فوق العاده

یگانگی هویت من است.
من متکی به خداوند و خودم هستم.هیچ چیزی نمی تواند به من هویت ببخشد.نه محل زندگی من-نه شغل من- نه اتومبیل من-نه خانه و دانش من.
دانستن آنها برای تغذیه نفس است و در نتیجه دانستن آنها ملاقات را با من اصلی دور می کند.حتی این واژه ها هم من نیستم.این واژه ها یک اشاره ی کوچک به سمت ملاقات با خود اصلی من و تو هستند.یک وسیله برای شناخت و آگاهی.
هیچ نوشته ای و هیچ چیزی متعلق به من نیست و همه چیز متعلق به من است و من نی لبکی هستم که سعی در خالی نگه داشتن آن را دارم تا هرم نفس های معرفت و حقیقت به آن بدمد.
اگر بخواهید من را بشناسید از من دور خواهید شد.من دعوت می کنم بیایید دست در دست هم خودمان را بشناسیم و نه این منی که در بازار معمول است.منی که در بازار است برای فریب دیگران است.
وبلاگ مقابل شما یک وبلاگ خودجوش مذهبی و عرفانی می باشد. لازم می دانم اشاره به این داشته باشم که عرفان به معنی بریدن از جامعه و زندگی و بلند کردن مو و ریش نیست.
عرفان یعنی خود زندگی نه خرافات زندگی. یعنی روئیدن - زائیدن - خودنوازی - نی نوازی - خودرو - خودزا - آفریدن- آوریدن - عرفان یعنی زندگی با شناخت و دانایی. عرفان می گوید زیادی به این و آن نچسب به این عقیده به آن باور نچسب به گذشته و آینده نچسب _ اگر بچسبی در حقانیتت سماجت می کنی و خودت را محدود می کنی.
عرفان می گوید با محدود بودن به محدود می رسی نه به محبوب. عرفان می خواهد تو را از محدودیت به کمال برساند. عرفان می گوید اول خود را بشناس سپس غیر خود را - خودشناسی یگانه داروی مشکل بشر می باشد.
من می نویسم و مسئول چگونه خواندن آن نیستم - یعنی اینکه انتظاری از نوشتنم ندارم ... انتظار یا خواستن نشان بر فقدان عشق است و عملی که در آن عشق مفقود است عمل نیست فعالیت است - و نتیجه فعالیت درد و رنج خواهد بود.
درختان و گلها به خاطر اینکه به جایی برسند و مقامی کسب کنند نمی رویند.
من می نویسم یا می رویم و بهره بردن و نبردن شما به من مربوط نیست - هر گونه استفاده و سو، استفاده از آن مربوط به خود شماست - توجیه و ملامت هم مربوط به خود شماست.همان چیزی که مانع رسیدن ما به هشیاری است.
به قول چوانگ تزو: تور ماهیگیری یک وسیله است هدف ماهی است تور را فراموش کن. حرف های من هم یک تور است. اگر نمی توانی ماهی بگیری اول باید بروی و صیادی یاد بگیری و البته آدم عاقل از ابزارش مواظبت می کند.
اگر کسی می گوید زندگی همین است که هست و این حرف ها عملی نیست او خودش را در یک بن بست و قالب قرار می دهد و بر اساس آن قالب و در همان قالب می خشکد و فراموش نکنیم که یک شخصیت شرطی هیچ چیز را نمی تواند تحریف نشده نظاره کند.
ذهن با شیادی هایی که یاد گرفته مقاومت می کند و می گوید من مشکلی ندارم یا اگر دارم چاره اش این نوشته های سانتی مانتال نیست.اینان اشخاصی پاداش جو و سودجو و بهره محور هستند.
البته اینان نه - بلکه نیروی حاکم بر نیم کره سمت راست مغز این هاست (اهریمن) و آن نیرو همان ذهن می باشد که از تاریکی میترسد به باقی ماندن علاقه دارد به همین جهت از ترس درد زایمان عقیم و از لذت تولد بی خبر است.
این اهریمن (بی خردی - نفس ذهنی - ناهشیاری- وابستگی به گذشته ها) موفق به فرمانروایی در قسمت راست نیم کره انسان از بدو تولدش می باشد - تلاش وی در این بوده است که این قسمت مهم مربوط به عشق را سست کرده و از بلوغ آن جلوگیری و او را در کودکی ماندگار بکند چرا که فرمانروایی بر کودک سخت نمی باشد به همین جهت به کودک درون هم معروف می باشد.
در زهن و نفس عدم اطمینان مضمر است و در عدم اطمینان تضاد مضمر است - توهم و شکاکی مضمر است.
به قول مولانا " با نفس نمی توان پای پیش مذاکره نشست نتیجه اش از قبل معلوم است.
شناخت و آگاهی و ادراک درست حقیقت- بدون توجیه و ملامت امکان پذیر است.
در این وبلاگ ما همه سعی خواهیم کرد به موضو عاتی بپردازیم که انسان روزمره با آن تکرار زندگی می کند و فرار را به قرار ترجیح می دهد...باید اشاره بکنم که خودشناسی تنها راه حل هرگونه مشکل انسان است .
توان بالقوه رسیدن به خودشناسی در همه وجود دارد زیرا ما موجودت الهی هستیم. تمام صفات خداوند در روح ما خلق شده است اما هر کس و همه کس قدرت و توان بالفعل کردن آنها را ندارد.مگر آنکه از خود رو بگرداند.
طریق معرفت یعنی تصفیه باطن و تخلیه ذهن و ملاقات با خود کاذب و جعلی می باشد و این رو در رویی و ملاقات با خود جعلی (شیطان) بدون تردید ممکن است با ترس ها و نگرانی ها یی همراه باشد.
جالب است که همان ترس ها و نگرانی ها هم کاذب و جعلی هستند. یک عمل جراحی ساده همراه با درد است.هر تولدی با درد همراه است. درد زایمان - حمل چهل هفته کودک در شکم مادر است. حال اینکه درد خودشناسی حمل هزاران سال فرمان روایی خرافه بر انسان است.
مهربان باش این درد را تحمل کن ارزشش را دارد - چیزهای گران قیمت همیشه به سختی به کف می آیند.
مشکلی به نام "ذهن سالاری" مادر این موضوع ها می باشد و تام مشکل بشر را در بر دارد.
شاخه ها :
تکرار در ذندگی - فقدان عشق و شفقت - دیگر همسرم و یا دوستم مثل قبل جذاب نیست - خطر مقایسه - رفتار و اخلاق خواجگی و در نتیجه عقیم ماندن از زندگی - مانند (قادر نیستی زنگ بزنی حال دیگری را بپرسی که مبادا پررو میشود) شکایت از اینکه قدیم حال و هوای دیگری داشت - نگرانی - مدرک گرایی - مقام گرایی - ثروت گرایی - بهترین ارث ممکن برای فرزندان - غریبه چیست و آیا وجود دارد ! حسادت چیست ! و خطرات ناشی از آن به خود به همسر به فرزندان و به طبیعت - خودمحوری - رنج - نفرت - شیدایی - هنر و هنرمند واقعی - موضوع تمایلات جنسی - خنده و ...
قاسم سلطانی

