مقدمه خودشناسی استاد نوروزی/ بخش چهارم
"نشانه های هدف واقعی"
اولین نشانه ی هدف واقعی ی شما آنست که آنرا از همه بیشتر دوست داری بطوری که حاضری برای رسیدن به آن از همه ی علاقه های دیگرت بگذری ولی حاضر نیستی خواسته های دیگرت را به آن ترجیح دهی
دومین نشانه ی هدف واقعی ی شما آنست که همه چیز در برابر آن تبدیل به وسیله و ابزار شده و ارزش و اهمیت و مطلوبیت ذاتی ی خود را از دست می دهد درنتیجه آنرا مطلق و بی قید وشرط می خواهی و هنگام تزاحم خواسته ها آنرا ترجیح داده و مقدم می کنی
سومین نشانه ی هدف واقعی ی شما آنست که حاضری همه چیز را فدای آن کنی ولی به هیچوجه حاضر نمی شوی که آنرا فدای چیز دیگری کنی
چهارمین نشانه ی هدف واقعی ی شما آنست که برای رسیدن به آن همه چیز جنبه ی ابزاری پیدا می کند و هر وسیله و ابزاری توجیه می شود
اما اینکه تاکنون شنیده اید که هدف وسیله را توجیه نمی کند کاملاً صحیح است ولی مربوط به هدف واقعی نیست و درباره ی اهداف خیالی است و از آنجا که اکثر قریب به اتفاق مردم از شناخت هدف نهایی و واقعی ی خود محرومند و دارای اهداف خیالی هستند بصورت قاعده ی کلی گفته می شود که هدف وسیله را توجیه نمی کند
درحالی که هدف اگر هدف واقعی باشد هر وسیله ای را توجیه می کند وگرنه هدف نخواهد بود
پنجمین نشانه ی هدف واقعی ی شما آنست که
سؤال "چرا" از آن، بیجا و بی معنا باشد
یعنی ابتدا باید با سوال "چرا" انتخابها و انگیزه های خود را یکی پس از دیگری زیر سوال برده تا در نهایت به پاسخی برسیم که سوال "چرا" از آن، بیجا و بی معنا شود
مثلاً وقتی تصمیم به رفتن دانشگاه گرفته اي از خود بپرس چرا می خواهی به دانشگاه بروی؟
خواهی گفت برای اینکه درس بخوانم
می پرسی چرا می خواهی درس بخوانی؟
پاسخ می دهی برای اینکه باسواد شوم
و همینطور سؤال و جوابها را ادامه می دهی تا به جواب آخر که همان هدف واقعی است برسی اگر به جواب آخر رسیدی خواهی دید که سؤال "چرا" بی معنا و مضحک می شود
بنابراین هرگاه دیدیم خواسته ای را به عنوان هدف انتخاب کردیم ولی حاضر نیستم برای رسیدن به آن از همه ی علاقه های دیگر بگذریم و در راه رسیدن به آن قید و شرط می گذاریم و به آن با نگاه ابزاری می نگریم و در مقام تزاحم، آنرا خرج و فدا می کنیم و هنوز جا دارد که "چرا" بگوئیم باید بدانیم که هنوز هدف نهایی را به درستی نشناخته ایم و آمادگی ی لازم برای رسیدن به هدف نهایی ی خود را نداریم
با استفاده از نشانه های پنجگانه منتظر پیدا کردن هدف واقعی ی خود باشید
اگر از ما درباره ی هدف جبری ی هر یک از موجودات این جهان سؤال کنند اغلب پاسخ درخوری خواهیم داد زیرا هميشه تلاش ما برای شناختن موجودات این عالم از مورچه و زنبور گرفته تا خدا و اسلام و پیامبر و امامان بوده و تمامی ی علوم و دانشی که تحصیل کرده ایم در جهت آشنایی و شناخت هرچه بیشتر آن موجودات و قوانین حاکم بر آنها بوده است
ولی چرا کمتر کسی دیده می شود بدنبال شناخت هدف جبری ی خودش باشد؟
جای بسی شگفتی است که ما نهایت حرکت جبری ی انواع و اقسام دانه ها و بذرها را میدانیم اما از آخر و عاقبت نهایی ی خود بی اطلاعیم
آن دسته ی معدودی هم که درصدد برآمده اند تا هدف نهایی ی خود را بشناسند از ابزارهایی برای شناخت خود بهره برده اند که مناسب برای شناخت اهداف سایر موجودات است یعنی همه ی تلاش علمی ی آنها در محدوده ی ادراکات دانستنی خلاصه شده و در بیرون از خود، هدف خود را جستجو کرده اند غافل از اینکه وقتی بدنبال شناخت هدف خود هستیم باید از ادراکات یافتنی بهره جسته و در باطن جان خود کاوش کنیم
گوهر خود را هویدا کن کمال اینست وبس
خویش را درخویش پیدا کن کمال اینست وبس
وقتی هدف نهایی در خود ما است وابزار ادراک و شناخت آن هم در خود ما است یقیناً آن هدف خود ما هستیم
اینکه هدف نهایی ی ما خود ما هستیم و برای شناخت هدف خود باید خود رابشناسیم امری کاملاً بدیهی است ولی چرا در بیرون بدنبال خود می گردیم؟
و چرا وقتی از خود ما به ما خبر می دهند برای تصدیق آن اخبار بدنبال منابع و مستندات بیرونی هستیم؟
و چرا هرچه ما را به خود مراجعه داده و به درون اشاره می کنند باز هم ما به بیرون نگاه می کنیم دلایلی دارد که در فرصت مناسب به آن می پردازیم
چرا هدف نهایی خود ما هستیم؟
زیرا اساساً امکان ندارد که چیزی یا کسی غیر خود ما هدف ما باشد
اگر هرچیزی یا هر کس دیگری را که تاکنون خیال می کردیم هدف واقعی ی ما است مورد آزمایش با نشانه های پنجگانه ی شناخت هدف قرار دهیم خواهیم دید که تنها کسی که می تواند هدف نهایی باشد خود ما هستیم
ادامه دارد...
relatie tussen zelfkennis en gezondheid