#خودشناسی/ بخش هشتاد و شش
در باره ی ایرانیان مهاجر
ایرانیان خارج از کشور را می توان به چهار گروه طبقه بندی کرد:
گروه اول: پناهندگان سیاسی که بعد از وقوع انقلاب سال ۱۳۵۷ مجبور به ترک کشور شدند و ترک اجباری آنها از کشور به دلیل خطر جانی همچنان ادامه دارد.
این گروه افرادی هستند که با نظام جمهوری اسلامی مشکل دارند و کلا افراد سیاسی هستند.
توجه داشته باشیم که افراد سیاسی "معمولا" از طبقه ی روشنفکر جامعه تشکیل نمی شوند.
گروه دوم: روشنفکرانی که تحمل جامعه ی ایران بنا به دلایل فردی، اجتماعی و سیاسی برایشان دشوار بود.
هجرت این گروه از کشور که فرار مغزها نیز نامیده می شود، نه "فقط" به دلیل رفتارهای حکومت جمهوری اسلامی،
بلکه به دلیل رفتارهای عوام در جامعه، ساختارهای عقب افتاده ی کشور، نبود چشم انداز سالم برای آینده ی خود و فرزندانشان و به منظور ایجاد فرصتی بهتر برای کمک به همنوع و هموطنان خود بوده است.
مهاجرت این گروه حتی قبل از انقلاب ۱۳۵۷ نیز به صورت پراکنده اتفاق می افتاد؛
اما این روند در انقلاب ۱۳۵۷ و با پی ریزی جمهوری اسلامی ایران شدت یافت.
گروه سوم: پناهندگان و مهاجران اقتصادی و اجتماعی هستند که برای زندگی متفاوت و شغل بهتر و برای تحصیل علم ترک وطن می کنند، به عبارتی برای ارتقای جایگاه اجتماعی و امکانات بهتر مهاجرت می کنند؛
که آقازاده ها نیز شامل این دسته و گروه می شوند.
گروه چهارم: گروهی بزهکار و فراری هستند که فرصت زندگی در خارج از کشور را کشف و راهی فرنگستان شدند.
ناگهان چهار تیپ و طبقه ی مختلف یکدیگر را در فرنگستان و خارج از کشور ملاقات می کنند،
یک فرد بزهکار و جاه طلبی که هرگز با روشنفکر ملاقات نکرده، او را در همسایگی خود ملاقات می کند، در حالیکه آداب رفتاری را فرا نگرفته است.
حالا این چند تیپ و دسته که رابطه ی تفهمی باهم ندارند،
و اختلاف طبقاتی و فرهنگی بین اینان زیاد است، در کنسرتی و در مراسمی که یکدیگر را می بینند، بلد نیستند چگونه با هم رفتار کنند؛
و این باعث فاصله گرفتن ایرانیان مهاجر از هم می شود.
دلیل دیگر فاصله گرفتن ایرانیان در خارج از کشور، خود کم بینی، خودبزرگ بینی و فرافکنی رفتارهای خود در دیگران است.
اغلب ایرانیان خارج از کشور با میزبان بسیار محرم و خودمانی، اما با هموطن خود غریبه هستند و این ناهنجاری و آسیب است.
ایرانیان خارج از کشور برای سلامتی روان خود و نسل های بعدی هیچ چاره ای جز رفتار دوستانه و محترمانه و صمیمی با یکدیگر ندارند و اگر بحران رفتارهای غیر دوستانه و خشک را بینشان حل نکنند،
آسیب های جدی به روان خود و نسل های بعدی و در شناساندن خود به ملت میزبان خواهند زد.
ملت میزبان و ملت های دیگر رفتار غیردوستانه ی ایرانیان با یکدیگر را امتیاز نمی دانند، بلکه آن را یک اختلال رفتاری و اجتماعی تعبیر و تحلیل می کنند و حق هم با آنها است.
کشور میزبان می گوید اگر ایرانیان به یکدیگر نمی توانند اعتماد کنند، پس ما هم به آنها اعتماد نمی کنیم!
برای شناسایی عوامل دیگر رفتارهای ناهنجار ایرانیان خارج از کشور و عدم اتحاد آنها و شفافیت بیشتر موضوع می توان از روشنفکران و نویسندگان تبعیدی دعوت به عمل آورد و سمینارهایی تشکیل داد،
و حتی می توان مستندها و فیلم هایی در این باره ساخت و نشست های تلویزیونی نیز برگزار کرد؛
هرچند که بخش بزرگی از ایرانیان خارج از کشور شناخت وثیقی از روشنفکران هموطن خود ندارند و تحصیلکرده ها را با روشنفکران هم آمیز می کنند.
# قاسم سلطانی
relatie tussen zelfkennis en gezondheid