هدف شناسی در خودشناسی/ بخش دوم

حالا از کجا بفهمیم که هدف واقعی ما چیست و چگونه می توان هدف شناسی کرد، زیرا ممکن است یکی بیاید و بگوید که هدف من ثروت و مقام است، اما خیلی ها وقتی به ثروت و مقام دلخواه خود می رسند، باز به آسودگی و آرامش واقعی نرسیده و به دنبال سرابی دیگر می روند و در واقع از هدفی به هدف دیگر می پرند و این نشان می دهد که در هدف شناسی ترازوی واقعی ندارند.

ترازو گر نداری پس تو را زو رهزند هر کس
یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد
نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد
نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد

یکی از نشانه های هدف واقعی این است که نمادهای انقطاع را در شما حذف کند، زیرا نمادهای انقطاع اختلالاتی هستند که انسان را از انسانیت دور می کنند.

اگر یک دستگاه یخچال به جای اینکه مواد خوراکی شما را سرد نگه دارد، مواد خوراکی را فاسد کند، آن دستگاه دیگر ماهیت خود را از دست داده و تبدیل به دستگاهی خطرناک شده که مواد خوراکی شما را فاسد می کند. 
نمادهای انقطاع نیز انسان را فاسد می کنند و انسان تبدیل به موجودی می شود که معجونی از تمام تلخی ها و زشتی های عالم است و به جای تجربه ی زندگی واقعی، یک زندگی آلوده به نمادهای انقطاع می سازد و هرگز به هدف خود نمی رسد.

یکی دیگر از نشانه های هدف واقعی این است که شما همه چیز را فدای آن هدف کنید و هیچ چیزی را نتوانید با آن معاوضه کنید. 
برای مثال اگر شما می گویید که هدف من ثروتمند شدن است، آیا می توانید همه چیز را فدای ثروت کنید!؟
اگر شما می گویید که هدف من مشهور شدن است، آیا شما می توانید همه چیز را فدای مشهور شدن بکنید!؟

یکی دیگر از نشانه های هدف واقعی این است که واژه ی "چرا" از آن محو شود. یعنی برای مثال شما می گویید که هدف من از زندگی پادشاه شدن، ثروتمند شدن، دانشمند شدن است، خب در اینجا "چرا" هنوز جا دارد، چرا می خواهید پادشاه شوید!؟ 
اما در اینکه چرا عسل شیرین است، دیگر چرا جا ندارد، زیرا ذات عسل شیرین است.

شما اگر خدای بیرون را هم ملاقات کنید، تمام دنیا را هم به شما بدهند، اختیار و قدرت همه چیز را هم داشته باشید، اما اگر به هدف واقعی و فطری خود نرسید، به هرچه که دست بزنید آن را خراب و همه چیز را سوءشناخت خواهید کرد.
شما با نمادهای انقطاع به هر هدفی که برسید، ناکام هستید، زیرا هدفی که نتواند نمادهای انقطاع را حذف کند، هدفی تقلبی بوده و هدف فطری شما نیست.

شما اگر یک دانه ی انگور را در خاک و آبی متناسب با هدف آن قرار ندهید، آن دانه به انگور و هدف فطری خود تبدیل نمی شود، انسان نیز این چنین است، اگر او را متناسب با هدف فطریش تربیت نکنی، او به جای انسان، تبدیل به موجودی غیرطبیعی می شود که طعم پرورشی و نفسانی دارد و مزه ی ارگانیک نمی دهد.

تو باید مزه ی انسان بدهی و نشانه های انقطاع نه تنها ما را بدمزه می کنند، بلکه زهری هستند که وارد ما شده و ما را فاسد می کنند و هرکس که نزدیک ما شود نیز مسموم می شود.
ادامه دارد...

قاسم سلطانی