عوام چگونه خودشناسی می کند!

خودشناسی مثل روانشناسی، جامعه شناسی و جراحی قلب، علم حصولی و تقلیدی نیست که از این و آن بتوان تقلید کرد، ذات خودشناسی علم حضوری بوده و قابل انتقال نیست، زیرا ذات خودشناسی نیازمند قربانی کردن موانع انقطاع و رابطه ی تفهمی با خود و ذات خود است. 
یک علم خودشناسی هم داریم که برای افرادی است که به ذات خودشناسی (معصومیت) تبدیل شده اند و حالا می خواهند از آن بهشت روایت کنند، اما همه چیز بهشت را نمی توان برای جهنمیان روایت کرد!

عارفان که جام حق نوشیده‌اند
رازها دانسته و پوشیده‌اند

انسان نفسانی با سیستم عاملی که در ذهن خود نصب کرده، بسیار کنجکاو است که از احوالات بهشت و کسی که به خودشناسی و معصومیت تبدیل شده چیزهایی بداند، اما این دانستن برای او تا زمانیکه خودش به معصومیت تبدیل نشده، سمی بیشتر نخواهد بود، زیرا او با منطق نفس، 
حالات بهشت و معصومیت را تکفیر کرده و نیشخند می زند، چونکه منطق خودبین نفس قادر به درک معصومیت نیست. 

سیستم عامل عوام شخصیت گرا نمی تواند با منطق و الگوهای خود یک فرد معصوم و عارف را شناسایی و درک کند، مگر اینکه خود از جنس او باشد. یک کرم ابریشم نمی تواند پروانه را درک کند، باید پرواز کرد تا پرواز را تجربه کرد.

هرکس خودش باید به معراج برود، من نمی توانم عسل بخورم و شما طعم عسل را تجربه کنید!

خودشناسی شناختن آلودگی های هزاران سال حکومت غیرخود بر خود است، خودی که هزاران سال است خودش را ذات نسل بشر جا زده و تمام جوارح و حواس او را به گروگان برده و به این زودی ها دست از حکومتش برنمی دارد، 
مگر اینکه با هشیاری و تعقل مراقبه گون کامل به این من جعلی نظر کنی و تقلبی بودن او را دیده و طلب خود واقعی کنی.

بعضی از افراد هستند که گمان می کنند با خواندن یک مطلب و یک کتاب و نشستن پای سخن یک استاد و حفظ کردن الفاظ می توانند به خودشناسی برسند و این غیرممکن است، زیرا زاهد و شیخ نشان داده که حفظ کردن کتاب دینی اش نشان فضیلت او نیست.

از چه ای کَل با کلان آمیختی؟                   
تو مگر از شیشه روغن ریختی؟

از قیاسش خنده آمد خلق را                          
کو چو خود پنداشت صاحب دلق را

اگر خودشناسی هدف فطری و انتخاب اولیه ی توست، ابزار آن هم باید از جنس هدف باشد، یعنی باید معصوم و صادق بود تا به معصومیت تبدیل شد. وسیله باید از جنس هدف باشد. جنس وسیله همیشه جنس هدف را لو می دهد. با حیلت و ذهن سیاسی غیرممکن است به معصومیت تبدیل شد. 

ما انسانها را نه از روی لفظمندی، نه از روی نوع و میزان کتاب هایی که می خوانند، نه از روی شغل و دانش و مقام او، نه از ثروت و جایگاه اجتماعی او، بلکه از روی رفتار و علائم انقطاع خواهیم شناخت. 
ادامه دارد...

قاسم سلطانی