#خودشناسی/ بخش هشتاد و چهارم
حرف های قشنگ اما...
همه می توانند حرف های قشنگ بزنند و مغلطه گر برای فریب عوام متوسل به پیچیده و ابهام گویی هم می شود؛
واژگان گران قیمت را کنار هم می چیند و تسبیح سخن می بافد تا برای خود دکان و کاریزما ایجاد کند.
هر آموزه ای، هردینی و هر کلامی که به نمادهای انقطاع بی توجه و بی اعتنا باشد،
آموزه ای غلط و انحرافی است.
هر رفتاری که ما را از نمادهای انقطاع دور کند، رفتاری درست و سالم است و هر رفتاری که در جهت تقویت نمادهای انقطاع باشد، رفتاری ناهنجار و ناسالم است.
معیار، حذف نفس و نمادهای انقطاع است و دیگر هیچ
مغلطه گر هزاران حرف قشنگ می زند، تا یک دروغ اساسی را تحمیل کند.
انسانها را فقط و فقط از روی نمادهای انقطاع بشناسیم، نه از روی حرف های قشنگی که از این و آن تقلید می کنند.
استادی که منبعش فلان دانشگاه، فلان دین، مذهب و فرقه است، چه ارزشی دارد؟
تقلید چه ارزش معنوی دارد؟
هرکس خودش باید به معراج برود.
مسیح باش نه مسیحی
مولانا باش نه مولانا شناس
چه کسی می تواند انسان به نور رسیده را تایید و یا رد کند!؟
اگر تو با عقل خودت نتوانی حقیقتی را فهم کنی، آیا تایید دیگران تو را به "فهم و تفهم" می رساند؟
فهم دیگران چه ربطی به فهم تو دارد؟
هدف از خودشناسی تبدیل شدن به فهم و عقل است.
خودشناسی می خواهد خود تو را پادشاه و ترازوی حقایق کند و تو را از وابستگی و گدایی این عالم و آن عالم نجات دهد.
ترازو گر نداری پس تو را زو رهزند هر کس
خودشناسی می خواهد تو را عارف کند.
هرکسی از پس علم برمی آید، اما برای شناخت و فهم حقایق هیچ چاره ای جز تبدیل شدن به معصومیت و زلالی نیست.
خودت را با فلان مدرک و اطلاعات کوچک و محدود نکن،
تو بزرگ تر و باشکوه تر از یک مدرک و عنوان هستی
اجازه نده تو را با القاب دکتر و مهندس کوچک و تحقیر کنند؛
اینها علاقه ای به خود تو ندارند، اینها علاقه شان به متعلقات توست و خود تو را درک و فهم نمی کنند.
شخصیت و عنوان پرست با عناوین رابطه برقرار می کند نه با قلب ها و خود افراد.
هدف از خودشناسی، ایجاد رابطه ی تفهمی و اتصال هیجانی با فهم و عقل خودمان است؛
بدون اینکه نیازی به تایید فلان ارگان، دین، فرقه و مدارک دانشگاهی باشیم.
منگر به هر گدایی که تو خاص از آن مایی
مفروش خویش ارزان که تو خود گران بهایی
#قاسم سلطانی
relatie tussen zelfkennis en gezondheid