ساکت باشیم تا صادق باشیم... برای یک توجه با کیفیت بهتر است داشته های قبلی خودمان را دخالت در توجه ندهیم چرا که ما هیچ معیار اندازه گیری نمی توانیم برای چیزی که نمی شناسیم داشته باشیم - پس با داشته ها و باورها یمان نمی توانیم ناشناخته را اندازه بگیریم. 
من ماهم - خورشیدم - پرنده ام - خاکم - سنگم - گلم - خارم - درختم - آبم - حســن هستم - اعظم هستم - علی هستم - مجید هستم - سارا هستم - محمد هستم - جمشید هستم - شهین هستم - فریدریک هستم - نیکول هستم - کوه و دریا هستم - بز و گاو هم هستم - نویسنده هستم - خلبان و سرباز هستم - مرغ و گاندی هم هستم - آدولف هیتلر هستم - وکیل و سگ و رقاص و دکتر هم هستم - مولانا هستم - وزیر - بناّ - کارگر و نقاش هستم - پرستار مهندس فضانورد - سنگ نورد - فوتبالیست هم هستم - رئیس هستم - نگهبان هستم - ثروتمند هستم - پنجره و صندلی چوبی هستم - بهار تابستان پاییز و زمستان هم هستم - فان خوخ و نیچه و پیکاسو هستم - انیشتین - سوپور و دندانپزشک هستم -کبوتر و نماینده سازمان ملل متحد هم هستم و من همه چیز هستم... 
امیر فوق دکترای شیمی را از طریق بورس دولتی در خارج از کشور گرفته و باقی ماندن را به بازگشتن ترجیح داده است. خانمش اعظم فوق لیسانس مامایی را از ایران گرفته است. 



امروزه روانشناســــی شعبه های بسیار پیدا کرده است. این شعبات محصول و معلول بازی فکر با کلمات است. هر روز لباس جدیدی بر عباراتی می پوشاند و ما که مشکلات روحی داریم میان این همه کتاب و مکتب سرگردان می مانیم. جالب است که هر کدام با تبلیغات خاصی دکان خود را بالاخره رونق می بخشند و ما به این دکان ها یکبار هم که شده سرک می کشیم تا شاید شاهد مقصود را اینبار بیابیم.
relatie tussen zelfkennis en gezondheid