و کیست؟
از اینجا به بعد خودشناسی به معنای خاص آن آغاز می شود