امروزه روانشناســــی شعبه های بسیار پیدا کرده است. این شعبات محصول و معلول بازی فکر با کلمات است. هر روز لباس جدیدی بر عباراتی می پوشاند و ما که مشکلات روحی داریم میان این همه کتاب و مکتب سرگردان می مانیم. جالب است که هر کدام با تبلیغات خاصی دکان خود را بالاخره رونق می بخشند و ما به این دکان ها یکبار هم که شده سرک می کشیم تا شاید شاهد مقصود را اینبار بیابیم.

تا کی دنبال خرید و فروش خس تلاش می کنی - خس به چه کار می آید ! همین که از حصار نفس و ذهن و از اسارت کلمات و تفاسیر و از گذشتگان خارج شدی در عالم نــــور هستـــــی.

حرکت جنین شروع رهایی است. زیرا جنین به واقع می خواهد از مکان تنگ و تاریک خود خلاص بشود.

دید ما تنگ است شرطی است. قضایا را در چهارچوب دید شرطی و غبار گرفته خود می بینیم اول باید دید شرطی خود را پاک کنیم تا حقایق را ببینیم.

آدمی دید است باقی لحم و پوست             هر چه چشمش دیده است آن چیز اوست

علمی که مبتنی بر کلمات است و سابقه عینی و ملموس ندارد برای جلب و جذب دیگران صادر می شود و با بهتر بگوئیم علومی که مصرفش برای پز و افاده و سرگرمی است و اگر خربداری پیدا کند او را چند صباحی می فریبد و اگر طالب نداشته باشد در هوا معلق می ماند و یا چون حباب صابون با صدای خفیفی می میرد.

انسانی که به بازی با کلمات خو گرفته است هرگز به حقیقت نمی رسد مدام در وادی ظلمانی جهل راه می سپرد.

می کند گستاخ مردم را به راه          خود به جان لرزان تر است از برگ کاه

باید دست کشید - دست شست - به عنوان سرگرمی تلقی کردن اشکالی ندارد...

مانند داروی ضد درد شما را سرگرم می کند و مشکلات شما هم برای مدتی مخفی می شوند. اما او باز می گردد... او قدرتمند است بر انسان از بدو تولدش فرمانروائی کرده و ما با این علوم کم مصرف می خواهیم بر او غلبه کنیم..کاربرد واقعی و مؤثر ندارد ولی متاسفانه امروزه این دکان ها بیشترین مشتری ها را دارند... مشتری هم عامل بدبختی و انحراف ماست. اگر علوم تقلیدی و من در آوردی ما مشتری نداشت دکانمان را می بستیم و زودتر متوجه درون و نـــور ذاتی خود می شدیم.

خویش را عریان کن از جمله فضول          ترک خود کـــن تــــا کند رحمت نزول

 

 اقتباس از پیمان آزاد